• امروز : شنبه, ۲۸ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 19 September - 2026
0
در گفتگو با سعید اسدی کارشناس توسعه مطرح شد:

روایتی از نقش ادبیات در توسعه قزوین

  • کد خبر : 9849
  • ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۷
روایتی از نقش ادبیات در توسعه قزوین
سعدی اسدی، کارشناس توسعه، معتقد است ادبیات فقط شعر و فرهنگ نیست؛ بلکه می‌تواند موتور توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قزوین و پلی میان میراث ادبی و آینده توسعه شهر باشد.

به گزارش خبرنگار نقطه تسلیم، توسعه موضوعی مهم و ارزشمند است که ابعاد مختلفی دارد و مولفه های زیادی بر آن اثرگار هستند؛ یکی از عومال اثرگذار بر توسعه ادبیات است که شاید در نگاه اول ارتباطی به این موضوع نداشته باشد؛ به همین بهانه و به مناسبت روز شعر و زبان پارسی گفت و گویی با آقای سعدی اسدی کارشناس توسعه در خصوص نسبت ادبیات با توسعه انجام گرفت که در ادامه نظر شما خوانندگان را بدان جلب می نماید:

نقطه تسلیم. معمولاً وقتی از توسعه صحبت می‌کنیم، ذهن‌ها به سمت اقتصاد، صنعت، سرمایه‌گذاری و زیرساخت می‌رود. شعر و ادبیات چه نسبتی با توسعه دارند؟ آیا اساساً می‌توان برای شعر و ادبیات، کارکرد توسعه‌ای قائل شد؟

قبل از هر چیز این روز فرخنده را به همه ادبا و شعرای پارسی زبان و کشورم و سرزمین مینودری و نیز دوستداران شعر و ادبیات تبریک می گویم، انشااله همیشه زمان ذهن و قلم ادبا و شعرای توسعه گرا مانا و مفید باشد و بعد در پاسخ جنابعالی اینکه یکی از خطاها همین است که از توسعه چنین برداشتی می شود؛ توسعه قبل از آنکه ساختن جاده، کارخانه و ساختمان باشد؛ ساختن انسان و جامعه‌ای توسعه‌پذیر است.

همانطور که در یکی از یادداشت هایی که در همین پایگاه خبری نشر یافته، گفته‌ام؛ توسعه رشد، پیشرفت و بهبود نیست؛ توسعه می‌تواند با آنها و بدون آنها هم پدیدار شود.

راسل ال. ایکاف (Russell L. Ackoff) فیلسوف اجتماعی آمریکایی، توسعه را «فرآیندی می‌داند که توسط آن فرد دانایی‌ها و توانایی‌ها و اشتیاق ارضا و تامین آرزوهای خود و دیگران را افزایش می‌دهد»؛ به این معنا، توسعه ” آگاه‌سازی”، ” تواناسازی” و به‌طور کلی “ظرفیت‌سازی” است، نه افزایش دستاورد، بیشتر جنبه انگیزشی، دانشی، بینشی و ادراکی دارد تا جنبه مال و ثروت.

لذا از میان معارف بشری، معرفت ادبی تنها معرفتی است که در این خصوص می تواند کمک بی حد و حصری نماید. هیچ معرفتی به اندازه معرفت ادبی نمی‌تواند در شکل‌دهی آرمان‌ها، معناها و آرزوها و میل به ارضا و تامین آنها در نزد افراد جامعه، نقش آفرینی نماید؛ به همین جهت بنده در گفته‌ها و نوشته‌های مختلف تاکید داشته‌ام که ادبیات، مادر توسعه است؛ توسعه یک مولود است، پدر و مادری دارد که با ازدواج و پیوند آن دو، توسعه متولد می‌شود.

ادبیات، مادر توسعه است که قدرت زایندگی و آفرینندگی انگیزش، بینش، دانش و ادراک را در قالب های گوناگون برای افراد جامعه، دارد.

