به گزارش نقطه تسلیم، باید همه ما یاد بگیریم که شهروند بودن یعنی احترام به حقوق دیگران و احترام به محیط زیست؛ اگر نمیتوانیم به پارکها خدمت کنیم، دستکم با بیفرهنگی به آنها آسیب نزنیم.
اجازه ندهیم چند نفر بی انصاف که فکر می کنند پارک هم چون خانههایشان آشغالدانیست، زیباییهای قزوین را به کثافتی تبدیل کنند که مایه شرمساری تمام ماست.
میدانم و یقین دارم که در هزار توی مشکلات خرد و کلان در استان قزوین، خصوصا موارد مرتبط به معیشت و اقتصاد، روایت حوض پارک ملت موضوعی بسیار پیش پا افتاده و حتی شاید غیر قابل نشر باشد؛ با این همه اما گمان دارم قطره قطره جمع میشود تا فرهنگ و تمدن و شخصیت و تاریخ را در شهر تاریخی و فرهنگی قزوین به چشمهای مسافران و میهمانان به نمایش بگذارد.
پارک ملت قزوین یکی از مهمترین پارکها و به نوعی ریه شهر و یکی از زیباترین تفرجگاههای این خاک در شهر مینودری است؛ اما گاهی به جای نفس کشیدن، در حال خفه شدن است؛ این خفگی نه از سوی کمبود امکانات، بلکه از سوی سمی به نام بی فرهنگی است که رگهای این فضای عمومی را در خود بیرحمانه بلعیده است.
منظرهی حوض بزرگ وسط پارک، که قرار بود مظهر آرامش و زیست محیطی باشد، امروز به صحنهی جرم تبدیل شده است؛ هزاران ماهی قرمزی که با نیت خیر مردم، پس از عید در این آبها رها شدهاند، اکنون در میان تودهای از زبالهها، پسماندها و پوستهای تخمهی مردم، به مرگی تدریجی و دردناک دانه به دانه میمیرند.
این دیگر صرفا کثیفی نیست که یک جنایت زیست محیطی و انسانی است که با بیخیالی جمعی در همین پارک و مقابل چشمان مردم در حال وقوع است.
اما آنچه درد را دو چندان میکند، برخورد برخی از مراجعین با ماموران نظافت است؛ شنیدن حکایت جوانی که با وقاحت و پررویی به مامور پارک میگوید خب حقوق میگیری، وظیفه توئه که حوض رو تمیز کنی! لحنی بی ادبانه که نشان دهنده شکاف عمیق اخلاقی در لایههایی از جامعه است.
وقتی کسی وظیفه خود را آلوده کردن محیط میبیند و نه رعایت حرمت مکان یعنی ما با یک بحران شخصیت روبرو هستیم؛ بی فرهنگی، درست مثل علفهای هرز در یک دشت وسیع است؛ گاهی تنها چند ساقه هستند، اما اگر نگذاریم ریشه کن شوند، کل دشت را به ویرانهای بدل میکنند.
متاسفانه در پارک ملت همین افراد با ریختن زباله در حوض و ریختن آشغال در زمین، چنان سایهی سنگینی بر اعتبار شهر افکندهاند که گویی تمام قزوینیها با آنها همدست شدهاند؛ درحالی که ما در قزوین، شهری با تاریخ و اصالت، شرمندهی این وضعیت هستیم.
وقتی مسافران و هموطنانی که از اقصی نقاط ایران به شهر ما سفر میکنند، با دیدن این وضعیت مخروبه و آلوده با نگاهی پرسشگر و افسوس بار به ما مینگرند؛ این تنها یک مسئله نظافتی نیست که این یک ضربهی سنگین به وجههی شهر و اعتبار ماست.
این مسافران میپرسند چرا در قلب یکی از بزرگترین پارکهای قزوین این حجم از کثافت و بی احترامی به محیط زیست جاری است؟ اگر چه مسئولیت مستقیم حفاظت از این اماکن بر عهده مدیریت شهری است، اما وظیفه اخلاقی هر انسانی که ذرهای وجدان دارد، رعایت حرمت این فضاهاست.
پارکها، میراث مشترک همه ما هستند و با ریختن زباله در حوض یا زمین، شما فقط محیط را کثیف نمیکنید، بلکه تصویر خود و شهرتان را در چشم دیگران هم سیاه میکنید.
باید همه ما یاد بگیریم که شهروند بودن یعنی احترام به حقوق دیگران و احترام به محیط زیست؛ اگر نمیتوانیم به پارکها خدمت کنیم؛ دستکم با بیفرهنگی به آنها آسیب نزنیم./
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





