به گزارش نقطه تسلیم، در فضای به ظاهر پیوسته، اما در باطن متفرق خبرنگاری امروز، آنچه بیشتر به چشم میآید، زمزمههای تخریب پشت درهای بسته و نگاههای سنگین رقابتی بیمار است، گویی فراموش کردهایم که ریشه مطبوعات اثرگذار، در اتحاد و دلسوزی برای حقیقت و منافع ملی است.
وقتی “منیت” بر “ما” چیره شود، قلم نه برای روشنگری، که برای حاشیهسازی و ویرانی آبروهای ساختگی به کار میرود، در این میدان، تیشه حسادت، بیمهابا به ریشه اعتماد عمومی میزند و فضایی سمی میآفریند که در آن، هیچ جوانه ایده نوینی مجال رشد نمییابد.
این رویکرد مخرب، همچون موریانهای خاموش، بنیانهای اخلاق حرفهای را پوک میکند، اگر به جای همفکری برای رساندن پیام درست به مردم، در پی تخریب یکدیگر باشیم، نه تنها قدمی به پیش ننهادهایم، که اعتبار جمعی خویش را نیز در نظر مخاطب به حراج گذاشتهایم.
تا زمانی که چشمداشت ما به موفقیت همکاران، حسادت و به شکستشان، شادی باشد، نمیتوانیم ادعا کنیم که دغدغهای جز منافع شخصی داریم، پیشرفت، زاییده همدلی، مشارکت و نقد سازنده است، نه حاصل جنگل تاریک رقابتهای کینهتوزانه؛
صحنه خبرنگاری، عرصهای که باید جلوهگاه حقیقتجویی و روشنگری باشد، گاه در پس پرده، صحنهی نمایش دیگری است؛ نمایشی که بازیگرانش نه برای افشای حقایق، که برای تخریب یکدیگر بر صحنه حاضر میشوند و آنچه در این پشتصحنه میگذرد، روایت غمانگیز حسادت و تخریب است، آفتی که ریشههای پیشرفت جمعی را میسوزاند.
متاسفانه باید اعتراف کرد که در گوشه و کنار تحریریهها و رسانهها، به جای همصدایی برای انعکاس دغدغههای مردمی، زمزمههای خصومتآمیز به گوش میرسد.
نگاهی که موفقیت همکار را برنمیتابد و به جای رقابتی سالم برای ارتقای کیفیت کار، به دنبال ایجاد مانع در مسیر اوست، این نگاه، نه تنها جان و روح خبرنگار را فرسوده میکند، بلکه اعتماد عمومی را به بدنه مطبوعات خدشهدار میسازد.
تخریب چهرهها با شایعهپراکنی، کمنگاری عمدی موفقیتهای دیگران، یا ایجاد مانع برای دسترسی آنان به منابع خبری، تنها بخشی از تبعات این روحیهی مخرب است.
وقتی انرژی ارزشمند یک تیم خبری، صرف درگیریهای داخلی و حسادتورزی شود، بیتردید کیفیت نهایی کار قربانی این منازعات بیحاصل خواهد شد.
راه نجات از این گرداب، بازگشت به اصول اصیل روزنامهنگاری است، اتحاد، یکدلی و دلسوزی؛ ما به عنوان خبرنگار، پیش از آن که رقیب یکدیگر باشیم، همپیمانانی هستیم در مسیر خطیری به نام وظیفهی آگاهیبخشی؛ وقتی برای موفقیت همکارمان خوشحال شویم و شکستش را شکست خود بدانیم، آنگاه است که پایههای یک رسانه قدرتمند و تأثیرگذار بنا نهاده میشود.
دلسوزی و به فکر هم بودن، به این معناست که در زمان فشار کاری، یار و یاور هم باشیم، تجربیات خود را بیچشم داشت در اختیار دیگران بگذاریم و محیطی امن و پویا ایجاد کنیم که در آن، هر کس بتواند بدون ترس از خنجر خیال همکار، بهترین عملکرد خود را ارائه دهد.
تجربه ثابت کرده که هیچ خبرنگار یا رسانهای به تنهایی به قلههای موفقیت دست نیافته است، این پیشرفت، حاصل همکاری تیمی، احترام متقابل و باور به این اصل است که پیروزی من، پیروزی ماست؛ اگر میخواهیم نقش خود را به عنوان رکن چهارم دموکراسی به درستی ایفا کنیم، باید پیش از هر چیزی، آینه رفتار حرفهای خود باشیم.
تنها در سایه اتحاد و دوری از تخریب است که میتوانیم روایتگران راستین تاریخ این مرز و بوم باشیم و پیشرفتی حاصل شود که افتخارش متوجه تمامی جامعه مطبوعات باشد.
بنابراین بیایید بار دیگر قلمها را برای ساختن، نه ویران کردن، به دست گیریم./
روزنامهنگار، عکاس، فعال حوزه تبلیغات، خبرنگار کسب و کار و دغدغهمند رفاه و معیشت جامعه






احسنت یادداشت خوبی بود حسام خودش باید عامل باشد