به گزارش نقطه تسلیم، سیاستهای حوزه بانوان در قزوین در حال عبور از حمایتهای مقطعی و حرکت به سمت توانمندسازی، اشتغال و استقلال اقتصادی زنان است، رویکردی که حمایت را نه یک مقصد، بلکه پلی برای رسیدن به خودکفایی میداند.
در میان مسائل و آسیبهای اجتماعی، وضعیت زنان سرپرست خانوار و زنانی که به دلیل فقدان یا ناتوانی سرپرست خانواده با مشکلات معیشتی، اقتصادی و اجتماعی مواجه هستند، از جمله موضوعاتی است که نیازمند توجه و حمایت جدی دستگاههای اجرایی است.
توانمندسازی این زنان تنها به تامین نیازهای ضروری زندگی محدود نمیشود، بلکه ایجاد فرصتهای شغلی، تقویت استقلال اقتصادی، حمایت از فرزندان و فراهم کردن زمینه حضور مؤثر آنان در جامعه، بخش مهمی از مسیر دستیابی به یک زندگی پایدا وعزتمندانه است.
از اینرو حمایت از زنان بد سرپرست و بیسرپرست، سالهاست در زمره مهمترین موضوعات اجتماعی و از وظایف جدی نظام حمایتی کشور قرار دارد؛ اما پرسش اساسی اینجاست که حمایت تا کجا میتواند ادامه پیدا کند و از چه نقطهای باید جای خود را به توانمندسازی بدهد؟
پرداخت کمکهای معیشتی و ارائه حمایتهای مقطعی، اگرچه در شرایط خاص و برای عبور از بحران ضروری است، اما به تنهایی نمیتواند مسیر زندگی زنان و خانوادههای آنان را به سمت ثبات و استقلال تغییر دهد.
در این میان، ایجاد فرصتهای شغلی، آموزش مهارت، دسترسی به تسهیلات، توسعه مشاغل خرد و خانگی، اتصال تولیدات زنان به بازار و افزایش سواد دیجیتال، از جمله راهکارهایی است که میتواند حمایت را به سکویی برای استقلال اقتصادی و اجتماعی تبدیل کند. در استان قزوین نیز سیاستگذاری در حوزه بانوان بر همین اساس، در حال حرکت از حمایتمحوری صرف به سمت توانمندسازی و ایجاد فرصتهای پایدار است.
در نشستی با مریم بیدخام، مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری قزوین، درباره رویکردهای مدیریت استان در حمایت از زنان آسیبپذیر، معیارهای ارزیابی موفقیت طرحهای حمایتی، برنامههای اشتغال و مهارتآموزی، توسعه بازار فروش محصولات زنان، نقش فضای مجازی در رونق کسبوکارهای بانوان و مهمترین موانع موجود در مسیر استقلال اقتصادی آنان به گفتوگو نشستیم؛ گفتوگویی که در آن بر یک تغییر اساسی در نگاه به زنان تأکید میشود: “عبور از نگاه گروه نیازمند حمایت و حرکت به سمت سرمایه انسانی و پیشران”. در ادامه متن این گفت و گو را میخوانیم:
نقطه تسلیم. اگر بخواهیم سیاستهای حوزه بانوان در استان قزوین را در دو طیف تأمین نیازهای اولیه و حمایتهای اجتماعی و ایجاد زیرساخت برای استقلال اقتصادی و اجتماعی تقسیم کنیم، وزن بیشتر برنامههای سال جاری استانداری متعلق به کدام بخش است؟
رویکرد مدیریت استان در حوزه بانوان، حرکت همزمان و متوازن در هر دو مسیر است؛ چرا که حمایت از زنان آسیبپذیر، زنان سرپرست خانوار و گروههای دارای شرایط خاص، یک ضرورت اجتماعی و مسئولیت حاکمیتی است؛ با این حال، سیاست اصلی و پایدار استان، حرکت از حمایت محوری به سمت توانمندسازی و ایجاد فرصتهای پایدار است.
در برنامههای سال جاری استانداری قزوین، تأکید بیشتری بر ایجاد زیرساختهای لازم برای توانمندسازی زنان، توسعه مهارتآموزی، حمایت از مشاغل خرد و خانگی، تسهیل دسترسی بانوان به بازارهای فروش، توسعه آموزشهای تخصصی، تقویت کارآفرینی و افزایش مشارکت اجتماعی زنان شده است.
بر اساس برنامههای مصوب، بخش قابل توجهی از اقدامات حوزه بانوان به موضوعاتی همچون اشتغال، مهارتآموزی، توسعه کسبوکارهای زنان، حمایت از تولیدات بانوان و در کنار آن ارائه حمایتهای اجتماعی هدفمند برای پاسخ به نیازهای فوری اختصاص یافته است.
نقطه تسلیم. معیار مدیریت حوزه بانوان استان برای موفقیت در این حوزه چیست؟ آیا افزایش تعداد افراد تحت پوشش و کمکهای حمایتی معیار موفقیت است یا افزایش تعداد زنان کارآفرین و صاحب مهارت؟
معیار موفقیت در سیاستگذاری حوزه بانوان، صرفاً افزایش تعداد افراد دریافت کننده خدمات حمایتی نیست؛ بلکه میزان اثربخشی اقدامات و ایجاد تغییرات پایدار در زندگی زنان، مهمترین شاخص ارزیابی عملکرد است؛ واقعیت این است که حمایتهای اجتماعی باید زمینهساز رشد و توانمندی باشد، نه اینکه به وابستگی بلندمدت منجر شود.
بنابراین شاخصهایی همچون: تعداد زنان آموزشدیده، تعداد بانوان واردشده به بازار کار، میزان فروش و توسعه بازار محصولات تولیدی زنان، تعداد زنان بهرهمند از تسهیلات اشتغال، افزایش مشارکت اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی زنان، از مهمترین معیارهای سنجش موفقیت برنامههای حوزه بانوان محسوب میشود.
حمایتهای اجتماعی باید زمینهساز رشد و توانمندی باشد، نه اینکه به وابستگی بلندمدت منجر شود.
در واقع موفقیت فقط این نیست که تعداد بیشتری از بانوان تحت پوشش حمایت قرار بگیرند؛ بلکه مهمتر از آن این است که این حمایتها به توانمندسازی منجر شود. اگر بانویی پس از آموزش، دریافت تسهیلات و حمایتهای لازم بتواند شغل پایدار ایجاد کند، درآمد مستقلی داشته باشد و بدون نیاز به حمایت مستمر مسیر زندگی خود را ادامه دهد، آن برنامه موفق بوده است.
نقطه تسلیم. آیا رویکرد فعلی استان به سمت تسکین مشکلات موجود و حمایتهای مقطعی است یا ریشهیابی مسائل و توانمندسازی زنان؟
حمایتهای اجتماعی در شرایط خاص و برای گروههای نیازمند، همچنان یک ضرورت است؛ اما سیاست راهبردی استان، کاهش وابستگی به حمایتهای مستقیم و حرکت به سمت توانمندسازی پایدار زنان است در همین راستا ضروری است حمایت نقش پل عبور را ایفا کند، نه اینکه به یک وضعیت دائمی تبدیل شود.
هدف نهایی این است که زنان با بهرهگیری از آموزش، مهارت، دسترسی به منابع مالی، بازار فروش، بتوانند مسیر استقلال اقتصادی و اجتماعی خود را با عزت نفس و اعتماد به توانمندیهایشان طی کنند.
نقطه تسلیم. آیا برنامهای برای ارتقای سطح سواد دیجیتال و استفاده از پلتفرمها برای معرفی و فروش محصولات زنان در قزوین دارید؟
در شرایط امروز، استفاده از ظرفیت فضای مجازی و پلتفرمهای فروش، یکی از الزامات توسعه مشاغل خرد، خانگی و صنایع دستی زنان است؛ بانوان هنرمند و تولیدکننده با بهرهگیری از این ابزارها میتوانند بازار فروش خود را از محدوده جغرافیایی محل زندگی فراتر برده و محصولات خود را در سطح ملی و حتی بینالمللی معرفی کنند.
در همین راستا، برنامههای آموزشی متعددی برای ارتقای توانمندی دیجیتال بانوان در دستور کار قرار گرفته است که بخشی از آنها اجرا شده از جمله، آموزش بازاریابی و کارآفرینی، آموزش فروش در فضای مجازی، آشنایی با شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای فروش و برندسازی محصولات، هدف این است که بانوان تولیدکننده از روشهای سنتی فروش عبور کرده و به سمت کسبوکارهای نوین و بازارهای گستردهتر حرکت کنند.
نقطه تسلیم. آیا بازارچه دائمی برای معرفی و عرضه محصولات بانوان در استان وجود دارد؟
در حال حاضر در راستای حمایت از تولیدات بانوان و مشاغل خرد و خانگی، برنامههای مختلفی در سطح استان اجرا میشود؛ طرح ملی “هزار میدان و هزار بازار” در استان در حال اجراست و با هماهنگی ادارهکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، عرضه محصولات صنایع دستی در روزهای شنبه هر هفته در عمارت داعی و روزهای جمعه در محوطه کاخ چهلستون انجام میشود.
