به گزارش نقطه تسلیم، طرح گفتمان توسعه در ایران در فضایی امکانپذیر است که ارزشهایی همچون عقلانیت، قانونمداری، خرد جمعی، کار جمعی، مسوولیت پذیری اجتماعی و اعتماد عمومی تقویت شده باشد؛ فرهنگ عمومی نقش تعیین کنندهای در پذیرش یا مقاومت در برابر سیاست های توسعه ای ایفا میکند.
درجامعهای که گرایش های ناتراز و ناهمسو، نگرشهای کوتاهمدت، ترجیح منافع فردی بر منافع عمومی، حکمروایی ناموثر، تاکید بیش از حد بر نتیجه گرایی بجای فرآیندگرایی و ضعف سرمایه اجتماعی غالب باشد؛ فرآیند توسعه با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
از اینرو، داشتن حس میهن پرستی، دگرخواهی، توسعه گرایی و مسلح شدن به نگرش سیستمی و مهارت در اقدام سیستمی؛ نقشی اساسی در تبیین و نهادینهسازی گفتمان توسعه و پیاده سازی نوار توسعه در جامعه خواهند داشت.
نکات و مواردی که در گفتمان و پیاده سازی نوار توسعه میبایست مورد توجه و تمرکز توسعه گران کشور،قرار گیرد، مطالب زیر است:
●توسعه از حیث ابعاد و وجوه؛ به فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیطی تقسیم می گردد.
● توسعه به لحاظ موضوعی به کشاورزی و صنعتی افراز می شود.
●توسعه از منظر مکانی و بستر به روستایی و شهری ، مجزا می شود.
نکته قابل توجه این است که تحقق مختصات توسعه در حیطههای فوق، نیازمند راهبرد است و بدون راهبرد روشمند و منتظم، امکان دستیابی به آرمان و اهداف توسعه صفر خواهد بود.
به بیانی باید «راهبرد توسعه فرهنگی» ، «راهبرد توسعه اجتماعی»، «راهبرد توسعه سیاسی»، «راهبرد توسعه اقتصادی»، «راهبرد توسعه محیطی»، «راهبرد توسعه کشاورزی»، «راهبرد توسعه صنعتی»، «راهبرد توسعه روستایی» و «راهبرد توسعه شهری» به درستی و با رعایت ملاحظات روش شناسی مناسب ، تدوین گردند.
اما آن چه در این راستا بسیار حائز اهمیت است و به طور جدی میبایست مورد تامل قرار گیرد تا تلاشها و کوششهای فکری و علمی و خرج زمان و سرمایه بی اثر نشوند؛ این است که باید دانست «مسئول تدوین» هر یک از راهبردهای مذکور در کشور (در سطوح و ردههای مختلف ملی، منطقه ای، استانی، شهرستانی و بخشی) مشخصاً کیست؟ آیا این مسئولان حقوقی/حقیقی از اهلیت لازم برای این امر خطیر، برخوردار هستند؟ و مهم تر از آن این که بدرستی رصد و نظارت شود که هر یک از این راهبردها به لحاظ عقلی و علمی بر اساس کدام رویکرد توسعه و کدام گرایش ، کدام نظریه و کدام روش برنامه ریزی تهیه و تدوین می گردند.
چون همسویی و همگنی موارد بالا در عینیت یافتگی توسعه بسیار ضروری است. با انتخاب رویکرد و دیدگاه مشخصی از توسعه، سایر موارد نیز بر اساس منطق تناسب سازی، انتخاب می شوند. برای مثال، اگر دیدگاه نوسازی اتخاذ میشود، آنگاه نمی توان گرایش هنجاری و نظریه ارتباطی را برای برنامهریزی انتخاب کرد. اگر چنین شود، از اثربخشی و کارآیی برنامه کاسته خواهد شد و به تعبیری جامعه طعمی از غذای خوشمزه توسعه، نخواهد چشید! و بعد از تهیه اسناد، باید دید چه کسانی به طور مشخص مسئولیت اجرای آن ها را به عهده دارند؟
آیا این مسئولان حقوقی/ حقیقی، مهارتهای لازم و کافی برای اجرای درست و هم افزای برنامه ها را دارند؟ آیا کمک حال هم هستند و یا دست و پاگیر یکدیگرند؟ و در نهایت باید دانست که نتایج و پیامدهای اجرای هریک از راهبردها، توسط چه کسانی و با کدام روش های ارزیابی و ارزشیابی، پایش و سنجش می شوند؟ آیا این ارزیابان نیز صلاحیت حرفه ای این مهم را دارند؟
علی الاصول، روسای سازمانهای مدیریت و برنامه ریزی استانها به کلیات و جزئیات مباحث فوق الذکر، اشراف کامل دارند. بنابراین پیشنهاد می شود، در مراکز استانها، روسای سازمانهای مدیریت و برنامه ریزی در نماز جمعه حضور یابند و از طریق تریبون نماز جمعه و قبل از خطبه های ائمه محترم جمعه، در خصوص مباحث مربوطه ارائه مطلب داشته باشند و عموم مردم را از کم و کیف برنامه های توسعهای استان به تفکیک دستگاه های اجرایی و شهرستان ها، آگاه نمایند و در صورت لزوم نیز به برخی پرسش های مطروحه، پاسخ دهند.
در صورت لزوم؛ متولیان امور فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، شهری، روستایی، کشاورزی و صنعتی استانها نیز میتوانند از طریق تریبون نماز جمعه به روشنگری بپردازند تا عموم مردم و مخاطبان هر یک از امور مزبور در گفتمان و نوار توسعه سهیم شوند و با فرهنگ پذیری توسعه، نقش های موثری در توسعه استان های خود به عهده بگیرند./
کارشناس ارشد مدیریت توسعه از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران





