• امروز : یکشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 20 September - 2026
23
اندر حکایت قتل مادر و دختر قزوینی:

آن شب وحشتناک در خانه «عصمت»

  • کد خبر : 9130
  • ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۹
آن شب وحشتناک در خانه «عصمت»
قتل دلخراش یک مادر و دختر هشت‌ساله در قزوین، فراتر از یک اختلاف خانوادگی، نمادی از خشونت خانگی، زن‌ستیزی و بی‌تفاوتی اجتماعی است که ضرورت برخورد قاطع با ریشه‌های این فجایع را یادآور می‌شود.

به گزاش نقطه تسلیم، نزدیک به یک هفته از فاجعه‌ای که شهر قزوین را در شوک و بهت فرو برده می‌گذرد، جنایتی که در آن عصمت ۴۷ ساله و دختر هشت‌ ساله‌اش ستاره، نه در تاریکی یک کوچه خلوت توسط دشنه یک غریبه یا راهزنی بی‌رحم که در حریم امن خانه و توسط کسانی که باید تکیه‌ گاهشان می‌بودند ناجوانمردانه به مسلخ برده شدند.

حالا با گذشت چند روز از این واقعه هولناک جزئیات دهشتناک‌تری از این جنایت فاش شده که فراتر از هر گونه تحلیل ساده‌ انگارانه‌ به ظاهر از اختلافات خانوادگی پرده برمی‌دارد، در حالی که پشت پرده ماجرا از حضور یک زن می گوید.

واقعه نیز همان طور که بارها خبررسانی شده این طور بوده که پدر و پسر خانواده در یک هم‌‌دستی اهریمنی، با جوهر نمک به جان زنی افتادند که سال‌ها برای حفظ این کانون متزلزل جنگیده بود، گویی سادیسم نهفته در وجود این مرد خود شیفته تنها با تماشای زجر کشیدن همسری که سد راهش بود آرام می‌گرفت.

اما فاجعه آنجا به اوج درندگی می‌رسد که ستاره‌ هشت‌ ساله با چشمان گریان و وحشت‌ زده هنگامی که شاهد جان دادن مادر بوده، بهای این شاهد بودن را با همان سم مهلک می‌‌پردازد.

دادستان قزوین علت این قتل را اختلافات خانوادگی اعلام کرده است، اما قتل فجیع دو انسان در واقع آینه‌ تمام‌ نمای نوعی زن‌ ستیزی سیستماتیک و مالکیت مطلق‌‌انگارانه است.

مردی که همسرش را نه به عنوان شریک زندگی بلکه به عنوان مانعی بر سر هوس‌ها یا خودخواهی‌‌هایش می‌بیند؛ در نهایت به جایی می‌رسد که برای پاک کردن صورت‌ مسئله از خون جگر گوشه‌ خودش هم به راحتی می گذرد و او را به همراه مادرش به قتل می‌رساند؛ ما در این حادثه تلخ و شاید کم نظیر در قزوین با یک جنایت معمولی روبرو نیستیم که با یک پروژه‌ پاک‌ سازی روبرو هستیم.

نکته‌ دردناک‌تر، اعتراف همسایگانی است که گفته‌اند همان شب صدا را شنیدیم اما فکر کردیم دعوای زن‌ و شوهری است و دخالت نکردیم، این سکوت مصلحتی که بارها در صحنه‌های متعدد قتل تکرار شده همان بستری است که خشونت خانگی را در جامعه‌ ما بازتولید می‌کند، ما تا کجا قرار است با این بهانه‌ سخیف که دعوای زن و شوهری است نظاره‌گر مرگ هم‌‌نوعانمان باشیم؟

ستاره‌ کوچک در حالی که ساعت‌ها زجر می‌کشید؛ احتمالاً منتظر بود کسی در بزند، کسی فریاد بزند، کسی او را از دست این هیولاها نجات دهد، اما همسایگان در حصار بی‌تفاوتی فقط ایستادند و جان دادن او را تماشا کردند.

سوال بزرگ اما همچنان پابرجاست، این که در ذهن یک پدر چه می‌گذرد که پسر ۱۸ ساله‌اش را به جای آموزش حرمت جان انسان، به همدستی در جنایت خانوادگی آن هم برای مادرش و خواهر هشت ساله‌اش دعوت می‌کند؟

این سقوط اخلاقی؛ نتیجه‌ همان تفکری است که زن را ناموس مُلک مطلق می‌داند و قدرت بلامنازع مرد را در خانواده تقدیس می‌کند، اگر ساختار قدرت در خانواده بر پایه‌ احترام نباشد، نتیجه‌اش دقیقا همین می‌شود، تبدیل خانه به قتلگاه و تبدیل فرزند به قاتل!

