به گزارش نقطه تسلیم، در شرایط کنونی که فضای مجازی به یکی از میدانهای اصلی مواجهههای امنیتی، فرهنگی و روانی تبدیل شده است، خدمت در این عرصه نیازمند سطح ویژهای از سلامت روانی، اعتقادی و شخصیتی است.
افسر سایبری، برخلاف تصور عمومی، تنها با چالشهای فنی روبهرو نیست، بلکه بهطور مستمر در معرض حملات روانی، اطلاعاتی و شناختی قرار دارد؛ مواجههای که توان روحی و ذهنی بالایی را میطلبد.
برداشت سنتی از سختی خدمت در حوزه امنیت، غالبا به فشارهای جسمی و شرایط محیطی محدود میشود، در حالی که ماموریتهای سایبری از منظر فشار ذهنی و روانی، گاه چندین برابر دشوارترند.
فردی که در این حوزه فعالیت میکند، دائم در تنش میان واقعیت و اطلاعات هدایت شده قرار دارد و با پیامها، محتوای تخریبی، شبهات اعتقادی و هجمههای سازمان یافته مواجه است.
این فشارهای مستمر، در بازهای کوتاه آثار محسوسی بر شخصیت، باورها و سبک زندگی نیروها بر جای میگذارد و به تدریج زمینهساز اختلالات روانی و رفتاری میشود.
فضاهایی مانند اینستاگرام، در مقایسه با پلتفرمهایی نظیر ایتا، از سطح نفوذ و اثرگذاری بسیار گستردهتری برخوردارند و با این حال، متأسفانه بسیاری از تصمیمگیران ارشد امنیتی و نظامی، واقعیت میدان سایبری را از نزدیک تجربه نکردهاند و از ماهیت متغیر، آسیبزا و پرمخاطره این محیط آگاهی دقیقی ندارند.
همین ناآگاهی موجب شده که حمایت روانی و سازمانی از نیروهای فعال در فضای مجازی به حداقل برسد، در حالی که این نیروها بخش قابل توجهی از بار مقابله با جنگ نرم، عملیات شناختی و تهاجم اطلاعاتی دشمن را بر دوش میکشند.
نیروهای متخصصی که ماموریت رصد، مقابله و شناسایی جریانهای ضدنظام و براندازانه را بر عهده دارند، بیشترین میزان آسیب روانی را متحمل میشوند؛ زیرا روزانه با حجم عظیمی از محتوای مخرب و تحریکآمیز در تماس مستقیماند.
این در حالی است که حتی کاربران عادی نیز با دنبال کردن چنین صفحات و محتواهایی، ناخودآگاه در معرض تغییر نگرشها و ارزشهای ذهنی قرار میگیرند.
امروزه شبکههای اجتماعی به ابزاری تعیینکننده در شکلدهی به افکار عمومی و تصمیمسازیهای اجتماعی و اقتصادی تبدیل شدهاند؛ از نوسانات قیمت ارز گرفته تا اعتبار اخبار و واکنشهای جمعی، همگی تحت تاثیر جریانهای رسانهای هدایت شده در فضای مجازی قرار دارند.
این واقعیت، ضرورت تربیت نسلی از افسران سایبری متخصص، متعهد و مقاوم را از درون نهادهای آموزشی نظامی بیش از پیش برجسته میکند.
دانشگاههای امنیتی و پلیسی باید به عنوان مبدا این تحول عمل کرده و با ایجاد واحدهای آموزشی در حوزه روان شناسی سایبری، سواد رسانهای و راهبردهای مقابله شناختی، نیروهایی را تربیت کنند که توان خدمت مؤثر بدون فرسایش روانی و اعتقادی را داشته باشند.
در جمعبندی باید گفت، خدمت در فضای مجازی صرفا به دانش فنی وابسته نیست، بلکه مستلزم برخورداری از سلامت روانی پایدار و بنیانهای اعتقادی مستحکم است.
خدمتی که در بسیاری موارد، از هر نوع خدمت نظامی کلاسیک سختتر و پیچیدهتر است، البته به شرط آنکه فرد بخواهد واقعاً خدمت کند، تداوم این مسیر بدون حمایت سازمانی، آموزش عمیق و مراقبتهای روانی، به فرسایش نیروهای مومن و متخصص منجر خواهد شد.
آینده امنیت ملی کشور وابسته به تربیت افسران سایبری آگاه، مقاوم و برخوردار از ایمان و بینش علمی است، افسرانی که بتوانند در میدان نبرد بیمرز دیجیتال، با هوشمندی و درایت از منافع ملی صیانت کنند./




