به گزارش نقطه تسلیم، یکی از چالشهایی که این روزها ذهن بخشی از زنان و دختران جامعه را به خود مشغول کرده موتورسواری است.
این موضوع به چنان دغدغه بزرگی در ذهن برخی دختران تبدیل شده که انسان تصور میکند مسالهای حیاتی از مسائل زنان درمیان است.
به نظر میرسد این نوع خواستهها صرفا نوعی القای رسانهای در ذهن مخاطب میباشد و با ضریبی که به آن بخشیده میشود دچار بزرگنمایی شده و تمام ذهن زنان را تسخیر میکند.
همانند وقتی که همه آرزوی بخشی از زنان جامعه حضور در استادیوم بود که نهایتا انتهای این آرزو به رفتارهای زشت برخی از مردان و بعضا زنان بدل گشت و مشخص شد تنها سرابی بزرگ از آرزویی پوچ بوده است.
اما این روزها اگر نگاهی به خیابان های شهر بیندازید دخترانی موتورسوار را مشاهده میکنید که اکثرا در سنین نوجوانی بوده و بعضا حتی به سن قانونی گرفتن گواهینامه نیز نرسیدهاند و اکثرا با پوششی نامناسب و خلاف قوانین جامعه در حال راندن موتور هستند.
با نگاهی به این موتورسواران با این پوششهای خاص به نظر میرسد بخش زیادی از این خواسته در راستای لجبازی و تقابل و ایستادگی در مقابل قوانین جامعه است، البته که در این میان نباید هیجانات دوران نوجوانی در دختران را نادیده گرفت.
علت دیگر را میتوان خیابانهای شلوغ و لبریز از وسائل نقلیه و پر از دود و ترافیک و نیز همچنین قیمت سرسام آور خودرو دانست که بسیاری از بانوان را در سراشیبی وسوسه موتورسواری سوق میدهد.
موضوع دیگری که در این میان نباید نادیده گرفت، آن است که برخی دختران در سنین نوجوانی دچار بحران هویت شده و علاقهمند به حضور در شمایل پسرانه در جامعه هستند که پررنگ ترین مصداق آن را میتوان دختران موتورسوار با لباس پسرانه تعریف کرد.
به نظر میرسد که نهادهای فرهنگی از جمله مدارس باید تلاش بیشتری در راستای هویت سازی دخترانه انجام دهند تا دختران نوجوان برای دیده شدن و تخلیه هیجانات نوجوانی در قالب پسرانه فرو نرفته و به سمت رفتارهای پرخطر از جمله موتورسواری نروند.
اما آنچه که در این میان به نظر میرسد، مغفول و شاید ناقص مانده باشد، قانونی صریح در مورد موتورسواری بانوان است.
پلیس راهور برای زنان گواهینامه موتورسواری صادر نمیکند و استناد به این تبصره می کند که “صدور گواهینامه موتور سیکلت مردان بر عهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است ” که البته این استناد در هالهای از ابهام است و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که صدور آن برای زنان ممنوع است.
موضوع بحث برانگیز دیگر آن است که زنان میتوانند بدون هیچگونه ممنوعیتی در مسابقات موتورسواری شرکت کنند که این خو نشانگر یک بام و دو هواست.
مسئله دیگری که نیز مطرح است، بحث مسائل شرعی در موتورسواری بانوان است؛ بهنظر میرسد که سوارشدن بر موتور اقتضائاتی دارد که مانع از رعایت حجاب کامل زنان میشود.
در نهایت نگارنده معتقد است که قانون گذار نباید اجازه دهد در پرتو خلاءهای قانونی، مسائل کوچکی در این حد که به نوعی چالش محسوب میشوند به تهدید تبدیل شده و منجر به دو قطبیسازی جامعه گردد.
بلکه باید به مطالعات وسیع اجتماعی، آسیب سنجی و نیازسنجی جامعه به خصوص نسل نوجوان پرداخت و سعی در حل گرههای ذهنی آنها کرد تا آن چه را که در باب موتورسواری بانوان مغفول مانده را مورد بازنگری قرار دهد؛ افزون بر این بحث، گواهینامه برای بانوان، به موازات آن باید به الزامات تکمیلیتر از جمله فرهنگسازی مورد نیاز این مقوله و نیز توجهات ویژه به پوشش بانوان در حین موتورسواری پرداخت.
دانشجوی دکتری عمران، دغدغهمند حوزه فرهنگ





موتورسواری بانوان صرفا در راستای ابراز موفقیت و چیرگی بر حکومت اسلامی میباشد و لاغیر و به جهت تابوشکنی بیشتر و رسیدن به اهداف پست تر.
اینان به دنبال تحقق اسلام سکولارند.
متاسفانه کشور دچار حرج و مرج شده ، به راحتی خانم ها سوار موتور می شوند و هیچ گواهی نامه ای ندارن ،
از اون طرف هم بعضی از خانم ها بدون رعایت پوشش مناسب سوار موتور میشوند.
که میشود قوز بالا قوز ،
چرا کشور به این روز افتاده ؟ چرا کسی جوابگو نیست؟