این پرونده تنها یک خبر در صفحه‌ حوادث نیست، یک فریاد بلند برای بازنگری در فرهنگی است که در آن حفظ زندگی به هر قیمتی حتی به قیمت فدا کردن جان و کرامت زن، فضیلت شمرده می‌شود، عصمت؛ قربانی یک ذهنی بیمار بود که در آن زن تنها تا زمانی حق حیات دارد که سد راه نباشد.‌

اگر دستگاه قضایی با قاطعیت و بدون تقلیل دادن این جنایت به اختلاف خانوادگی، ریشه‌های این تفکر را هدف نگیرد، بی‌گمان این جوهرنمک‌ها در خانه‌های دیگر در شکل‌های دیگر و با توجیه‌های دیگر همچنان قربانی خواهند گرفت.

ستاره هشت سال بیشتر عمر نکرد، اما مرگ او باید بیدار کننده‌ وجدان‌‌های خواب‌ آلوده‌ ما باشد، مایی که فکر می‌کنیم در شهر دارالمومنین یعنی قزوین همه چیز گل و بلبل است و خورشید همیشه از جایی طلوع می کند که ما انتظارش را داریم./

4.2/5 - (4 نفر)
جعفر بخشی بی‌نیاز

دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامه‌نگار در حوزه‌های اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات

لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=9130

نظر شما

نام خود را بنویسید
آدرس پست الکترونیک
3 نظرات
Newest
Oldest بیشترین رای

متاسفانه به نظر می‌رسد نویسنده تحلیل، حالی بهتر از قاتل ندارد با این فرق که قاتل همسر و فرزند خود را فدای هوی و هوس کرده ولی نویسنده تحلیل در صدد اینست که جامعه را فدای هوی و هوس خود کند!

در سراسر تحلیل سیاه نمایی جامعه و حمله به مردان و آه و شیون برای مظلومیت زنان، بدون هیچ دلیل عقلی و منطقی، بدون پرداختن به ریشه و علل این فجایع، با کلی گویی و ایجاد انحراف در اذهان، موج می‌زند!
نویسنده مقاله با اینکه اذعان می‌دارد که علت قتل، هوس‌بازی قاتل، به خاطر حضور یک زن در زندگی او بوده، هیچ اشکالی به وضعیت نابهنجار زنان و دخترانی که با پوشش و هرزه‌گی سبب فریب این قبیل مردان و جوانان سست عنصر می‌شوند و در نتیجه خانه‌های بسیاری را خراب می‌کنند، ندارد!
بلکه حرمت و شرف قلم و حرفه‌اش را برای خوشایند عده‌ای هنجارشکن چرخانده و مویه‌ای حقه‌بازانه دارد تا مبادا به اصل قضیه پرداخته شود و سهم بی‌بند و باری و هرزه‌گی عده‌ای عروسک‌های خیابانی در این حوادث دیده شود!

این نویسنده از یک طرف علت‌ اختلاف این خانواده را حضور یک زن و هوس بازی مرد خانواده ذکر می‌کند ولی برای رسیدن به هدف نامقدسش می‌نویسد:
قتل دلخراش یک مادر و دختر هشت‌ساله در قزوین، فراتر از یک اختلاف خانوادگی؛
نمادی از :
خشونت خانگی
زن ستیزی
بی تفاوتی اجتماعی است.

واقعاً عامل اصلی خشونت، زن ستیزی، مرد ستیزی و بی تفاوتی اجتماعی چیست؟!
غیر از دور شدن از دستورات الهی!
اگر جامعه بانوان قدر و منزلت خود را بدانند و رایگان خود را در معرض دید مردان هرزه و چشم‌چران قرار ندهند و همچنین مردان، غیرت و مردانگی داشته باشند و از زنان و دختران خود حفاظت کنند و زنان و دختران دیگر را مثل ناموس خود بدانند و در مقابل آنها چشم خود را پایین بیندازند باز این فجایع وحشتناک بوجود می‌آید؟!
قطعاً، خیر!
همه باید بدانند، غیر از عمل به دستورات الهی، هیچ ایده روشنفکری و من در آوردی، علاج این معضلات اجتماعی نبوده و در آینده هم نخواهد بود.
جامعه روشنفکری بی مسئولیت سرش را زیر برف کرده، و خود را به نادانی زده! وگرنه هر روزه، هزاران از این حوادث و بدتر از آن، بخاطر طنازی‌های زنانه و جلب هوس‌های مردانه در جامعه رخ می‌دهد! منتها وقتی صدای جنایتی بلند می‌شود، این‌ها برای سوگواری در آنجا حاضر شده و برای رسیدن به اهداف خودشان با قاتل یا مقتول، بستگی به منفعت، همنوا می‌شوند!
مثلاً در اینجا قاتل جنایتکار است ولی در موضوع شهردار تهران آقای نجفی قاتل بی‌گناه، مقتول پرستو است!!!