 

نقطه تسلیم. توصیف جالب و تا اندازه‌ای شوک آوری بود، با این وصف پدر توسعه کیست.

پدر توسعه، جغرافیا است، جغرافیا است که می‌گوید کجا ایستاده‌ای، جایی که ایستاده‌ای چگونه جایی است؛ وضعیت آب، هوا، دما، خاک، بارندگی، تعرق، تبخیر، دشت، کوه و دامنه‌اش چگونه است و چه نسبتی با مکان‌های دیگر دارد و آدمیان (انسان‌های قبلی و انسان‌های فعلی) در این مکان چه رفتاری داشته‌اند و چه تغییراتی داده اند.

بدون جغرافیا، هیچ بذر مرغوبی از توسعه بدست نخواهد آمد، بطور کلی اگر هر جامعه‌ای خواهان توسعه است، می‌بایست با میانجیگری و عاقدی فلسفه بین جغرافیا و ادبیاتش پیوند برقرار نماید، در غیر اینصورت پیوسته در جا خواهد زد، در جایی نفس‌گیر و شاید مخرب.

 

نقطه تسلیم. اگر بخواهیم این موضوع را مشخصاً درباره قزوین بررسی کنیم، شعر و ادبیات چه نقشی می‌توانند در توسعه فرهنگی شهر داشته باشند؟

اول لازم است یک نکته‌ای را یادآور شوم، از آنجا که ادبیات از بارزترین ” فکرآفرید”‌های انسان تلقی می‌شود، از شاخص‌ترین مصادیق “فرهنگ” به حساب می‌آید؛ زایش دانش، دانایی، معنا، تخیل، خلاقیت، بصیرت و خردورزی از عمده‌ترین کارکردهای ادبیات در جامعه است که جملگی اصالت و رنگ و بوی فرهنگ را با خود دارند.

حال قزوین از این نظر شهر کم‌‌سرمایه‌ای نیست؛ مسئله اصلی، نحوه تبدیل سرمایه ادبی به سرمایه فرهنگی فعال است؛ قزوین چهره‌ها، ادیبان، شاعران، نویسندگان و میراث ادبی ارزشمندی دارد؛ اما اگر این میراث فقط در کتاب‌ها، تندیس‌ها و مراسم بزرگداشت باقی بماند، عملاً به سرمایه توسعه‌ای تبدیل نشده است.

قزوین باید از «میراث ادبی» به سمت زیست ادبی شهر حرکت کند, یعنی شعر فقط در شب شعر اتفاق نیفتد؛ بلکه در مدرسه، دانشگاه، کتابخانه، کافه، رسانه، فضای شهری، گردشگری، جشنواره‌ها و حتی در برنامه‌های مدیریت شهری و در نزد دستگاه های اجرایی به خصوص استانداری و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی حضور داشته باشد و این دقیقاً یک مؤلفه مهم توسعه فرهنگی است.

مصاحبه تفضیلی با سعید اسدی در مورد ادبیات و توسعه

مصاحبه تفضیلی با سعید اسدی در مورد ادبیات و توسعه

 

نقطه تسلیم. شعر و ادبیات چگونه می‌توانند کارکرد اجتماعی داشته باشند؟

یکی از ویژگی‌های بارز ” توسعه اجتماعی” ؛ گفت‌و‌گوی جمعی برای ایجاد حساسیت اجتماعی جهت دستیابی به خرد جمعی است؛ هنر و ادبیات در مقام یک معرفت بشری و میراث فرهنگی ، منبعی معتبر و موثق برای تامین نیازهای واقعی، ضروری و حیاتی جامعه (یکی از این نیازها، گفت و گوی گروهی و جمعی است) است، چرا که آن (هنر و ادبیات) ریشه در زندگی و نیازهای اجتماعی دارد و فقط یک بازی، سرگرمی و تفریح روشنفکرمآبانه و اختصاصی افراد خوش ذوق و نابغه نیست.

