• امروز : پنجشنبه, ۲۵ تیر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 16 July - 2026
1
به مناسبت سالروز درگذشت استاد شفاهی مدیریت ایران:

گفتگویی منتشر نشده با پروفسور اهرنجانی، صاحب نظريه سه‌ شاخگی (3C)

  • کد خبر : 8733
  • 24 تیر 1405 - 19:00
گفتگویی منتشر نشده با پروفسور اهرنجانی، صاحب نظريه سه‌ شاخگی (3C)
مرحوم پروفسور حسن میرزایی اهرنجانی معتقد بود که فارغ التحصیلان مدیریت در ایران جایگاه خود را کم ارزیابی می‌کنند و باید بدانند که جایگاه آنها فراتر از اين‌هاست و هيچ شكی نيست که امروزه از نظر فلسفی، اجتماعی و سياسی يقيناً توسعه، پيشرفت و سعادت ملت‌ها و حتی عقب‌ماندگی، بدبختی و تمام مشكلات اقتصادی، سياسی و بازار نیز حاصل مديريت است.

به گزارش خبرنگار نقطه تسلیم، دانش مدیریت در کشورمان ایران برای اولین بار در سال ۱۳۳۳ با عنوان علوم اداری و با کمک دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران راه‌اندازی شد.

از آن زمان تاکنون افراد زیادی در کسوت استاد دانشگاه در این حوزه مطالعه و تحقیق کردند که یکی از این افراد پروفسور حسن میرزایی اهرنجانی است.

وی در سال ۱۳۲۱ در شهر سلماس آذربایجان غربی متولد شد، کارشناسی مدیریت دولتی را از دانشگاه تهران گرفته و سپس در دانشگاه جورجیای آمریکا موفق به اخذ کارشناسی ارشد علوم سیاسی شد؛ پس از آن کارشناسی ارشد و دکتری مدیریت دولتی را در کالیفرنیای جنوبی ایالت متحده آمریکا خواند.

پروفسور میرزایی اهرنجانی عضو هیات علمی رشته مدیریت دولتی دانشگاه تهران و یکی از اساتید برجسته مدیریت ایران بود.

اهرنجانی ۱۵ سال مدیر گروه مدیریت دولتی دانشگاه تهران و حدود هفت سال ایستگاه تحقیقات مدیریتی این دانشگاه را با نام اتم مدیریت می‌کرد؛ وی در سال ۱۳۶۴ دوره دکتری تخصصی مدیریت دولتی را در دانشگاه تهران پایه‌گذاری کرد.

میرزایی به دلیل انجام سخنرانی‌ها و کنفرانس‌های بسیار زیاد، به استاد شفاهی مدیریت ایران مشهور است؛ وی فلسفه را خوب می‌دانست و به همین دلیل دروس “تحلیل فلسفی نظریه‌های سازمان” و “مبانی فکری و فلسفی تئوری‌های مدیریت” را به مدت ۲ دهه در سطح دکتری تدریس می‌کرد.

او دارای نظریه سه‌ شاخگی (3C) در رشته مدیریت را توسعه داد و سرانجام ۲ سال پس از بازنشستگی در ۲۰ تیرماه ۱۳۹۰ از دنیا رفت.

این مصاحبه حاصل یک نشست صمیمانه به همراه دوست و همکلاسی دوره تحصیلی کارشناسی ارشد من، دکتر عباس پناهی‌نیا در محل دانشگاه آزاد اسلامی قزوین است، زمانی که دانشجو بودم و در سال ۱۳۸۵ با یک واکمن بر روی نوار کاست ضبط شد.