همچنین با مشارکت دستگاههای اجرایی و گروههای مختلف مردمی؛ نمایشگاههای عرضه محصولات بانوان در پارکها، میادین، دستگاههای اجرایی و مناسبتهای مختلف برگزار میشود، با این حال، ایجاد یک بازار دائمی و پایدار برای عرضه محصولات زنان، یکی از نیازهای مهم استان است که این موضوع در شهر قزوین، منطقه مهرگان و اقبالیه در دست پیگیری و اقدام است.
هدف این است که فعالیت اقتصادی زنان از عرضههای مقطعی عبور کرده و به یک زنجیره اقتصادی کامل شامل تولید، ارتقای کیفیت، بستهبندی، برندسازی، بازاریابی و فروش پایدار تبدیل شود، حمایت نباید به وابستگی منجر شود.
ایجاد یک بازار دائمی و پایدار برای عرضه محصولات زنان، یکی از نیازهای مهم استان است/طرح ملی “هزار میدان و هزار بازار” در استان در حال اجراست.
نقطه تسلیم. برنامههایی که اجرا میشوند تا چه حد تضمین میکنند که پس از پایان دوره حمایتی، زنان بتوانند به تنهایی هزینههای زندگی خود را تأمین کنند؟
فلسفه طراحی برنامههای حوزه بانوان، صرفاً ارائه حمایت کوتاهمدت نیست؛ بلکه ریل گذاری جهت ادامه مسیر پس از پایان حمایت است.
در تمامی برنامههای توانمندسازی، تلاش میشود بانوان ضمن فراگیری مهارتهای لازم، راهکارهای قانونی از جمله تشکیل تعاونی و اصول راهاندازی و توسعه کسبوکار، بازاریابی، فروش و مدیریت مالی آشنا شوند تا بتوانند مسیر اقتصادی خود را مستقل ادامه دهند.
هدف اصلی این است که حمایتها زمینهساز خودباوری، اعتمادبهنفس، استقلال مالی و حضور مؤثر زنان در اقتصاد جامعه باشد.
البته پایداری کسبوکارهای زنان نیازمند همت و تلاش بانوان هنرمند، حمایت های لازم و همراهی دستگاههای اجرایی و بخش خصوصی است؛ به همین دلیل رویکرد استان، ایجاد یک زنجیره حمایتی کامل از مرحله آموزش و مهارتآموزی تا تولید و فروش است.
نقطه تسلیم. بزرگترین مانع شما در گذار از مدل حمایتی به مدل توانمندسازی چیست؟ کمبود بودجه است یا نگرشهای اجتماعی در استان؟
تجربه نشان میدهد که گذار از رویکرد حمایتی به رویکرد توانمندسازی، صرفاً به منابع مالی محدود نمیشود. هرچند تأمین اعتبارات، دسترسی به تسهیلات و فراهم کردن زیرساختهای لازم، نقش مهمی در توسعه برنامههای توانمندسازی دارد، اما یکی از مهمترین چالشها، تغییر نگرش نسبت به ظرفیتها و توانمندیهای زنان و تقویت هماهنگی بین دستگاههای اجرایی است.
توانمندسازی زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که همه دست اندرکاران، دستگاهها، بخش خصوصی و نهادهای مردمی، زنان را بهعنوان سرمایه انسانی ارزشمند و یکی از پیشرانهای توسعه استان ببینند و در برنامهریزیهای خود نقش و ظرفیت آنان را مورد توجه قرار دهند.
همچنین رفع موانعی همچون دشواری دسترسی به بازار، ضعف در بازاریابی، نیاز به آموزشهای تخصصی، توسعه مهارتهای نوین و برخی نگاههای سنتی، از الزامات حرکت در این مسیر است. خوشبختانه در استان قزوین، این نگاه در حال تقویت است و با افزایش همکاریهای بینبخشی، زمینه برای نقشآفرینی بیشتر زنان در عرصههای مختلف فراهم شده است.
نقطه تسلیم. گاهی کمکهای حمایتی زیاد میتواند باعث وابستگی زنان شود، چه راهکاری برای جلوگیری از وابستگی و حرکت به سمت استقلال اقتصادی دارید؟
اصل اساسی در سیاستهای حوزه بانوان این است که حمایت، ابزار توانمندسازی باشد، نه هدف نهایی. به همین دلیل تلاش میکنیم حمایتهای مالی و اجتماعی در کنار آموزش، مهارتآموزی، مشاوره، تسهیل دسترسی به منابع مالی، ایجاد فرصتهای شغلی و اتصال به بازار قرار گیرد.
