به گزارش نقطه تسلیم، شورای راهبردی معادل فارسی شورای استراتژیک (Strategic) است و واژه استراتژیک یا راهبرد بر اساس علم مدیریت در اینجا نشاندهنده یک شوراست که مبنای فعالیت آن بر اساس تحلیل محیطی است.
از سویی برخی مدیران که سطح دانش کمی از مدیریت دارند، برنامهریزی بلندمدت را با برنامهریزی استراتژیک یکی میدانند، در صورتی که این گونه نیست، به طوری که برنامهریزی استراتژیک نوعی برنامه بلندمدت است که بر مبنای مطالعه محیط تدوین میشود، به عبارتی هر برنامه استراتژیک یک برنامه بلندمدت است، اما هر برنامه بلندمدت یک برنامه استراتژیک نیست.
از سویی ماهیت برنامه استراتژیک یک ماهیت رقابتی است، یعنی این نوع برنامه برای یک سازمان و موسسه طراحی میشود که در فضای رقابتی فعالیت میکند و مناسب بخش دولت نیست، چون اساسا در دولت محیط رقابتی وجود ندارد و دولت یک بازیگر منحصربهفرد است.
فارغ از اینکه این واژگان اشتباه انتخاب شدهاند، تشکیل این شورا به پیشنهاد نماینده ولیفقیه در استان یک رویکرد ابتکاری است، چراکه پدر معنوی استان این شورا را با نیت استفاده از خرد و دانش افراد مجرب تشکیل داده است.
با توجه به اینکه نیت همافزایی و استفاده از خرد جمعی بوده برخی نکات حائز اهمیت است:
در خبرها آمده است که شورای عالی راهبردی استان بهعنوان نهادی دائمی باهدف ارائه راهبردهای کلان، تحلیلهای کارشناسی و طراحی مسیر توسعه پایدار در قزوین راهاندازی شده و فعالیت رسمی خود را از امروز آغاز کرده است.
اول اینکه این شورا یک نهاد نیست، دوم اینکه هر مجموعهای برای رسیدن به هدف خود نیاز به سازماندهی و ساختار دارد که خروجی آن یک نمودار تشکیلاتی است تا افراد به آن پایبند باشند؛ یعنی تشکیلاتی که بر اساس ماموریت و هدف آن مجموعه طراحی شده باشد، بررسیها نشان میدهد که هیچگونه ساختاری برای این موضوع پیشبینی نشده است.
در بخش دیگر این گزارش به طراحی مسیر توسعه پایدار بهعنوان یکی از وظایف این شورا اشاره شده است، درصورتی که متولی این موضوع سازمان مرکز آموزش پژوهش و آینده نگری سازمان مدیریت و برنامهریزی است که یک دفتر تحت عنوان توسعه پایدار دارد و مطالعات و اقداماتی نیز در این راستا انجام داده است.
نماینده ولیفقیه در استان به نکته مهمی اشاره کرده است: “این نشست یک محفل سیاسی نیست بلکه نهادی برای جمعبندی دیدگاههای تخصصی جهت رفع چالشهای اساسی استان و تقویت پایههای نظام جمهوری اسلامی در سطح استان است.”
اینکه سیاسی نیست نشان میدهد رویکرد همان رویکرد دولت است که وفاق نامگذاری شده، اما چرا حضور افراد این همه سلیقهای به نظر میرسد؟
چرا حجت الاسلام قدرت الله علیخانی بهعنوان سرشاخه جریان اصلاحات استان قزوین در آن حضور ندارد، چرا محمد علیخانی مسئول ستاد انتخاباتی مسعود پزشکیان در استان قزوین در آن حضور نداشت؟ اتفاقا این نشان میدهد که علی رغم تاکید نماینده ولیفقیه، دعوت افراد با دیدگاه سیاسی بوده است.
نکته مهم و ضروری دیگر حضور برخی افراد است که سابقه درخشانی در استان نداشتند، آیا غیر از این است که این افراد به دنبال تنفس مصنوعی برای حضور مجدد در مدیریت استان هستند؟ حضور این افراد هیچ گونه توجیهی ندارد هرچند علامه دهر باشند.
محمد نوذری، استاندار قزوین در این نشست بر ضرورت استفاده حداکثری از ظرفیت نخبگان تاکید کرده و گفته است: قزوین در آستانه یک دوران جدید از تحول قرار دارد؛ اما این تحول بدون مشارکت نخبگان اجرایی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ممکن نیست.