ادبیات یکی از بهترین میدان‌های تمرین این گفت‌وگو است؛ شعر و داستان زمینه تفاهم بین الاذهانی را بین افراد جامعه فراهم و ضریب اعتماد عمومی و اجتماعی را بالا می برد.
برای قزوین نیز این مسئله اهمیت دارد، شهری که در حال تغییر اجتماعی و جمعیتی است، نیازمند گفت‌وگویی تازه میان نسل‌ها، محله‌ها، گروه‌های اجتماعی و حتی میان «قزوینی‌های قدیم» و «قزوینی‌های جدید» است.

 

نقطه تسلیم. اجازه بدهید کمی سیاسی‌تر نگاه کنیم، آیا شعر و ادبیات می‌توانند در توسعه سیاسی هم نقش داشته باشند؟

بله، اما نه به معنای اینکه شعر و ادبیات جای حزب و نهاد سیاسی ایفای نقش نماید، کارکرد سیاسی ادبیات، پیش از هر چیز، تقویت تفکر انتقادی و حساسیت در نزد همه ذی‌نفعان نسبت به فعل و انفعالات قدرت و حکومت و نحوه توزیع منابع و ثروت جامعه است.

جامعه‌ای که ادبیات زنده دارد، جامعه‌ای است که در آن انسان‌ها فقط مصرف‌کننده روایت‌های رسمی نیستند؛ بلکه می‌توانند روایت‌های دیگری نیز تولید کنند، پرسش کنند و درباره قدرت، عدالت، آزادی، مسئولیت و آینده جامعه بیندیشند.

آیا می‌توان از نقش‌آفرینی فردوسی معاصر، حضرت علامه دهخدا (رضوان الله تعالی علیه) در صور اسرافیل در ارتقا ” شعور سیاسی” و سرایش روان شاد عارف قزوینی در ” شور سیاسی” جامعه خود چشم پوشی کرد؟

ادبیات آمیختگی عجیبی با سیاست دارد، حکام به واسطه آن سعی در توجیه و مشروع‌سازی خود دارند و دردمندان و شریفان با توسل به آن تلاش می‌کنند پرده از کم و کیف رفتار سیاسی حاکمان بردارند و عموم مردم را روشن و آگاه سازند.

برای قزوین نیز ادبیات می‌تواند کمک کند تا شهروند صرفاًً شنونده اخبار شهر و تماشاگر اتفاقات نباشد، بلکه با قدم گذاشتن در حیطه نظارت و مداقه در کم و کیف بودجه بندی و نحوه اختصاص آن، در مقام شریک و سهام‌دار فکری شهر درباره آینده آن پرسش کند، مطالبه نماید و نظر دهد، این مهم از ادبیات با کمک ادیبان و شعرای ممتاز شهر بر می آید.

 

نقطه تسلیم. شاید عجیب‌تر از همه، نسبت شعر و ادبیات با توسعه اقتصادی باشد. آیا واقعاً میان این دو ارتباطی وجود دارد؟

ارتباط معنادار وجود دارد، اما باید آن را درست فهمید، ادبیات خودش اقتصاد نیست، ولیکن گنجینه‌های نابی از آن را در دل خود دارد؛ رقابت عمده شرکت‌های بزرگ مالی، اقتصادی، سرمایه گذاری و عمرانی در شعارهای نمادین آنها در جلب و جذب مشتری است که ریشه در میزان ذوق ادبی طراحان شعارها دارد؛ کافی است فقط شعارهای خودروسازی‌هایی چون بنز، بی ام و، فیات، پژو، زانتیا، نیسان، تویوتا، شورلت و غیره خوانده و مقایسه شوند.