جالب اینکه پس از مصاحبه دیده شد که هیچ چیزی بر روی نوار ضبط نشده و از استاد دوباره خواسته شد تا مصاحبه گرفته شود و ایشان با روی خوش این درخواست را پذیرفتند؛ در ادامه متن این گفتگو که تاکنون منتشر نشده است را می‌خوانیم:

گفتگویی منتشر نشده با پروفسورحسن‌ميرزايي‌اهرنجاني صاحب نظريه سه‌شاخکي‌‌ 1

گفتگویی منتشر نشده با پروفسور حسن‌ ميرزايی‌ اهرنجانی صاحب نظريه سه‌ شاخگی

نقطه تسلیم. جناب استاد لطفا جهت آشنايی خوانندگان يک بيوگرافی از خودتان بيان كنيد؟

ما مست می ناب الستيم كه هستيم                    ما دل به تو داريم كه ديوانه و مستيم

ديوانه و مستيم كه جز او نپرستيم                         جز او نپرستيم كه جانانه پرستيم

بسم الله الرحمن الرحيم با نام و ياد يگانه‌ بخش ازلی و ابدی كه به يقين نام و يادش مايه آرامش دل‌هاست و به يقين مديريت هر دو عالم در كف با لياقت اوست.

بنده در سال ۱۳۳۲ در سلماس آذربايجان غربی به دنيا آمدم، تحصيلات ابتدايی و نيمه اول متوسطه را در همين شهرستان و نيمه دوم متوسطه را در رشته رياضی در دبيرستان دارالفنون تهران گذرانده و در سال ۱۳۴۰ فارغ التحصيل شده و ديپلم گرفتم و اگر همين سال آرشيو روزنامه‌های اطلاعات و كيهان را نگاه كنيد، عكس من به عنوان دانشجوی قبولی دانشگاه تربيت معلم در كنكور آن سال با رتبه عالی چاپ شده است.

در آن زمان كنكور سراسری نبود، هر دانشكده‌ای برای خودش كنكور می‌گرفت، در سال ۱۳۴۶ ليسانس گرفتم و برای ادامه تحصيل به آمريكا عزيمت كردم و مدرک فوق ليسانس را از دانشگاه جورجيا اخذ كردم و بعد در معروفترين دانشگاه آمريكا یعنی USC ادامه تحصيل داده و در سال ۱۹۷۶ از آنجا دکتری تخصصی (Phd) گرفتم و در دانشگاه كاليفرنيا درس‌های OB OT تئوری‌ سازمانی (OT) و رفتارسازمانی (OB) را تدريس كردم.

در همان سال‌ها از دانشگاه تهران من را استخدام كرد و در سال ۱۹۷۶ كه برابر سال تحصيلی ۱۳۵۳ و ۵۴ بود به وطن برگشتم و از آن زمان تا حالا در دانشگاه تهران و اكثر مراكز آموزش مديريت در سطح كشور تدريس می‌کنم.

نقطه تسلیم. با توجه به سابقه طولانی آكادميک و اجرايی حضرتعالی در زمينه مديريت، لطفاً ضمن تعريفی از مديريت؛ از منظر فلسفه ماهيت مديريت را بيان كنيد؟

بهترين تعريف از مديريت به عنوان علم و رشته دانشگاهی این است که هماهنگی و بسيج منابع اعم از انسانی، مالی، طبيعی و اطلاعاتی در جهت رسيدن به اهدافی است كه قبلا آگاهانه تعريف شده‌اند و هدف نهايی جلوگيری از اتلاف منابع و نيل به اهداف عاليه از پيش تعيين شده با صرف كمترين منابع می‌باشد.

اصل و كانون ماهيت مديريت، انسان است كه هسته مركزی و عامل زنده و پويای مديريت می‌باشد و بطور خلاصه ماهيت مديريت عبارت است از تكامل و راهبری انسان به سو اهداف فردی و اهداف سازمانی.

نقطه تسلیم. به نظر شما، روند توسه مديريت به كدام سو است؟

در تئوريهای مديريت خاصه از دهه ۸۰ به بعد (۲۶ سال اخير) تئوری‌ها به شدت به سوی عوامل فرهنگی و كارآفرينی گرايش پيدا كردند و تاكيد زياد بر ارزش‌های انسانی دارند در صورتی كه قبلاً اين گونه گرايشات وجود نداشت، تاكيد زياد بر ارزش‌های انسانی و شكوفانيدن ارزش‌های انسانی بود.