اینکه رویکرد استاندار بهکارگیری نخبگان است بسیار ستودنی است، اما جایگاه بنیاد ملی نخبگان کجاست؟ آیا همه افرادی که دعوتشدهاند نخبه هستند یا تنها سابقه و تجربه مدیریتی دارند؟ کدام نخبه استان قزوین که در حوزههای چالشی استان ایده و نظر دارد دعوت شده است؟ این افراد بر اساس کدام فرآیند گزینش دور یک میز جمع شده و در مورد استان نظر میدهند؟
یکی دیگر از محورهای این شورا شناسایی چالشهای استان تعریف شده است، بررسی عمیق نشان میدهد که این وظیفه و خروجی نظام مسائل استان است که دبیر نظام مسائل استان در بین حاضرین دیده نشد.
از طرفی وقتی موضوع سیاستگذاری مطرح است، ضروری است مدیر اندیشیده حکمرانی نیز در این شورا حضور داشته باشد، این اندیشکده در دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) است و در موضوعات کلان و سیاستگذاریهای آن فعالیتهای قابل ستایشی انجام داده است.
از طرفی با توجه به اینکه یکی از اهداف این شورا برنامهریزی برای آینده است، عضویت رییس پژوهشکده آینده پژوهی استان یا یک استاد آینده پژوه و صاحبنظر در این شورا ضروری است، چرا که دانشگاه امام خمینی (ره) یکی از مراکز مهم تربیت آینده پژوه در کشور بوده و اساتیدی در سطح بین المللی دارد.
نکته آخر اینکه غیر از مدیرانی که در حال حاضر در استان مسئولیت دارند، سایر افراد فقط سبقه و تجربه مدیریت در سطح عالی در استان داشتهاند، ای کاش در این جلسه از این افراد سال میشد که در دوره مدیریت خود که فرصت داشتند چه کاری برای استان انجام دادهاند که استان قدمی به سوی پیشرفت و آبادی بردارد؟ آیا غیر از کارهای روتین کار دیگری صورت داده اند، نکته آن است که اگرچه تجربه مهم است، اما کدام تجربه؟ و چرا از متخصصان بیتجربه و نخبگان جوان دعوت نشده است؟
سخن آخر که بسیار حائز اهمیت است، فقدان حضور بانوان است و این نشاندهنده آن است که شورای راهبردی استان قزوین یا از ظرفیت بانوان مغفول است، یا اینکه نتوانسته با کمی مشورت در شناسایی آنها گام بردارد؛ درصورتی که در سالهای گذشته و اکنون بانوانی توانمند، خوشفکر و موفق در تراز انقلاب اسلامی در مدیریت استان قزوین پرورش یافتهاند که برخی از آنها در سطح کشور تاثیرگذار هستند.
درنگ:
پیشنهاد برپایی شورای راهبردی از طرف نماینده ولیفقیه در استان، نشان میدهد که پدر معنوی استان دغدغه همگرایی و همافزایی در راستای پیشرفت و آبادانی استان را دارد، اما وقتی موضوع عملیاتی میشود، نیاز است ساختار مناسبی طراحی گردد و مهمتر اینکه مشارکت دادن نهادهای تصمیمساز در استان همچون نظام مسائل استان، اندیشیده حکمرانی، بنیاد نخبگان، پژوهشکده آیندهپژوهی و بخش مربوط به آیندهنگری سازمان مدیریت و برنامهریزی استان؛ در موفقیت این شورا اثرگذار خواهد بود.
نکته ضروری آن است که این شورا صرفا وظیفه تصمیمسازی دارد و نه تصمیمگیری، تصمیمسازی همان توسعه راهحلهای یک مسئله است و قبل از تصمیمگیری قرار داشته و نقش مهمی در اتخاذ تصمیمات عقلایی دارد.
قطعا استفاده از نخبگان جوان بهعنوان اعضا کمیتههای تصمیمسازی و مشارکت دادن افراد مختلف از هر گرایش سیاسی و حتی بدون گرایش سیاسی تنها بر اساس علاقه به آبادانی ایران اسلامی میتواند اثربخشی این شورای ابتکاری را دوچندان سازد.
پژوهشگر حوزه مدیریت و کارآفرینی، خبرنگار





