به گزارش نقطه تسلیم، اقتدار رحمانی در منظومه اندیشه ناب شیعی، ولایت، امتداد نورانیت آسمان بر تارک زمین و تجلی مهربانانهترین وجه ربوبیت در کالبد انسانی است که بار امانت هدایت را بر دوش میکشد.
باوری سخت، جانکاه و استخوانسوز است که بپذیریم آن تکیهگاه استوار، آن کوه رفیع آرامش و آن عروةالوثقای زمانه، از برابر دیدگان مبهوت ما پر کشیده است.
فقدان او، اندوهی سترگ بر جان خردورزی، حکمت و فضیلت است و ما امروز پناه بغضهای فروخورده، معمار امیدهای سبز و لنگرگاه اطمینانمان را در میانه امواج فتنهها از دست دادهایم.
او تجسم عینی و شکوهمند جامعیت اضداد بود، پدیدهای نادر در تاریخ که صلابت یک استراتژیست تسلیمناپذیر را با لطافت یک ادیب شیدا در هم آمیخته بود، فقیهی که در ژرفای پیچیدهترین مبانی اصول و سنت سترگ مرجعیت غوطهور بود اما همزمان نبض تپنده زمانه را نیز در دست داشت، او در ساحت اندیشه، محصور در حجرهها نماند، حکیمی بود که با جدیدترین جریانهای فکری جهان مماس میشد، رمانهای بزرگ را میکاوید، موسیقی و هنر را در عالیترین سطح زیباشناختی آن میفهمید.
در نگاه نافذ او، هنر، فرصتی متعالی برای عروج روح انسان بود، او بود که عشق به ایران عزیز و ایمان به خدا را در هم آمیخت و از این کیمیاگری، اقتداری بیبدیل آفرید که در هیبت موشکها و در قامت پیشرفتهای شگرف علمی، خواب را از چشمان مستکبران عالَم ربود، او به ما آموخت که چگونه میتوان در اوج زهد و بیرغبتی به دنیا با تمام توان برای عزت، استقلال و آسایش یک ملت جنگید.
اما آنچه در این سوگ عظیم، بغض ما زنان را به مرثیهای بیقرار و اشکی مدام بدل میکند، شهادت پدری است که معمار بزرگ و مدافع غیور کرامت زن در عصر مسلخ هویتها بود.
در روزگاری که شرق با تحجر، زن را در انزوا میخواست و غرب با فمینیسم سرمایهداری، او را به ابزاری برای تبرج و کالایی برای ویترینهای خودساخته تقلیل داده بود، این رهبر حکیم، پرچمدار رهایی بخش الگوی سوم زن شد، برای ما زنانی که در میانه تضاد نقشها به دنبال هویتی اصیل میگشتیم، او یگانه راهبری بود که زنانگی، لطافت، مادری و بندگی را با پیشگامی در عرصههای خطیر اجتماعی، یکجا و در همتنیده برای ما خواست.
دیدارهای هرساله و پرشور او با بانوان اندیشمند برخاسته از یک استدلال عمیق فقهی و تمدنی بود که باور داشت جامعه پیشرو، وامدار زنانی است که در اوج عفاف و نجابت، شریک بلامنازع تصمیمسازیها و پیشران حرکتهای علمی و فرهنگی باشند.
او به ما استقلال فکری بخشید، قلمهای ما را محترم شمرد و با نگاهی سرشار از تکریم به ما فهماند که آغوش مادرانه، مقدسترین سنگر انسانسازی است بیآنکه این قداست، مانعی برای فتح قلههای علم و اجتماع باشد.
امروز ماییم و داغ فراقی که وسعتش در کلمات نمیگنجد، ماییم و جای خالی آن چشمهای نافذ و آن طنین آرامبخش که در دل بحرانها، یگانه نقطه اتکای امت بود.
هر گوشه از خشت خشت این تمدن در حال زایش، نشان از سرانگشتان هدایتگر او دارد از کتابهایی که خوانده میشوند تا موشکهایی که سینه آسمان را میشکافند و از دخترانی که با چادر عزت در آزمایشگاهها افتخار میآفرینند تا جوانانی که در هیاتها اشک معرفت میریزند.
اگرچه جسم خاکی و حضور پرمهر این رهبر شهید بیبدیل از میان ما پر کشیده است، اما هندسه فکری و مکتب انسان ساز او بسان روحی بیدار در کالبد این سرزمین جاری است.
با این همه اندوه استخوانسوز، ما بیپناه نیستیم و یتیم رها شده در طوفان نخواهیم ماند، ما صاحب داریم، قلب تپنده عالم امکان، حضرت بقیةاللهالاعظم (ارواحنا فداه) صاحب اصلی ماست، خیمه انقلاب ستون دارد و مقام شامخ ولایت فقیه، آن عروةالوثقای ناگسستنی و امتداد این مسیر نورانی است.
قلبهای شکسته ما با ارادههایی که در کوره رهنمودهای آن فقید سعید آبدیده شدهاند، عهد میبندند که تا پای جان، پاسدار میراث شکوهمند او باشند، عَلَمی که او برای عزت اسلام، ایران و کرامت انسان برافراشت هرگز بر زمین نخواهد ماند.
اندوه جانکاه ما اکنون با انوار روشن امید درآمیخته و چشمان داغدار و دستان گرهکرده ما، منتظر طلوع خورشید ولایت عظمی است و صبح ظهور، قطعی و نزدیک است. ان شاالله./