شايد به همين دليل بتوانم بگويم كه مديريت از لحاظ تئوری و نظری در آستانه بلوغ خود قرار گرفته است يعنی آن شعاری كه مديريت قبلاً و شايد از اول در بطن ماهيت خود داشته كه استعدادهای بالقوه و توانایی‌هايی كه خداوند در وجود انسان قرار داده است، آنها را بايد به شيوه‌ها و روش‌هايی به ثمر برسانيم، آب و آفتاب دهيم تا برويند و بشكوفند؛ اگر قبلاً در حد يک شعار باقی مانده بود، حالا زمينه‌ای فراهم شده كه ما در آستانه بهره‌برداری از اين نيروی عظيم استعدادهای بشری قرار گرفتيم.

می‌دانيم كه تا به حال تمام پيشرفت‌هایی كه در جهان حاصل شده در اثر شكوفانيدن فقط ۲۰ درصد استعدادهای بشری بوده يعنی هنوز واقعاً با تمام اهدافی كه مديريت در جهت به بار و به ثمر نشاندن استعدادهای بشری داشته هنوز ۸۰ درصد آنها را نتوانسته مورد استفاده قرار دهد و روزی كه مديريت به استفاده حتی ۵۰ درصدی و بيشتر از توان‌ها و استعدادهای بالقوه و نهادهای بشری نموده و اين كه بتواند آنها را بدرستی استفاده كند (Ful fill) دنيايی قطعاً بهتر و توسعه يافته‌تر و راحت‌تری خواهيم داشت؛ از نظر تئوريک همگرايی و نيل گرايش‌های مديريت به فرهنگ، ارزش‌ها، ايدئولوژی و باورهای سازمانی كه امروزه در نظريه‌های سازمانی ايدئولوژی سازمانی را تعريف می‌كنيم.

فرض كنيد امروزه ما در انواع ساختارهای سازمانی به “ساختارهای عقيدتی” رسيده‌ايم، بنابراين قطعا ما برای تداوم يک افق پر معنا از مديريت در آينده و نيل به سوی رفاه و توسعه نسبی بشريت؛ قطعاً بايد آن چيزی كه مديريت به آستانه آن رسيده يعنی ارزش‌ها، شايد مهم‌ترين چالش مديريت در آينده باشد.

رسيدن به همين اعتقادات و بينش مشترک ايدئولوژی سازمانی كه امروزه در يادگيري‌های سازمانی بسيار مهم است؛ حتی ما نهايتا به سمت يک پارادايم جهان‌بينی مديريت حركت می‌كنيم بگونه‌ای كه جهان به عنوان يک صحنه ساختن، توسعه و شكوفانيدن استعدادهای انسانی است.

نقطه تسلیم. برای مشاركت علمی و نظری در توسعه علم مديريت بايستی به چه مسائلی پايبند بود؟

ابتدا در اين جهت اهداف تعيين می‌شوند، بعد افراد و كسانی كه در رسيدن به اهداف نقش دارند را هماهنگ، بسيج و آگاه می‌كنيم كه در اين راه قدم به قدم در نيل به اهداف با ما همكاری كنند، اما به هيچ‌وجه حتی در جوامع غربی هم كه “هدف وسیله را توجيه می‌كند” هر وسيله‌ای مورد نظر نيست.

اين‌ گونه نيست كه از وسايل موجود هر نوع وسيله‌ای که برای رسيدن به هدف در نظر است را استفاده كنيم؛ مسلماً از وسايلی كه برخلاف ارزش‌های بشری است خير؛ مثلاً نمی‌توانيم از باندبازی يا دزدی در جهت تسريع رسيدن به هدف استفاده كنيم؛ اين عبارت “هدف وسيله را توجيه می‌كند” يكی از شعارهای ماكياولی بود كه امروزه در تئوری‌ها نقض شده كه حتی دانشمندان غرب هم آن را قبول ندارند.

