به گزارش خبرنگار نقطه تسلیم، یکی از رسانههای غیر برخط استان قزوین مطلبی با موضوع فنگشویی منتشر کرده و نویسنده خود را مستر ارشد فنگشویی معرفی کرده تا بر اساس آموزههای این تفکر الحادی و پوچ راهکارهایی در فصل گرما ارایه دهد.
این عرفان جدید، به صورت آرام آرام در زندگی مردم جای گرفته و به نوعی شرک محسوب میشود و از نظر فلسفی، ریشه در تائوئیسم دارد که یک آیین غیر توحیدی با جنبههایی از طبیعتگرایی عرفانی است.
حتی از نظر علما و مراجع نیز این یک روش شرک آمیز است به طوری که مقام معظم رهبری با استناد به آیه قرآن، تاکید دارند که پذیرش بیمنطق عادات یا نظامهای اجتماعی که منتهی به وابستگی غیرالهی میشود، در حقیقت شکلی از شرک است.
با توجه به اینکه پیش از این پایگاه خبری نقطه تسلیم در یادداشتی با عنوان “فنگشویی؛ سرطانی خاموش در اعتقادات مردم قزوین” به این موضوع پرداخته است و علل ترویج آن در قزوین و نیز در بین بانوان را مورد تحلیل قرار داده است، هیچ یک از نهادهای نظارتی در این خصوص اقدام موثری نداشته اند و این درحالی است که نویسنده در این یادداشت راهکارهایی برای مقابله با ترویج آن نیز پیشنهاد کرد.
متاسفانه با توجه به اینکه خطرات و آسیبهای این عرفان نوظهور در قزوین گوشزد شده ولی باز شاهد هستیم یک رسانه از مجاری رسمی به ترویج آن میپردازد.
نکته مهم و اساسی آن است که کدام نهاد مسوولیت نظارت بر محتوای رسانههای استان را برعهده دارد؟ آیا با توجه به تحلیل جامعی که در این خصوص منتشر شده نباید با آن به عنوان مروج عرفانهای نوظهور برخورد کرد؟ نقش نهادهای فقهی همانند مرکز فرق و ادیان حوزه علمیه چیست؟
بررسی ها نشان میدهد تبلیغ و ترویج چنین عرفانهای نوظهوری در کشور و به ویژه در استان قزوین روز به روز بیشتر شده و در چشم مسوولین عادی انگاری میشود، در صورتی که یک قطره آب وقتی میچکد آثاری ندارد، ولی اگر این چکیدن به طور مستمر صورت بگیرد حتی میتواند سنگ را سوراخ و از آن عبور کند.
نکته دیگر آن است که ناهنجاریهای ارزشی و فرهنگی که اکنون در جامعه میبینیم یکشبه به اینجا نرسیده و سالها طول کشیده تا وضعیت چنین شده است، اگر امروز در برابر آن عقاید نادرست کاری نکنیم قطعا فردا دیگر دیر است و کار از کار میگذرد.
نفوذ جریانهای باطل عموما نه از راه اعتقادی بلکه از راه فرهنگی و به صورت آهسته آهسته صورت میگیرد، همانگونه که فنگشویی در نگاه اول چیزی غیر از چیدمان اشیا بر اساس یکسری اصول به ظاهر عقلانی نیست، در صورتی که هدف این جریانات ضربه زدن به اعتقادات مردم به ویژه بانوان است، کسانی که نقش تربیت کنندگی جامعه را برعهده داشته و میتوانند سرنوشت جامعه را تغییر دهند.
اگر نهادهای ناظر بر رسانهها به ویژه در فضای مجازی، به این موضوع بیتوجهی کنند این جریانان ریشه اعتقادات ما را خواهد زد و آن زمان دیگر دیر است، اما اکنون که این جریان نوظهور است باید کاری در قبال آن کرد.
پژوهشگر حوزه مدیریت و کارآفرینی، خبرنگار





