به گزارش نقطه تسلیم، قزوین، شهر علم و ایمان، با سابقهای درخشان در تاریخ تشیع، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریت فرهنگی آگاهانه است. این شهر، که در قلب ایران اسلامی قرار گرفته و به عنوان یکی از قطبهای گردشگری کشور شناخته میشود، در معرض تهدیدی جدی است؛ تهدیدی که اگر جدی گرفته نشود، به سرعت به عادیسازی گناه و شکستن خطوط اعتقادی خواهد انجامید.
در ماههای اخیر، بارها مشاهده شده که در برخی اماکن عمومی قزوین، از جمله سعدالسلطنه و محیطهای پیرامونی مسجدالنبی، هنجارشکنیهایی رخ داده که با روح این اماکن ناسازگار است.
این پدیده تنها یک لغزش فردی یا یک بیتوجهی سطحی نیست، بلکه بخشی از یک پروژه بزرگتر است که هدف آن تضعیف باورها، بیاثر کردن ارزشهای دینی و کشاندن جوانان به بیتفاوتی معنوی است.
تجربه موفق اصفهان؛ حجتی بر مدیران قزوین
نگاهی به تجربه اخیر اصفهان نشان میدهد که میتوان با ابزارهای هوشمند و غیرمستقیم، بدون ایجاد تنش و برخورد چهره به چهره، فضای عمومی را مدیریت و سالمسازی کرد.
نصب دوربینها، ارسال پیامکهای تذکر و طراحی روشهای بازدارندهی فرهنگی، نتیجهای مثبت داشته و توانسته فضای عمومی را تا حد زیادی اصلاح کند. این تجربه برای قزوین و دیگر شهرهای فرهنگی کشور یک درس روشن است: “راهحل وجود دارد، فقط اراده لازم است.”
از این رو، سؤال محوری و مطالبه جدی مردم و دلسوزان این است:
چرا در قزوین، با این همه پیشینه مذهبی و فرهنگی، چنین اقداماتی صورت نمیگیرد؟ چرا مدیران فرهنگی و شهری، بهجای حرکت پیشگیرانه و هوشمندانه، ترجیح دادهاند سکوت کنند و میدان را برای نفوذ و رسوخ فرهنگ بیقیدی باز بگذارند؟
گردشگری بیضابطه یا گردشگری هویتمند؟
هیچکس منکر اهمیت گردشگری در رشد اقتصادی و اجتماعی نیست، اما آیا گردشگری به معنای بیقانونی است؟ آیا میتوان به بهانه جذب توریست، هویت فرهنگی یک شهر را در معرض نابودی قرار داد؟
حقیقت آن است که گردشگری بدون مدیریت فرهنگی، نه تنها سودی به همراه ندارد، بلکه خسارتی جبرانناپذیر برجای میگذارد؛ قزوین میتواند الگویی برای گردشگری سالم، قانونمند و ضابطهمند باشد؛ گردشگریای که در آن هم میراث فرهنگی حفظ شود، هم شأن شهروندان رعایت گردد و هم هنجارشکنی جایی نداشته باشد.
بیتفاوتی امروز در مدیریت گردشگری، فردا به فساد اجتماعی، تضعیف ایمان نسل جوان و بحرانهای فرهنگی خواهد انجامید، اگر امروز خطوط قرمز اعتقادی نادیده گرفته شوند، دیگر فردا نمیتوان از جوانان انتظار داشت که در برابر هجمههای رسانهای و فرهنگی بیگانگان مقاوم بمانند.
مسئولیت مستقیم بر دوش نهادها
در این میدان، سه نهاد مسئولیت مستقیم دارند:
شهرداری قزوین: مسئول مستقیم نظم شهری و مدیریت اماکن عمومی است، بیعملی شهرداری در ساماندهی فضاهای شهری، عملاً به معنای تسلیم شدن در برابر هنجارشکنان است.
اداره کل میراث فرهنگی استان قزوین: اگر سعدالسلطنه و سایر اماکن تاریخی به جولانگاه بیحجابی و بیقیدی تبدیل شود، بزرگترین خیانت به هویت تاریخی قزوین رخ داده است، وظیفه میراث فرهنگی، تنها نگهداری از دیوارها و ساختمانها نیست، بلکه پاسداری از روح فرهنگی این اماکن است.
دستگاه قضایی استان قزوین: انتظار عمومی این است که قوه قضاییه با طراحی راهکارهای بازدارنده، نه با روشهای تنشآفرین، بلکه با سازوکارهای هوشمند، از گسترش فساد و عادیسازی گناه جلوگیری کند و تعلل در این زمینه، یعنی شریک شدن در پیامدهای تلخ فردا که با روح پیشگیرانه دستگاه قضایی در تضاد است.
هشدار به همگان؛ نه فقط مسئولان
باید صریح گفت: مقابله با این روند، فقط وظیفه مسئولان نیست. مردم، علما، نخبگان فرهنگی و خانوادهها نیز وظیفهای خطیر بر دوش دارند، اگر امروز در برابر هنجارشکنی سکوت کنیم، فردا فرزندان خودمان قربانی این فضای مسموم خواهند شد، هر کس که دل در گرو ایمان و آینده کشور دارد، باید سهمی در این میدان ایفا کند: چه با تذکر لسانی، چه با حضور در فعالیتهای فرهنگی و چه با مطالبهگری از مسئولان.
خلاصه قزوین نمیتواند بیتفاوت بماند، تجربه موفق دیگر شهرها نشان داده که امکان کنترل و مدیریت فرهنگی وجود دارد، پس اگر امروز در قزوین کوتاهی میشود، دلیل آن تنها یک چیز است: سهلانگاری و بیارادگی مدیران.
باید با صراحت اعلام کرد که هر روز تأخیر، بخشی از ایمان جوانان را میسوزاند، هر لحظه تعلل، بخشی از هویت فرهنگی ما را از بین میبرد و هر سکوت، در حقیقت، همراهی با راهبرد دشمنان اسلام و ایران است.
قزوین باید الگویی از گردشگری سالم، هویتمند و ضابطهمند ارائه دهد؛ نه شهری که در آن بیقیدی به نام آزادی جا زده شود، اگر امروز اقدام نکنیم، فردا خیلی دیر خواهد بود.
اکنون زمان تصمیم است؛ یا با عقلانیت و غیرت دینی، مدیریت فرهنگی قزوین را اصلاح میکنیم؛ یا با سکوت و تعلل، مسئول سقوط اعتقادی نسل آینده خواهیم بود.
دانش آموخته علوم سیاسی، خبرنگار حوزه اجتماعی و فرهنگی