قطعاً بايد وسايل متناسب با اهداف باشد؛ تنها چيزی كه ما در مديريت، كمی شكاف با مديريت غرب داريم اين است كه وسايلی كه‌ آنها در نظر دارند بيشتر مادی است، ما در مديريت اسلامی ضمن استفاده از وسايل مادی اعتقاد به وسايل معنوی، فكری، ارزش‌ها همچون درست عمل كردن، استفاده بهينه از زمان كه در جهت دستيابی به اهداف سازمانی است، استفاده می‌كنيم. بنابراين نه تنها هيچ مغايرتی نيست بلكه رسيدن به آستانه ارزشی در تئوری غربی يعنی نزديكی به افكار و انديشه‌ها در مديريت اسلامی.

نقطه تسلیم. برای شناخت نظريه بايستی بر اساس چه قاعده‌ای عمل کنیم و اينكه آيا حضرتعالی سابقه نظريه‌پردازی داريد؟

ضمن اينكه برای ارزيابی نظريه شاخص‌های منطقی و روش‌شناختی داريم و يكی از بهترين شاخص‌ها عمل است؛ هر نظريه‌ای در عمل بهتر به ثمر برسد، به اهداف سريع‌تر برسد و باعمل خود را ثابت كند ارزشش بيشتر است.

شايد به همين علت يكی از بنيان‌گذاران روش‌شناسی در مديريت گفته است؛ “هيچ چيزی عملی‌تر از يک نظريه خوب نيست” يعنی يک نظريه خوب همواره در عمل هم درست از آب در می‌آ‌يد در غير اين‌ صورت در نظريه‌پردازی نقص و كوتاهی وجود دارد؛ به‌طور خلاصه عمل معيار نظريه است و نظريه می‌تواند عمل را درست تفسير و معنا كند و عمل را موفق و به سمت اهداف هدايت كند.

متاسفانه شايد به علت توليد انبوه ترجمه در كتاب‌ها و مسائل مديريت شايد كمتر كسی در حيطه مديريت جرات نظريه پردازی داشته است.

من از اول افتخار داشتم كه به دانشجويان استقلال فكری و جسارت و پرخاشگری ذهنی را توصيه كنم، خودم هم كه به لطف و عنايت الهی اين جسارت را داشتم؛ يک نظريه‌ای از سال ۶۶ كه كلاس‌های دكتری دانشگاه تهران داير شد، من كه افتخار هم‌بنيانگذاری و هم يكی از اركان آن در درس‌های تئوری‌های مبانی فكری فلسفی و تئوری‌های مديريتی بوده‌ام، شروع به كار كرده و از سال ۷۰ حدوداً ۱۵ سال است، نظريه سه‌ شاخكی را ارائه كردم.

نقطه تسلیم. نظريه سه شاخگی (3C) را تشریح کنید:

بر مبنای اين نظريه تمام مسائل مديريت چه در وجهه نظری، تئوريک و مفهوم سازمانی و چه در بعد عملی تمام فعاليت‌ها، مشكلات جاری، طرح‌ها و برنامه‌هايی كه مديريت در عمل با آنها درگير است را در سه شاخه می‌توان تحليل كرد؛ اين سه شاخه از يک تنه روييده و مساله پيوستگی و به هم وابستگی اين سه شاخه را می‌رساند. اين سه شاخه عبارتند از:

۱. شاخه ساختارها‌ (CO-STRUCTURE‌): که همان تشکیلات سازمانی است.

۲. شاخه محتوا (CONTENT): كه عمدتاً انسان و رفتار انسانی را شامل می‌شود.

۳. شاخه زمينه (CONTEXT): كه دو شاخه قبل را در بر می‌گيرد يعنی دو شاخه ديگر ساختار و محتوا از اين شاخه موجوديت می‌يابند.

اين نظريه به عنوان تری‌سی (3c) معروف است و خوشبختانه تا حالا دانشجويان دكتری حداقل ده‌ها مورد تحقيقات عملی انجام داده‌اند كه جواب داده است.