نگاه دولت این است که حمایت باید فرصتی برای آغاز مسیر رشد و استقلال باشد. هرچه سهم آموزش، مهارت، کارآفرینی، بازاریابی و ایجاد زنجیره فروش در برنامهها افزایش یابد، وابستگی به حمایتهای مستقیم کاهش پیدا میکند.
هدف نهایی این است که زنان پس از بهرهمندی از حمایتهای اولیه، با تکیه بر توانمندیها و مهارتهای خود، بتوانند درآمد پایدار ایجاد کرده و به استقلال اقتصادی و اجتماعی دست یابند.
نقطه تسلیم. اگر قرار باشد یک تغییر نگاه در سیاستهای حوزه بانوان استان از سوی تمامی دستگاهها ایجاد شود، آن تغییر چه خواهد بود؟
مهمترین تغییر، حرکت از نگاه حمایتی به نگاه سرمایهگذاری بر توانمندی زنان است، زنان صرفاً گروهی نیازمند حمایت نیستند؛ بلکه بخش مهمی از سرمایه انسانی، اجتماعی و اقتصادی استان و کشور به شمار میروند که در بسیاری از عرصهها، توانمندی، خلاقیت و نقشآفرینی خود را اثبات کردهاند.
اگر این نگاه در میان سیاستگذاران و دستگاههای اجرایی تقویت شود و ظرفیت زنان در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، فرهنگی، علمی و تحکیم بنیان خانواده بهعنوان یک ظرفیت و فرصت توسعهای مورد توجه قرار گیرد، بسیاری از مسائل این حوزه به شکل ریشهایتر و پایدارتر حل خواهد شد.
لذا ضروری است فارغ از نگاه جنسیتی، معیار اصلی ارزیابی افراد، شایستگی، توانمندی، کارآمدی و میزان اثرگذاری آنان باشد و موضوع توانمندسازی و بهرهگیری از ظرفیت زنان به یک مسئولیت مشترک میان همه سیاستگذاران، مدیران و دستگاههای اجرایی تبدیل شود.
با تحقق این رویکرد، زمینه برای افزایش مشارکت مؤثر زنان در توسعه استان، ارتقای سرمایه اجتماعی و دستیابی به عدالت، پیشرفت و پایداری اجتماعی فراهم خواهد شد.
در خاتمه می توان گفت، عبور از حمایتهای مقطعی به سمت توانمندسازی زنان، اگرچه رویکردی ضروری و قابل دفاع است، اما موفقیت آن را نمیتوان صرفا با اعلام برنامهها، برگزاری دورههای آموزشی یا پرداخت تسهیلات سنجید.
معیار واقعی، تغییری است که در زندگی زنان ایجاد میشود؛ اینکه چند نفر از آنان پس از پایان حمایتها توانستهاند شغل پایدار ایجاد کنند، درآمد مستقل داشته باشند و بدون نیاز به حمایت مستمر به فعالیت اقتصادی خود ادامه دهند.
در این میان، همچنان چالشهایی مانند دسترسی محدود به بازار، ضعف در بازاریابی و فروش، نبود بازارهای دائمی و پراکندگی حمایتهای دستگاههای مختلف وجود دارد. بنابراین اگر قرار است “توانمندسازی” از یک شعار سیاستی به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شود، لازم است دستگاههای مسئول علاوه بر آموزش و تسهیلات، درباره نتیجه نهایی طرحها نیز پاسخگو باشند و میزان ماندگاری کسبوکارهای ایجادشده را ارزیابی کنند.
زنان بدسرپرست و بیسرپرست بیش از آنکه به حمایتهای تکرارشونده نیاز داشته باشند، به فرصت، بازار و امکان ساختن آیندهای مستقل نیاز دارند. از این منظر، آزمون اصلی سیاستهای حمایتی استان قزوین نه تعداد طرحهای اجراشده، بلکه تعداد زنانی خواهد بود که در پایان این مسیر، دیگر نیازی به حمایت مستمر ندارند.
از سوی دیگر، این مسیر تنها با مسئولیت یک دستگاه اجرایی به سرانجام نمیرسد و نیازمند همراهی همه دستگاهها، بخش. خصوصی و نهادهای مردمی است./
خبرنگار، فعال رسانه و مدرس کنکور