دیگر آنکه امروز در جهان، اقتصاد هنر و ادبیات نیز بسیار حائز اهمیت است، شهرهای دنیا امروزه فقط با کارخانه، معدن، جاده، برج، پل، سد، اتوبان و غیره شناخته نمی شوند؛ بلکه با اقتصاد هنر و ادبیات (= روایت، هویت، جشنواره، کتاب، سینما، موسیقی، شعر، داستان، صنایع خلاق و سایر تجارب فرهنگی و ادبی) نیز معرفی می‌گردند که باز ریشه در میزان بهره‌مندی از ادبیات دارد.

قزوین می‌تواند از ادبیات به عنوان یک دارایی اقتصادی استفاده کند؛ تصور کنید قزوین افزون بر ویترین‌های گوناگونی که برای معارفه دارد، به عنوان شهری با یک “روایت ادبی ” نیز معرفی شود، آن وقت ادبیات از یک فعالیت صرفاً فرهنگی، به بخشی از “زنجیره ارزش اقتصاد شهری” نیز تبدیل خواهد شد.

خالی از لطف نیست در این قسمت از مصاحبه که مربوط به نسبت ادبیات با اقتصاد است، یک خاطره و یک نکته‌ای را عرض نمایم، خاطره اینکه در دوره کارشناسی ارشد، چند واحد آموزشی در حیطه اقتصاد با زنده یاد استاد عالی مقام، دکتر ابراهیم رزاقی داشتیم.

در طول دوران دانشجویی رسمی و غیر رسمی (هر چند به طور رسمی اکنون در هیچیک از دانشگاههای کشور دانشجو نیستم، اما در حال حاضر نیز به طرق مختلف جستجوگر دانش هستم) اساتید زیادی دیده‌ام، اما می‌توانم به جرات بگویم که کلاس‌داری ایشان منحصر بفرد است، تمام دقایق کلاس به امر ویژه‌ای اختصاص یافته و شروع و پایان مشخصی دارد.

برای مثال، دقایق اولیه کلاس ( ۷-۵ دقیقه) اختصاص به تعبیر، تفسیر و برداشت اقتصادی دانشجویان از یک بیت شعر و سروده‌ای که ایشان از شعرا (به خصوص شاعران عارف و درویش‌مسلک) بالای وایت‌برد می نوشتند، داشت؛ این اقدام بکر ایشان به عنوان یک اقتصاددان، نگاه ما را به ادبیات تغییر می داد و ترغیب می کرد که به ادبیات به طور ویژه تمرکز نماییم و طور دیگری ببینیم و درمان و علاج دردها و آسیب های اجتماعی را در ادبیات جستجو کنیم.

نکته اینکه حتما نام شهر آبی یا هیدروپلیس را خوانده یا شنیده‌اید؛ هیدروپلیس نام اولین هتل در جهان است که در عمق 20 متری آب ساخته شده، مهندس آلمانی این هتل به نام «یوآخیم هاورز» اعلام کرده که برای ساخت این هتل در شهر دبی در زیر آب های خلیج فارس از رمان «بیست هزار فرسنگ در زیر دریا» نوشته « ژول ورن» الهام گرفته است.

 

نقطه تسلیم. اگر نکته یا بحث پایانی دارید، بفرمایید.
خیلی ممنون از شما بابت انجام این گفت و گو، فقط در پایان سه گزاره خدمت شما و خوانندگان ارایه می دهم تا نقش ادبیات بدرستی روشن شود:
توسعه بدون علم و دانش‌ورزی ، ممکن نیست؛ توسعه بدون عقل و عقلانیت، پایدار نیست؛ توسعه بدون خرد و خردمندی، انسانی نیست و این سه مهم را ادبیات و معرفت ادبی به ظرافت می تواند محقق سازد؛ چرا که به زعم سهراب سپهری: شاعران؛ وارثان آب، خرد و روشنی‌اند./

از یک تا پنج امتیاز دهید
لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=9849

نظر شما

نام خود را بنویسید
آدرس پست الکترونیک
0 نظرات
Newest
Oldest بیشترین رای
0
دیدگاه شما برای ما سازنده است، لطفا نظر دهیدx