به گزارش نقطه تسلیم، پشت پنجرههای روشن بیمارستان؛ روایت تلخ خانوادههایی است که میان درد درمان عزیزشان و هزینههای سنگین گرفتار میشوند.
بیمارستان از نگاه بسیاری از شهروندان نماد درمان و امید است، اما در پس دیوارهای به ظاهر آرام و پنجرههای رو به آفتاب آن، روایتهای تلخی از بیماران درگیر بیماریهای سخت و خانوادههایی که همزمان با نگرانی از جان عزیزان خود، زیر بار هزینههای سنگین درمان قرار میگیرند، جریان دارد؛ موضوعی که بار دیگر ضرورت بازنگری در نظام سلامت و دسترسی عادلانه به خدمات درمانی را برجسته میکند.
واژه بیمارستان، از جمله کلماتی است که بسیاری از ما هر روز آن را بر زبان میآوریم و یا بیتفاوت از کنار ساختمانهای آن در سطح شهر قزوین عبور میکنیم؛ غافل از اینکه در درون این مراکز درمانی، انسانهایی حضور دارند که لحظه به لحظه با بیماری دستوپنجه نرم میکنند و گاه آخرین روزها و ساعات زندگی خود را سپری میکنند.
در کنار بیماران، خانوادهها و همراهانی نیز هستند که با نگرانی و اضطراب، شاهد رنج و تحلیل رفتن عزیزان خود بوده و تمام توان خود را برای نجات جان آنان به کار میگیرند.
در چنین شرایطی، تصمیمگیری درباره روند درمان، انتخاب مرکز درمانی و تامین هزینههای پزشکی به یکی از دشوارترین چالشهای پیش روی خانوادهها تبدیل میشود.
برخی خانوادهها معتقدند در فرآیند درمان بیماران، به ویژه در موارد حساس و نیازمند جراحیهای فوری، با مجموعهای از مراحل مالی و اداری مواجه میشوند که فشار مضاعفی را بر آنان تحمیل میکند.
یکی از این افراد که مادربزرگ خود را در یکی از بیمارستانهای خصوصی قزوین بستری کرده به خبرنگار نقطه تسلیم گفت: هزینههای سنگین درمان در یکی بیمارستانهای خصوصی معروف شهر قزوین بسیار زیاد است به طوری که پیش از انجام عمل جراحی از بیماران یا خانوادههای آنان دریافت میشود؛ در حالی که پزشک بیمار هیچ تضمین قطعی برای موفقیت درمان یا جراحی مادربزرگم به ما نداد و به ما گفت نتیجه موفقیت این جراحی ۵۰ درصد است و چند روز پس از عمل او از دنیا رفت، در صورتی که میتوانست این جراحی بیفایده را انجام ندهد، آنها فقط به دنبال پول هستند.
این در حالی است که خانوادههای بیماران در شرایط بحرانی و تحت فشار روحی شدید، فرصت کافی برای تحقیق و بررسی گزینههای درمانی و تصمیمگیری آگاهانه ندارند و همین مسئله موجب میشود برخی از آنان با توصیهها یا مشاورههای مختلف، بیمار خود را از مراکز دولتی به بیمارستانهای خصوصی منتقل کنند؛ اقدامی که در بسیاری از موارد هزینههای بسیار سنگینی را به خانوادهها تحمیل میکند.
با عمل انتقال بیمار به بیمارستان خصوصی مراتب از پیش تعیین شده شروع شده و همراه بیمار پشت درب اتاقهای بسته منتظر میماند و حداقل ۲۴ ساعت بی جواب است، غافل از هزینههای گزاف بیمارستان خصوصی، برای همین لحظات انتظار نیز باید هزینه بپردازد.
یکی از افراد دیگر که پدر خود را برای جراحی قلب به این بیمارستان خصوصی آورده میگوید: پزشک جراح قلب برای جراحی قلب پدرم از من تقاضای زیر میزی کرد، آن هم یک سکه طلا، پول نقد یا دلار و من مجبور شدم برای اینکه وضعیت پدرم بحرانی بود این خواسته را اجابت کنم، جالب است که آنها برای اینکه ردی از خود برجای نگذارند حاضر به دریافت پول از طریق حساب بانکی نیستند.
منتقدان این وضعیت بر این باورند که در شرایطی که بیمار و خانواده او بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش، حمایت و شفافیت هستند، نباید دغدغههای مالی به یکی از اصلیترین نگرانیهای آنان تبدیل شود.
آنان خواستار نظارت بیشتر بر فرآیندهای درمانی، شفافسازی هزینهها و فراهم شدن دسترسی عادلانه به خدمات پزشکی برای همه اقشار جامعه هستند.
کارشناسان حوزه سلامت نیز همواره بر اهمیت توسعه زیرساختهای درمانی، افزایش امکانات بیمارستانهای دولتی و کاهش هزینههای درمان برای شهروندان تأکید کردهاند؛ موضوعی که میتواند از بروز بسیاری از مشکلات و فشارهای اقتصادی بر خانوادههای بیماران جلوگیری کند.
امید است با برنامهریزی مناسب و تقویت نظام سلامت، روزی خدمات پزشکی و بهداشتی با کیفیت، بدون تبعیض و فارغ از توان مالی افراد، در دسترس تمامی شهروندان قرار گیرد؛ چرا که سلامت، حقی همگانی و از اساسیترین حقوق هر انسان است./




