به گزارش نقطه تسلیم، پیش از آنکه گلولهای شلیک شود، گاهی ذهنها هدف قرار میگیرند. در علوم سیاسی و مطالعات جنگ شناختی، به این فرآیند ترور شخصیتی میگویند؛ یعنی تلاش سازمانیافته برای تخریب اعتبار، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی یک فرد، بهگونهای که مردم او را بیصلاحیت، غیرقابل اعتماد یا منفور تصور کنند.
هدف از ترور شخصیتی حذف فیزیکی فرد نیست، بلکه حذف جایگاه و اثرگذاری او در افکار عمومی است تا اولا آن فرد از ادامه وظایفش بازماند و حتی درصورت حذف فیزیکی او، عواقب کمتری داشته باشد.
ترور شخصیتی معمولا با شایعهسازی، تحریف سخنان، برجسته کردن خطاها، نسبت دادن اتهامات اثباتنشده، انتشار اخبار ناقص یا تکرار مستمر یک روایت منفی انجام میشود. در بسیاری از موارد حتی اگر ادعایی بارها تکذیب شود، تکرار آن میتواند بر ذهن بخشی از جامعه اثر بگذارد.
تجربههای تاریخی نشان داده است که در برخی پروندهها، ترور شخصیتی پیش از ترور فیزیکی رخ داده است، زیرا وقتی اعتبار یک شخصیت در ذهن مردم آسیب ببیند، هزینه سیاسی، اجتماعی و روانی حذف او نیز کاهش پیدا میکند؛ البته از نظر علمی، این یک الگوی همیشگی نیست و نمیتوان گفت هر ترور شخصیتی الزاما به ترور فیزیکی منتهی میشود، اما در برخی موارد این دو در یک مسیر قرار گرفتهاند.
در سالهای اخیر نیز نمونههایی از ترور شخصیت شخصیتهای سیاسی و نظامی در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی دیده شده است؛ برای مثال درباره شهید آيت الله رئیسی، انتقادها و حملات گستردهای با محورهایی مانند گرانی، سیاستهای مربوط به حجاب، حضور زنان در ورزشگاهها یا نسبت دادن برخی رخدادهای سالهای ابتدایی انقلاب به او مطرح میشد.
همچنین درباره فرماندهان شهید سپاه از جمله شهیدان حاجیزاده، سلامی و باقری، روایتها و انتقادهایی درباره زمانبندی عملیات وعده صادق ۲ یا مواضع و رخدادهای مرتبط با انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ منتشر میشد.
درباره افرادی مانند شهید علی شمخانی و علی لاریجانی نیز اتهامات و نقدهای مختلفی در فضای عمومی مطرح بوده و حتی پس از مجروح شدن شهید شمخانی در جنگ دوازده روزه و سپس شهادت او در جنگ رمضان، همچنان برخی روایتهای تخریبی ادامه یافت.
حتی این موضوع برای قائد شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای قدس الله نفس الزکیه نیز مستثنی نبود و در اتفاقات دیماه قبل از شهادت ایشان به اوج رسید.
البته باید توجه کنیم که وجود این انتقادها یا روایتها، بهخودیِ خود ثابت نمیکند که همه آنها مصداق ترور شخصیت بودهاند؛ از نگاه علمی میان نقد مستند و مبتنی بر شواهد با ترور شخصیتی تفاوت وجود دارد؛ نقد متوجه عملکرد و قابل بررسی است، اما ترور شخصیتی زمانی مطرح میشود که هدف اصلی، تخریب اعتبار فرد از طریق تحریف، شایعه، اتهام اثباتنشده یا روایتسازی با هدف بیاعتبار کردن او باشد.
بنابراین اگر جامعه نتواند میان نقد منصفانه و عملیات تخریب شخصیت تفاوت قائل شود، هم امکان اصلاح و پاسخگویی کاهش مییابد و هم زمینه برای جنگ روانی و دستکاری افکار عمومی فراهمتر میشود؛ شناخت این تفاوت، یکی از مهمترین ابزارهای حفظ سلامت فضای عمومی و افزایش سواد رسانهای است./
طلبه، نویسنده، مجری، فعال و دغدغهمند حوزه فرهنگی و اجتماعی





