• امروز : جمعه, ۸ آبان , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 30 October - 2026
♥1
نقطه تسلیم بررسی کرد:

نقد سریال یل؛ نوستالژی پهلوی با طعم مشروبات الکلی!

  • کد خبر : 10292
  • ۰۸ آبان ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۱
نقد سریال یل؛ نوستالژی پهلوی با طعم مشروبات الکلی!
بررسی سه قسمت ابتدایی سریال یل اثر جمشید محمودی که دهه ۵۰ ایران را به تصویر کشیده، مملو از صحنه‌های مصرف مشروبات الکلی، رقص و شباهت‌های احتمالی با سینمایی وسترن آمریکایی است که فرسنگ‌ها با فرهنگ ایرانی فاصله دارد.

به گزارش نقطه تسلیم، سریال «یل» به کارگردانی جمشید محمودی و تهیه‌کنندگی نوید محمودی در سه قسمت آغازین خود، ایرانی را به تصویر می‌کشد که در آن قتل دختران نوجوان، مناسبات خانوادگی، روابط اجتماعی و حضور شخصیت‌هایی با قدرت و نفوذ محلی، عناصر اصلی داستان را تشکیل می‌دهند.

با این‌ حال، بازبینی دقیق این سه قسمت نشان داد که در کنار معمای جنایی، مجموعه‌ای از روایت‌های فرهنگی نیز وجود دارد که بررسی آن‌ها ضروری است و به نوعی تصویری جنجالی و چالش برانگیز از گذشته ایرانیان نمایش می‌دهد.

در دوره‌ای که سینمای ایران برای جذب مخاطب خود به سمت مصرف مشروبات الکلی رفته و حتی ساختارهای خانوادگی را به چالش و ستیز وامی‌دارد، ساخت سریال یل نه یک اثر جدید، بلکه دنباله روایت‌های نوستالژی پهلوی و تکرار برخی رفتارها، سبک زندگی و روابط انسانی است که باید آن را در کالبد خویش ارزیابی کرد.

بررسی حاضر مبتنی بر مشاهده قسمت‌های اول تا سوم مجموعه است که از صحنه‌های فیلم برداشت شده است:

شوخی‌ها و تماس‌های فیزیکی؛ تغییر مرزهای رابطه در «یل»

در دقایق ابتدایی قسمت نخست، «پری» با بازی پردیس احمدیه در صحنه‌ای به‌ سوی بوسیدن برادرش سهراب با بازی میلاد کی‌مرام می‌رود؛ در ادامه نیز تماس‌های فیزیکی میان این دو شخصیت دیده می‌شود؛ پری در بخش‌هایی از داستان چندین مرتبه مرتضی با بازی مهبد جهان‌نوش را سیلی می‌زند یا با او برخورد فیزیکی می‌کند.

صرف نمایش صمیمیت میان اعضای خانواده یا رفتار تند یک شخصیت زن، به‌ خودی‌ خود اشکال محتوایی محسوب نمی‌شود؛ اما پرسش مهم‌تر این است که این رفتارها چه نقشی در شخصیت‌پردازی و مشروعیت‌سازی دارند.

نمونه قابل‌ توجهی که می‌توان در این زمینه به آن اشاره کرد، فیلم «اینلند امپایر» (Inland Empire، ۲۰۰۶) به کارگردانی دیوید لینچ است؛ در این فیلم، لورا درن نقش بازیگری به نام نیکی گریس را ایفا می‌کند که در یک فیلم داستانی، درگیر رابطه‌ای خارج از ازدواج با بازیگر مقابل خود می‌شود؛ اما به‌ تدریج مرز میان نقش سینمایی و زندگی شخصیت بازیگر در جهان فیلم فرو می‌ریزد؛ لینچ از این تمهید برای طرح پرسشی درباره هویت بازیگر، تاثیر نقش بر تجربه شخصی و درهم‌آمیختگی واقعیت و خیال استفاده می‌کند.

حتی خود سینمای هالیوود نیز با این تجربه سینمایی، پرسشی قابل تامل مطرح می‌کند که برای سریال یل قابل توجه است، آن هم اینکه مرز میان اجرای نقش و رفتار واقعی بازیگر کجاست؟ بررسی طراحی و تکرار این صحنه‌ها در یک اثر چیزی جز مشروعیت‌بخشی به برخی رفتارها در سینما تلقی نمی‌شود.

