• امروز : جمعه, ۱۵ فروردین , ۱۴۰۴
  • برابر با : Friday - 4 April - 2025
4

رهایی از بهاییت به روایت عطاالله قادری

  • کد خبر : 2706
  • 14 فروردین 1404 - 23:41
رهایی از بهاییت به روایت عطاالله قادری
عطاالله قادری ایرانی رها یافته از فرقه بهاییت در مورد علت حمایت اسراییل از این فرقه می‌گوید و اینکه برگشتن از این جریان چه عواقب خطرناکی برای افراد دارد.

به گزارش نقطه تسلیم، فرقه‌ بهاییت شاخه‌ای از آیین بابیه است که در قرن سیزدهم قمری توسط میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله معرفی شد.

میرزا حسینعلی از رهروان سید علی‌محمد باب بود که پس از فوت باب، فرقه بهاییت را پایه‌گذاری کرد، پس از بهاءالله،‌ پسرش عباس افندی معروف به عبدالبهاء و سپس شوقی افندی، نوه دختری عبدالبهاء رهبریِ بهاییت را به‌عهده گرفتند.

پس از شوقی، در جانشینی او اختلاف شد و بهاِیان به گروه‌های مختلفی همچون بهاییان بیت‌العدلی و بهاییان ارتدوکسی‌ تقسیم شدند؛ امروزه رهبری بهاییان در دست بیت‌العدل واقع در کشور غاصب اسراییل است.

عطاالله قادری از توبه کنندگان بهاییت در ایران که در سال ۱۳۷۲ تحری یافته و توبه کرده است، در برنامه تلویزیونی محفل از شبکه سه رسانه ملی حاضر شد، قادری در زمان عضویت در تشکیلات بهاییت، نماینده تام الاختیار بهاییت در غرب کشور، مشاور بیت العدل در حیفا اسراییل، مشاور مجمع ملی بهاییت ایران مستقر در ایران و مبلغ جامعه بهاییت در استان مرکزی بود.

این یکی از بی نظیرترین و معدود برنامه‌هایی است که رسانه ملی در آن هرچند کوتاه به بهاییت پرداخته و در این برنامه پر بیننده توانسته با گفت و گو با یکی از نجات یافتگان از این فرقه گامی در مسیر جهاد تبیین در راستای ظهور حضرت ولی عصر عج بردارد؛ در ادامه صحبت های این رهایی یافته از فرقه بهاییت را می‌خوانیم:

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایه امیرالمومنین والائمه الهدی سلام الله علیهم اجمعین، مادر من یک زن خداترس و متدینه بود، قبل از آن که روحانی محل ذکر مصائب را در روستای ما تمام کند، او در روستای بعدی حاضر می‌شده، جا می‌گرفته تا روضه اهل بیت را از دست ندهد، پدر من ذاکر اهل بیت و پدربزرگم معمم بود، اما در اثر تبلیغات وسیع و گسترده بهاییت و تفسیر به رای آیات قرآن و تاویل روایات نبوی و ائمه اطهار علیهم السلام، بسیاری از کسانی که در آن روستا شیعه، مسلمان، اهل دین و سینه زن امام حسین (ع) بودند به تعداد ۲۸ خانواده به همراه روحانی روستا بهایی شدند.

فرقه‌ها شیوه‌های خاصی در جذب افراد دارند، آنها شیوه‌های خاصی در جذب افراد به ویژه مسلمانان به کار می‌گیرند.

پدر من جذب بهاییت می‌شود، پدر من با داشتن سه دختر و یک پسر به دستور بهاییت حاضر به طلاق مادر مسلمان من می‌شود در واقع او با ورود به این فرقه قصی القلب می‌شود.

تمام حرف‌های بهاییت شعار و دهن پر کن است، مادرم به خیال خودش می‌گوید شاید پدر من بعد از مدتی برگردد، از اسلام قهر کرده و بر می‌گردد، مادر من برای اولین بار با زور پدرم به جمع بهاییان روستا می‌رود، خودش نقل می‌کرد وقتی وارد می‌شود در آن جمع نامانوس و نامعلوم سه بار غش می‌کند، خانم‌ها را در کنار آقایان بدون روسری و بدون روپوش می‌‌‌‌‌‌‌بیند با وضعیتی زننده، اما به هوشش می‌آورند، شگرد بهاییت محبت بی‌مورد است، ایشان را دوره می‌کنند،  آنقدر به او محبت می‌کنند و فرصت فکر کردن را از او می‌گیرند و در نهایت وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند، از آنجا که همانند سایر احزاب که هدف وسیله رو توجیه می‌کند، در بهاییت هم همینطور است، همه چیز حتی مرده در راستای تحقق اهداف بهاییت است، هیچ کس حق ندارد بچه خودش را تربیت کند،ر چون در بهاییت تربیت اشتراکی است، به قول شهید رجایی بهاییت زیر چمبره و سیطره تشکیلات است و از خود اختیاری ندارد.

مادرم می‌بیند بچه‌ها تحت تعلیم بهاییت قرار می‌گیرند، با وجودی که دلش می‌خواسته با توجه به اینکه خانواده خودش مسلمان و متدین برگردد، مجبور می‌شود وضعیت را تحمل کند به امید روزی که برگردند، ولی بهاییت پل‌های پشت را خراب می‌کند، اجازه نمی‌دهد فردی که در دام عنکبوت آسای بهاییت افتاده رها شود و در نهایت متاسفانه و هزار متاسفانه در همان موقعیت بهایی از دنیا رفت.

من بهایی زاده بودم و در یک جامعه بهایی رشد و نمو کردم، در تهران زندگی می‌کردم حسینیه ارشاد می‌رفتم، در شهر خمین زندگی می‌کردم.

من در زمان حاکمیت طاغوت در خمین به دور از چشم ساواک در کلاس کشف الاسرار امام خمینی (ره) و کلاس‌های کتاب ولایت فقیه شرکت می‌کردم، نه برای بهره‌مندی از فیوضات این ۲ مجلس بلکه به دلیل اینکه با متون و شیوه‌های آنها آشنا بشوم تا در آینده در مواجهه با مسلمین بتوانم از این متون سو استفاده کنم تا آموزش‌های لازم را کسب کنم.

بهاییت برای هر نوع مسلمان مُبَلِغ خاصی را تربیت می‌کند، مسلمانان شناسنامه‌ای، مسلمانان که عامل به احکام نیست، مسلمانان دو آتشه که عامل به احکامند؛ برای هریک از انواع مسلمانان یک نوع خاصی مبلغ دارند، آموزش‌های خاصی که کارآمد باشد تا در مواجهه با یک فرد مسلمان تاثیرگذار باشد.

قبل از انقلاب اسلامی در آن سال‌ها ۱۸ ساله بودم و مورد اعتماد تشکیلات جامعه بهاییت قرار گرفتم؛ در حالی که در اراک، خمین و الیگودرز تحصیل می‌کردم همزمان به عنوان مبلغ بهاییت نیز فعالیت می‌کردم به شکل غیرمحسوس و به تاسی از بانیان خود بهاییت.

میرزا حسینعلی نوری مازندرانی مقلب به بهاالله در عکا (نام شهری بندری در اسراییل) خودش را مسلمان جا زده بود، عبدالبها به عنوان امام جماعت مسجد جزار عکا در اسراییل عمل می‌کرد و سه روز قبل از مرگش در آن مسجد بود.

مرکز اداری و سیاسی جامعه بهاییت در حیفا اسراییل است، من در ۴۱ سالگی تحری کردم و اسلام را به عنوان باور دینی جستجو کردم.

در آن زمان تشکیلات وقتی برگشت من به اسلام را دید، من را تطمیع کردند، خانه‌ای سه طبقه در سعادت آباد به من پیشنهاد دادند، می‌خواستند ماهی ۴۰ میلیون تومان به من حقوق بدهند تا فقط و فقط در مورد هیچ چیز صحبت نکنم، بهایی هم نشوم، مسلمان باشم و بر خلاف تشکیلات بهاییت چیزی نگویم.

من گناهی نکرده بودم، در یک شهر کوچک در میاندوآب زندگی می‌کنم، به آنها توهین نکردم، هیچ کاری به آنها نکردم اینها فقط به خاطر برگشت من از بهاییت بود.

از آن موقع تاکنون بلایی نیست که به سر من و خانوادم نیاورده باشند، بعد از ۳۲ سال از برگشت من و تزلزلی که در تشکیلات بهاییت به وجود آوردم این کارها را می‌کنند.

روزهای اول ۳۰ خانم بزک دوزک کرده سه روز در منزل ما در میاندوآب بودند، می‌گفتند شما منشا بزرگی در بهاییت هستید، وقتی شمار را می‌بینیم یک حالت روحانی به ما دست می‌دهد، ما به خاطر شما بهایی هستیم، بیا این سنگ را از دامنت بریز هر چیزی میخواهی به تو می‌دهم برگرد، شرمم می‌آید عینا آنها بازگو کنم، همه چیز در راستای تحقق اهداف بهاییت است، برای آنها هیچ چیز غیر از بقای تشکیلات مهم نیست.

آنها توسط عواملشان پشت بام خانه ما را سوراخ کردند، گروهی دارند به نام محبین جامع بهاییت، در لوله بخاری خانه ما نیمه شب شن ریختند تا ما خفه بشویم، به لطف خدا برای خوردن آب بیدار شدم و فهمیدم و خدا نجاتمان داد، درب ورودی خانه را جوش دادند تا نتوانیم بیرون برویم.

در عروسی دخترم در جوراب زنانه نجاست ریختند و در مجلس پخش کردند، یک لنگه کفش از همه میهمانان بردند، پسرم را چند مورد لجن مال کردند و چه مسائلی به بار آوردند.

