به گزارش نقطه تسلیم، هر چه میگذرد رنجهای روزگار انگار برایمان بیشتر میشود تا پیوند ما با زندگی را دور و دورتر کند، رنجهایی که به یکباره بر جانمان فرود نیامد که آرام آرام و در گذر زمان زیستمان را احاطه کرد و چنگ به جوانی و عمرمان انداخت و ما را در خود مچاله کرد.
باور نداشتیم ایام عمر چنین هراسان و مضطرب سپری شود و ما را در خود پیر کند، میخواستیم هر طور که شده سرپا بمانیم و با این کوهِ پر از درد کنار بیاییم، اما مصائب آن قدر تلخ و زهرآگین بود که طاقتمان را طاق کرد و ما را از تک و تا انداخت.
هیچ کورسوی امیدی در این جاده ظلمانی پیدا نیست، هر چه چشم می گردانیم جز تاریکی و سیاهی نمیبینیم، خودمان که فنا شدیم و سوختیم، اما میخواستیم فرزندانمان را با امید زنده نگهداریم و برایشان از فردایی روشن خبر بیاوریم، اما پیش رو هر آن چه از راه رسید ناامیدی و هراس و ظلمت بود که گویی تمامی نداشت و همچنان یاس آور و هراسناک نشان میداد.
در این وادیِ سخت و هولآور همین حالا نزدیک به ۱۷ میلیون نفر جوان ایرانی داریم که مجردند و بیهدف و بیآینده در کوچهها و خیابان های شهر پرسه میزنند، در کافهها و سفرهخانه ها پلاسند و یا به زندگی مجردی روی آوردهاند و از خانه و خانواده گریزاناند.
۱۷ میلیون ایرانی زیر ۴۵ سال که به هزار و یک دلیل هنوز ازدواج نکردهاند و خانه بخت را ندیدهاند، رخدادی تاسفبار که حتما می تواند نرخ باروری را به شدت پایین بیاورد؛ جمعیت ایرانی را پیر و زمین گیر کند؛ تنهایی و افسردگی را در بین جوانان افزایش دهد و از همه مهمتر منجر به فروپاشی و انسجام خانواده شود، سففهای خانهها را بشکافد و به مفهوم عینی به خانواده ضربه بزند.
وقتی امید نباشد تنهایی به وصل نمیانجامد و فرد به همزیستی مسالمتآمیز تن نمیدهد، رغبتی برای عاشق شدن نمییابد و نمیتواند مفهوم عشق را در سفرههای بینان تجربه کند، عشق با جیب خالی و دنیایی قیر اندود و بی هدف میانهای ندارد و از جفت شدن و با هم شدن میهراسد و بیزار است.
در چنین هنگامهای هولآور که قیمتها و تورم افسار پاره کرده و معیشت و اقتصاد در جامعه دشوار ایرانی لنگ که نه کاملا افلیج شده و روزگار به سختی و دشواری در حال عبور است؛ هیچ کجا نمیتوان از امید و فردای روشن حرف زد، هیچ کجا روزنهای یافت نمیشود که باور فردایی بهتر را به این مردم نوید دهد.
اکنون دلار ۱۰۶ هزار تومان است و طلا هم هر گرم ۹ میلیون تومان را رد کرده و دارد به مرز ۱۰ میلیون تومان میرسد و اینها یک معنی بیشتر ندارد که یعنی فروپاشیِ کامل ریال در برابر چشم مردم که یعنی نابودی زندگی ۹۰ میلیون ایرانی مستاصل و درمانده که یعنی آیندهای مبهم و نامعلوم و دشوار که یعنی زمستانی سخت و بسیار ترسناک که یعنی ذره ذره سوختن و حقیر شدن تا مرز نابودی و نیستی، یعنی تمام شدن عمر و جوانی و زندگی میلیونها ایرانی و گفت فلانی از این روزها بگو، از حالت، از احوالت بگو و من با اندوه و گریه گفتم: در این ایران؛ دلی ویران؛ سری حیران؛ غمی پنهان و دست آخر تنی بی جان.
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