اخيرا هم يكی از اساتيد قم تمام نهج‌البلاغه و قرآن را در اين سه شاخه پياده‌سازی كرده بود كه چاپ شده است و اين باعث خاطره‌ای خوش شد و هر پژوهش كه انجام می‌گيرد تاييد اين نظريه است و نیز يكی از دانشجويان زبان در تحقيقات زبان نيز مسائل را در اين سه شاخه تحليل و بررسی كرده بود.

شايد مقدار تحقيقاتی كه بر مبنای نظريه سه شاخكی انجام گرفته در حدود ۱۰۰ مورد جواب داده است؛ متاسفانه چون يک جريان جهانی است می‌بايست زمينه‌هايی فراهم شود كه بتوانيم ترجمه كنيم و در مجلات خارجی ارائه كرد و هيچ شكی نيست كه جواب می‌دهد.

نقطه تسلیم. جناب پروفسور من شنيده‌ام كه حضرتعالی دانشجوی اساتيد معروف مديريت همچون هربرت سايمون بوده‌ايد، در اين مورد اگر امكان دارد توضيحاتی بيان كنيد؟

از اساتيد معروفی كه شما در كتاب‌ها خوانديد، هربرت سايمون، دوالت ولدو، ماكيگر و ديويد مارس؛ من دانشجوی آن چهار تن بودم. طرز آشنايی من با آقای هربرت سايمون بدين‌گونه بود كه در دانشگاه‌های آمريكا ترم تابستان برای اساتيد معروف كلاس‌های آديت می‌گذارند، يک دوره فشرده كه در هفت یا هشت جلسه ارائه می‌شود.

در تابستان سال ۱۹۷۴ هربرت سايمون كل تئوری تصميم‌گيری (Decision making) را ارائه می‌كرد؛ او موضوعی رادر مورد مدل تصمیم‌گیری رضایت‌بخش (satisfying) به جای تصمیم‌گیری بیشینه (maximizing) مطرح می‌كرد يعنی به جای اين‌ كه در تصميم‌گيری به دنبال حداكثر منافع باشيم، به مطلوبيت می‌رسيم آن را بدست می‌آوريم و دوباره سمت بالاتر و بهتر حركت می‌كنيم.

مثالی كه مطرح می‌کرد اين بود كه مثلا من به خانه آمدم و در جيب من پول‌های خرد زيادی وجود دارد، من شلوارم را پرت می‌كنم كه زير شلوارم را بپوشم، اين پول‌ها به زمين ريخته و هر كدام به گوشه‌ای می‌افتد؛ پسر من نيز می‌خواهد آنها را جمع كند. مدل من می‌گويد شما به اميد اين كه تمام پول‌ها را بگرديد پيدا كنيد نباشيد، چون ممكن است همه اين‌ها را پيدا نكنيد زيرا از هر چيز كامل و ۱۰۰ درصد نمی‌توانيم داشته باشيم.

ثانيا ما وقت زيادی نداريم، اول دور و برت را می‌گردی هر چقدر پيدا كردی، راضی می‌شوی اما متوقف نمی‌شوی، ما اول با امكانات و تجهيزات و آلترناتيوهايی كه به راحتی می‌توانيم دست يابيم، اول آنها را به عنوان مطلوب (Satisfy) در نظر بگيريم با توجه به شرايط موجود به راحتی می‌توانيم به اهداف نقطه مطلوب برسيم بعد دوباره به سمت اهداف بالاتر و بيشتر حركت كنيم.

خاطره ديگر اين‌ كه در آن زمان دوايت والدو كه ریيس وقت انجمن مديران موفق آمريكا بود، مديريت را به مفهوم حرفه توزيع می‌داد، او بيان می‌داشت كه مديريت، توسعه مفاهيم فلسفی است و اين معنای فلسفه در مديريت است و حرفه ما توسعه و دستكاری مفاهيم است، چون برخی معتقد بودند كه مديريت معنا و مفهوم محدودی داد و اساس آن تكنولوژی است و ايشان می‌خواست عكس اين قضيه را ثابت كند و می‌گفت اصل حرفه ما توسعه و دستكاری مفاهيم است و در حقيقت توسعه معنای مفاهيم می‌باشد.