این حرکت‌ها هنوز ادامه دارد، اما به شیوه‌های دیگر، مواردی مانند تقدم در سلام، عیادت از بیمار و کارهای دیگر هیچ کدام واقعی نیستند و توجیهی برای خوب جلوه دادن بهاییت است، همه این ظواهر برای خوب جلوه دادن این فرقه است.

وقتی من مسوول بودم وقتی یک مسلمان در جامعه بهاییت می‌آمد، من اشاره می‌کردم مناجات را بخواند تا تحت تاثیر قرار گیرد؛ چشمانش را می‌بست با حالت روحانی کذایی می‌گفت: “حضرت سید الشهدا روحی له الفدا، در دشت کربلا، به دست اعدا (دشمنان) محصور، حتی آب گوارا را از او دریغ داشتند” تا آن مسلمان تحت تاثیر قرار بگیرد، دیدگاه او اگر هم مثبت نیست، منفی هم نشود یا لااقل بی‌تفاوت باشد.

بچه های غیرواجب التعلیم چهار ساله را تحت تعلیم‌های ویژه خودشان قرار می‌دهند، باورهای غلط بهاییت را با نام باور دینی به خورد بچه‌ها می‌دهند.

قبله بهاییت قبر بهاالله در عکا است که ۱۷ درجه با مکه تفاوت دارد، زمانی که زنده بود شعارش این بود که همه اعمال را به جا بیاورید، “حباًً لجمالی” برای خاطر من، ایشان در عکا بود من تعجب می‌کنم از بهایی‌ها که بعضا سوال می‌کردم که بهاییان ایران از کجا خبر دارند که او کجای عکاست که به کدام سمت نماز بخوانند؟

حتی در زمان حیاتش خودش را قبله متحرک معرفی کرده بود، خودش در قبال ایرادی که شیخ مهدی گیلانی به اصل قضیه گرفته است گفته: «ای نادان دیدار صورت من بهشت است و دوری از دیدار صورت من جهنم است.»

بهاییت معتقد است که سید علی محمد باب شیرازی از شیراز ادعای نیابت عامه، بعد نیابت خاصه، نیابت خود قائمیت، خود رسالت و در نهایت ربوبیت می‌کند و او در نهایت گفت: “لا اله الا انا المسجون الفرید” و استناد به آیات قرآنی کرد که در واقع جمله استفهامی است، در این آیه قرآن خداوند به پیامبر می‌گوید: ای پیامبر به مردم بگو شما خیال می‌کنید خدا از پس ابرهای غلیظ می‌آید تا شما او را ببینید و امر منقضی می‌شود، بها الله به مردم می‌گوید که این جمله خبری است و خدا به مردم خبر می‌دهد که من یک روز می‌آیم و او به همین استناد کذب می‌گوید که من خدا هستم و در واقع ادعای خدایی می‌کند!

وقتی ژنرال آلن بی به عنوان فرمانده لشگر اعزامی انگلیس در جنگ جهانی اول در دولت عثمانی که کشور الان فلسطین است، دچار قحطی می‌شود، عبدالبها انبارهای وسیعی از غلات داشته و آنها را در اختیار او می‌گذارد و از او قول می‌گیرد که در آینده بر اساس نیات یهودی‌های دنیا کشوری به نام اسراییل آنجا راه اندازی کند.

علت اینکه مقر بهاییت چه اداری و چه قبله آنها در اسراییل است، این است که تمامی اماکن مقدسه بهاییت در اسراییل اعم از اماکن حین احداث و اماکن موجود از مالیات معاف است، درحالی که خود یهودی‌ها از مالیات معاف نیستند.

موضوع دیگر فرقه‌ای به نام تبشیری مسیحیت صهیونیستی اوانجلیس است،  ای مسلمانان از این فرقه غافل نباشید، این فرقه در یک سال ۳۸ میلیارد دلار گردش مالی دارد، آنها بر این اعتقادند که اگر ما می‌خواهیم حضرت مسیح (ع) رجعت کند باید با عملکرد خودمان کاری کنیم که اسراییل از رود نیل تا فرات را در اختیار داشته باشد و سعی ما همواره این باشد، فرقه اوانجلیس در راس است فرقه بهایی و صهیونیست در کنار آن هستند.

از آنجا که در نوجوانی در الیگودرز، خمین و مجالس اهل بیت با هدف دیگری شرکت می‌کردم، این باورها اثر مثبت خود را در قلب من داشته است، مصائب امام حسین (ع) و حضرت زینب (ع) موثر بوده است، خداوند به حکمت بالغه خود می‌دانست که یک کورسوی واقعی در قلب من هنوز هست و من به اسلام مشرف شدم.

گفتنی است، عطالله قادری فرزند قربان علی متولد مهرآباد بخش عجب شیر ساکن میاندوآب آذربایجان غربی مدت ۴۱ سال عضو تشکیلات بهاییت بود.

۵/۵ - (۳ امتیاز)
مطالب مرتبط:

پژوهشگر حوزه مدیریت و کارآفرینی، خبرنگار

لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=2706

نظر شما

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.