به گزارش نقطه تسلیم، مرگ در ذات خود نه تنها پایان که سکوتی است برای تامل در ناپایداری دنیا که دیر یا زود تمام زندهها را صدا میزند تا لیست اموات در آرامستان سیر صعودی به خود بگیرد؛ اما مردگان که میروند، روی دست زندهها خرجها و هزینههای سنگینی میگذارند.
آنچه امروز در پوشش مراسم ترحیم و یادبود در شهرمان میبینیم نه تکریم متوفی که نمایشی زشت و زننده از فخر فروشی طبقاتی و اسراف بی حد و مرز است.
صاحب یکی از تالارهای لوکس شهر با افتخار تمام از ضیافتی برایم میگفت که در آن میهمانان اعیان و اشراف با خودروهای چند میلیاردی در مراسم شام غریبان یک فرد سرشناس که به تازگی فوت کرده حضور یافته بودند و برای ترحیم سه نوع غذای اصلی با مخلفات کامل سفارش داده بودند؛ روایتی که مُضحک و در عین حال دردناک است؛ شام غریبان که نماد بی کسی و زهد بازماندگان است، حالا به ضیافت شکم بارگی و رقابتهای متکبرانه بدل شده است.
کدام عقل سلیمی میپذیرد که برای بدرقه یک متوفی به خاک، باید میلیونها تومان صرف دسته گلهایی کرد که پس از چند ساعت در سطل زباله میپوسند؟ یا بنرهایی که تنها فضا را اشغال میکنند؟ یا سنگ قبرهای نجومی که گویی قرار است متوفی را در آن خاک سرد، با تجمل کاذب سنگ تراشیاش در بورس رقابت بازماندگان قرار دهد؟
آیا اموات ما در آن سویِ دنیا، محتاج تاج گلهای چند میلیونی هستند؟ یا تشنه صدقهی جاریه و گره گشایی از کار بینوایانی که در همین شهر، شبها سر بر بالین گرسنگی میگذارند؟ بیگمان این یک بدعت شوم است؛ بدعتی که در آن پول جای احترام را گرفته و شکم مهمان جای روح متوفی را؛ این بریز و بپاشها نه تنها التیامی بر زخم بازماندگان نیست، بلکه دهن کجی آشکار به اقشار ضعیف جامعهای است که حتی برای نان شبشان در برخی از نقاط و محلههای قزوین در تنگنا هستند.
باید که این تابوی پوشالی را بشکنیم و بیایید یک پیمان ملی کوچک اما مستحکم و پایدار در سطح شهر و محلههایمان از همین امروز با هم ببندیم.
پیشنهاد ما بسیار روشن است: حذف کامل پذیراییهای پرهزینه؛ ناهار و شام ترحیم و جمع آوری تمامی هزینههایِ تاج گل؛ بنر و پذیراییهای لاکچری؛ این هزینهها نباید به جیب تالار داران و گل فروشان فرصت طلب برود؛ این مبالغ باید مستقیم به مراکز خیریه، صندوقهای حمایت از خانوادههای زندانیان، تامین هزینه درمان بیماران صعب العلاج و یا خرید مایحتاج محرومان واریز شود؛ آن هم با نام و یاد متوفی.
شک ندارم اگر متوفیان میتوانستند از پس پرده غیب، این ریخت و پاشها را بر سر حسادتها و چشم و هم چشمیهای بازماندگان ببینند، اولین کسانی بودند که بر این بساط فریب کارانه اعتراض میکردند.
بیایید برای یک بار هم که شده، انسان باشیم و مرگ را نه فرصتی برای تفاخر که فرصتی برای حیات دوباره بخشیدن به دیگران بدانیم؛ هر کس که ادعای شرافت و انسانیت دارد، باید پیش قدم این تحول بزرگ در شهر قزوین شود؛ سنتهای غلط، زنجیرهایی هستند که باید به دست تفکر اجتماعی بیدار پاره شوند./
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