باسلام
مطلبی را تحت عنوانhttps://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/svg/1f447.svg

اندر حکایت قتل مادر و دختر قزوینی:

https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/svg/1f534.svg آن شب وحشتناک در خانه «عصمت»

در شبکه نسیم قزوین خواندم، متاسفانه به نظر می‌رسد نویسنده تحلیل، حالی بهتر از قاتل ندارد با این فرق که قاتل همسر و فرزند خود را فدای هوی و هوس کرده ولی نویسنده تحلیل در صدد اینست که جامعه را فدای هوی و هوس خود کند!

در سراسر تحلیل سیاه نمایی جامعه و حمله به مردان و آه و شیون برای مظلومیت زنان، بدون هیچ دلیل عقلی و منطقی، بدون پرداختن به ریشه و علل این فجایع، با کلی گویی و ایجاد انحراف در اذهان، موج می‌زند!
نویسنده مقاله با اینکه اذعان می‌دارد که علت قتل، هوس‌بازی قاتل، به خاطر حضور یک زن در زندگی او بوده، هیچ اشکالی به وضعیت نابهنجار زنان و دخترانی که با پوشش و هرزه‌گی سبب فریب این قبیل مردان و جوانان سست عنصر می‌شوند و در نتیجه خانه‌های بسیاری را خراب می‌کنند، ندارد!
بلکه حرمت و شرف قلم و حرفه‌اش را برای خوشایند عده‌ای هنجارشکن چرخانده و مویه‌ای حقه‌بازانه دارد تا مبادا به اصل قضیه پرداخته شود و سهم بی‌بند و باری و هرزه‌گی عده‌ای عروسک‌های خیابانی در این حوادث دیده شود!

این نویسنده از یک طرف علت‌ اختلاف این خانواده را حضور یک زن و هوس بازی مرد خانواده ذکر می‌کند ولی برای رسیدن به هدف نامقدسش می‌نویسد:
قتل دلخراش یک مادر و دختر هشت‌ساله در قزوین، فراتر از یک اختلاف خانوادگی؛
نمادی از :
خشونت خانگی
زن ستیزی
بی تفاوتی اجتماعی است.

واقعاً عامل اصلی خشونت، زن ستیزی، مرد ستیزی و بی تفاوتی اجتماعی چیست؟!
غیر از دور شدن از دستورات الهی!
اگر جامعه بانوان قدر و منزلت خود را بدانند و رایگان خود را در معرض دید مردان هرزه و چشم‌چران قرار ندهند و همچنین مردان، غیرت و مردانگی داشته باشند و از زنان و دختران خود حفاظت کنند و زنان و دختران دیگر را مثل ناموس خود بدانند و در مقابل آنها چشم خود را پایین بیندازند باز این فجایع وحشتناک بوجود می‌آید؟!
قطعاً، خیر!
همه باید بدانند، غیر از عمل به دستورات الهی، هیچ ایده روشنفکری و من در آوردی، علاج این معضلات اجتماعی نبوده و در آینده هم نخواهد بود.
جامعه روشنفکری بی مسئولیت سرش را زیر برف کرده، و خود را به نادانی زده! وگرنه هر روزه، هزاران از این حوادث و بدتر از آن، بخاطر طنازی‌های زنانه و جلب هوس‌های مردانه در جامعه رخ می‌دهد! منتها وقتی صدای جنایتی بلند می‌شود، این‌ها برای سوگواری در آنجا حاضر شده و برای رسیدن به اهداف خودشان با قاتل یا مقتول، بستگی به منفعت، همنوا می‌شوند!
مثلاً در اینجا قاتل جنایتکار است ولی در موضوع شهردار تهران آقای نجفی بی‌گناه، مقتول پرستو است!!!

ولی آیا به واقع مشکل تنها نگاه مردسالارانه است واقعیتی که ما در جامعه میبینیم بعدی قوی تر نیز دارد و آن ولنگاری هایی در سطح جامعه است که مردان همسردار را به هوسرانی تهییج می‌کند که در برخی به سادیسم می‌انجامد.

3
0
دیدگاه شما برای ما سازنده است، لطفا نظر دهیدx