گفتگویی منتشر نشده با پروفسورحسن‌ميرزايي‌اهرنجاني صاحب نظريه سه‌شاخکي‌‌ 2 (2)

گفتگویی منتشر نشده با پروفسورحسن‌ ميرزایی‌ اهرنجانی صاحب نظريه سه‌ شاخگی

نقطه تسلیم. چه توصيه‌ای برای دانشجويان مديريت در جهت پرورش علمی و اجرايی داريد؟

در درجه اول حقيقتا در هر رشته‌ای دک اهميت و شان جايگاه خود است؛ شما دانشجویان مدیریت، متاسفانه جايگاه خود را كم ارزيابی كرديد، دريابيد كه خيلی فراتر از اين‌ها هستيد، هيچ شكی نيست كه از نظر فلسفی، اجتماعی، سياسی و سایر موارد يقينا امروز توسعه، پيشرفت و سعادت ملت‌ها با مديريت است، عقب‌ماندگی، بدبختی و تمام مشكلات اقتصادی، سياسی و بازار از مديريت است.

اگر يک دوره اركان اساسی يک جامعه پيشرفته را با اقتصاد ارزيابی می‌كرديم، امروزه حتی سازمان ملل هم از بعد مديريتی ارزيابی می‌كنند؛ امروزه حتی شاهد هستيم كه هنگام سفرهای ریيس جمهور در آمريكا كه پيش از اين هيات اقتصادی با او همراه بود، اکنون او با يک هيات مديريتی مسافرت می‌كند.

از طرفی ديگر در سال‌های بازگشت بنده به وطن یعنی در سال ۱۹۷۶ میلادی، در آمار گرفته شده از دانشگاه‌های آمريكا، تعداد فارغ‌ التحصیلان مديريت از ۲ برابر مجموع رشته‌های دانشگاهی دیگر اعم از طب، اقتصاد و غیره كه شايد بيش از صدها رشته است، بيشتر بود. البته آنجا همه فارغ‌ التحصيلان جذب می‌شوند؛ هيچ شكی نيست گذشته از سياست‌های غلط آمريكا و اغراض اميرياليستی آنها، تمام پيشرفت‌های اين كشور مديون مديريت است. در جهت‌های مختلف اجتماعی، سياسی، اقتصادی همه كسانی كه چرخ‌های پيشرفت آمريكا را جلو بردند قطعا در رشته مديريت بوده‌اند.

پس اول شما بايد اهميت جايگاه خود را درك كنيد چون فراموش شده يا كم ارزشيابی می‌شود كه به هيچ وجه اهميت يک مدير قابل مقايسه با يک طبيب يا يک مهندس نيست و همين باعث شده در جايگاه و نقش خود بازی نكنيد، مثلاً يک فارغ‌ التحصيل مديريت در جايی قرار گيرد كه مديريت نكند، قطعا كسی كه چهار سال زحمت می‌كشد بايد مديريت كند، اما ابتدا در رده‌های پایين و بعد از كسب تجربه به سطوح كلان برسد.

بعد تلاش كنيد خاصه در قسمت‌های تئوريک، اگر در آينده می‌خواهيم حرفی برای گفتن داشته باشيم، جايگاهی در مديريت تئوريک جهان داشته باشيم می‌بايستی در اين زمينه تلاش كنيم، هر چقدر بتوانيم بايد امكانات را در خدمت تئوريسين‌ها قرار دهيم تا حركت و جريانی كه بوسيله مديريت و دانشجويان مديريت شروع شده بدرستی راه خود را پيدا كند و جامعه را به رشد و آبادانی و توسعه و پيشرفت سوق دهد.

هرگز و هرگز و هرگز و هرگز خدا را فراموش نكنيد اين كليد طلايی موفقيت است خود من هر چه دارم و بدست آوردم از اين كليد طلايی است./

4/5 - (1 نفر)
لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=8733

نظر شما

نام خود را بنویسید
آدرس پست الکترونیک
0 نظرات
Newest
Oldest بیشترین رای
0
دیدگاه شما برای ما سازنده است، لطفا نظر دهیدx