به گزارش نقطه تسلیم، درباره مراسم تشییع رهبری، فقط حزب اللهیها دارند مینویسند؛ مگر این مردمی که در خیابان آمدند، مردم جامعه ایران نبودند؟ پس چرا جامعه شناسان سکولار، ضد انقلاب یا دست کم منتقد نظام سکوت کردهاند؟
از آقایان آزاد ارمکی، حمیدرضا جلایی پور، نعمت الله فاضلی، عبداللهیان، دهقان، منتظر قائم، ابوالحسن تنهایی، اشتریان، مهرآیین و سایر اساتید حوزه های مردم شناسی، ارتباطات و علوم سیاسی مطلبی دیدهاید؟ شاید هست و من ندیدهام!
اساتید دانشگاه های تهران، علامه، آزاد و شهرستانها که سر کلاسها و سخنرانیها همواره سویه انتقادی جامعه شناسی را پر رنگ میکنند، حرفی درباره این مراسم ندارند؟
بالاخره یک تعدادی از «آدمها» آمدهاند توی خیابان، شما حرفی نداری؟ نظری؟ بحثی؟ صحبتی؟ مردم شناسان حرفی ندارند؟
مگر میشود؟ اینها اردک که نبودهاند که اگر اردک میبودند شما یک تحلیلی میداشتی و میگفتی مثلا در کجای جمهوری اسلامی چه اتفاقی افتاده است که اینهمه اردک وارد خیابان شدهاند؛ دکتر اشتریان از نظر سیاستگذاری صنعت دام و طیور بررسی میکرد، مهرآیین ترومایش را میدید، شاید هم دخانچی میگفت تفاوت دو سبک از توسعه (اردک های بحرین و اردکهای ایران).
ولی عجیب است که این جامعه شناسان، جامعه دو سه روز گذشته را نمیبینند. مگر این مردم، مردم جامعه ایران نیستند؟ مگر اینها یک نوع ارتباطات آیینی را اجرا نمیکنند؟ سرمایه اجتماعی در این چند روزه شکل گرفت یا نگرفت؟ شما سر کلاسها همینها را به دانشجویان لیسانس درس میدهید دیگر؛ خب الان هم یک حرفی بزنید ببینیم میتوانید آن تئوریهای دوران لیسانس را روی جامعه امروز ایران هم اپلای کنید؟ یعنی واقعا مردم را نمیبینید و فردا دوباره میروید سر کلاس و تئوری درس میدهید؟ جامعه شناس کدام جامعهاید؟ اگر واقعا این اساتید (ولو با لباس مبدل، با عینک دودی، با ماسک، که کسی هم نشناسدشان) این روزها داخل اجتماعات مردمی حاضر نشدهاند، سخن از شناخت چه جامعهای میگویند؟ جامعه شناس کدام جامعهاند؟
اصلا مهم نیست که تو خامنهای را قبول داری یا نه، حزب اللهی هستی یا نه! «مردمت» جمع شدهاند در یک اجتماع عظیمی، میتوانی در جمع آنها حاضر نشوی و بگویی من جامعه شناسم یا مردم شناسم؟ اصلا ما کاری به اعتقادات تو نداریم، تو هم کاری به اعتقادات ما نداری، ولی یک «کمیت» از مردم وارد خیابان شدهاند، اتفاقا «کمیت»اش هم بالا بوده است؛ تو در جمع آنها حاضر نمیشوی و «مشاهده» نمیکنی؟! اگر حاضر شدهای، حرفی و بحثی نداری؟ مثلا بگویی «جامعه ایران داشت از هم میپاشید ولی کشته شدن خامنهای (و نه شهادت آقای خامنه ای) باعث شد «انسجام اجتماعی» بهتر شود و «فروپاشی» به تعویق افتد، اگرچه من از حزب اللهیها و رهبرشان خوشم نمی آید». اوکی! مثلا! ولی این سکوت گورستانی، وهن فهم و علمتان است که میگویید جامعه شناسید ولی نظری درباره جامعه ایران ندارید؛ آن هم در یک چنین کمیتی؛ ما اصلا کاری به کیفیت ها نداریم.
فرض کنید یک ده هزارم این جمعیت برای خواسته متفاوتی بیرون میآمدند، مثلا طرفدار همجنس بازی بودند. شما سر از اتاق بیرون نمیآوردید و سخنی نمیگفتید؟ مخالف یا موافق؛ فرقی نمیکند؛ خب این که بیشتر از آن است، پس چرا ساکتید؟
من واقعا فکر میکنم جامعه شناسی که اینقدر با جامعه خود بیگانه است، «جامعه نشناس» است نه جامعهشناس. به قول معروف دانشگاهی که دانشگاه نیست، دانشگاه نیست!
شاید هم یک زمانی در بطن جامعه و در ارتباط با مردم بودهاند ولی الان پیرذهنی و پیرجسمی و پیرعلمی توان آنها را گرفته است؛ در اینصورت بهتر است همین دولت اصلاح طلب بیاید و با احترام اینها را جایگزین کند با یک سری جوان تحصیلکرده اصلاح طلب اصلا؛ نمیخواهیم هم از حزباللهیها انتخاب کند؛ گزینش هم نکند. اصلا گزینش بکند که حزب اللهی نباشند. شاید همین دکترهای اصلاح طلب منتقد فعالتر باشند و برای شناخت جامعه هم که شده سری به این تجمعهای مردمی بزنند و تحلیلی داشته باشند نسبت به جامعه.
باورتان می شود در کانال انجمن «ایرانی» مطالعات فرهنگ و ارتباطات، حتی یک مطلب هم درباره امروز ایران نوشته نشده و کانال هم اتفاقا فعال است؟ مثلا علی ربیعی که استاد تمام جامعه شناسی است و اتفاقا روزگاری هم «عباد» بوده است، در روز تشییع رفته بیمارستان خاتم الانبیاء و عیادت کرده از هادی خانیکی و کلی قربان صدقه که خانیکی، جامعه شناسی را فقط در کتابها و اتاقهای دانشگاه نمیدید، خب باریکلا! از خانیکی مثلا یاد بگیر (حالا که میگی اینطور بوده) و یک حرفی درباره جامعه امروز ایران بزن یا از بیمارستان خاتم الانبیای شمال شهر بیا مرکز شهر، با بی آر تی هم بیا که در بطن جامعه باشی، چند ساعتی را در خیابان انقلاب باش تا جامعه ایران را «مشاهده» کنی آقای استاد تمام جامعه شناسی!/