اگر هدف سازندگان نمایش روابط صمیمانه خانوادگی یا شخصیتی جسور و نافرمان بوده، باید دید آیا میزانسن، دیالوگ‌ها و نحوه اجرای صحنه به‌ روشنی همین معنا را منتقل می‌کنند یا برداشت‌های دیگری نیز از آن‌ها ممکن است به بیننده منتقل شود؟

الکل؛ یک عنصر داستانی یا عادی سازی از زندگی روزمره؟

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های سه قسمت ابتدایی «یل»، تکرار صحنه‌های مرتبط با مصرف مشروبات الکلی است.

در قسمت نخست، گروهی از افراد مشروبات الکلی را به‌ زور به فردی که در فیلم دیوانه معرفی می‌شود، می‌خورانند؛ در صحنه‌ای دیگر، پری دور از چشم برادر بزرگ‌ترش مشروب می‌نوشد، موضوعی که تاکنون در سینما نظیر نداشت و مصرف مشروبات الکلی توسط زنان تابو بود، در ادامه، مصرف دسته‌ جمعی مشروبات الکلی در رستوران و در حضور اعضای خانواده‌ها به تصویر کشیده می‌شود.

در قسمت دوم نیز دو دوست قدیمی در انبار مشروب می‌نوشند و تعابیری مانند «به سلامتی» و «عرق‌ خوری» در فضای گفت‌وگوهای آن‌ها قرار می‌گیرد، در جای دیگر شخصیت «ملک» با بازی نوید محمدزاده در صحنه‌ای در حال مصرف مشروب و سیگار است؛ صحنه‌ای که با موسیقی فرانسوی و فضاسازی مشخص همراه شده است.

در نتیجه، مصرف الکل صرفا به یک شخصیت یا موقعیت استثنایی محدود نمی‌شود؛ زنان، مردان، دوستان و خانواده‌ها در موقعیت‌های مختلف با آن مواجه‌اند.

اما پرسش انتقادی درباره «یَل» این است: وقتی مصرف مشروبات الکلی در موقعیت‌های متعدد و گاه همراه با موسیقی، صمیمیت، تفریح و لحظات خوش زندگی قرار می‌گیرد، آیا مجموعه به پیامدهای این رفتار نیز به همان اندازه توجه می‌کند؟

اگر وجه سرگرم‌کننده و جذاب این صحنه‌ها برجسته باشد، اما تعارض‌ها، پیامدها یا معنای اجتماعی رفتار به حاشیه برود، احتمال عادی‌ شدن آن در ذهن بخشی از مخاطبان اجتناب ناپذیر است.

نقد جدی آن است که سازندگان توضیح دهند این حجم از حضور الکل در داستان چه ضرورت روایی دارد و چه تصویری از روابط اجتماعی آن دوره می‌سازد؟

ترانه‌های پیش از انقلاب و رقص دختران؛ بازسازی تاریخ یا تولید نوستالژی؟

در قسمت نخست، ترانه‌های عامه‌ پسند پیش از انقلاب، از جمله آثاری مرتبط با خوانندگانی مانند ویگن و عارف، در بخش‌هایی از سریال بازخوانی یا همخوانی می‌شوند.

در صحنه‌ای دیگر، دختران کم سن و سال در حضور جمعی از مردم و هنگام نمایش فیلم «سلطان قلب‌ها» می‌رقصند؛ رقص و موسیقی شاد در کنار بعضی صحنه‌های مصرف مشروبات الکلی، فضایی به مخاطب منتقل می‌کند که سوال برانگیز است؛ آیا ایرانیان در دهه ۵۰ اجازه می‌دادند که دخترانشان در مقابل مردهای غریبه برقصند؟

استفاده از موسیقی و آثار هنری متعلق به دوره پیش از انقلاب، به‌ خودی‌ خود قابل نقد منفی نیست؛ این آثار بخشی از تاریخ موسیقی و فرهنگ عامه ایران‌ محسوب می‌شود و حضورشان در یک سریال تاریخی می‌تواند به بازسازی دوره موردنظر کمک کند؛ اما یا گذشته عمدتا از طریق مجموعه‌ای از تصاویر جذاب، ترانه‌های خاطره‌انگیز، رقص و لحظات خوش در تاریخ ایرانیان ثبت شده است؟

این نقد به معنای انکار وجود موسیقی، رقص یا مصرف الکل در آن دوره نیست. بحث بر سر آن است که آیا نحوه انتخاب و کنار هم قراردادن این عناصر، تصویری متوازن از جامعه آن زمان ارائه می‌کند یا که می‌خواهد تصویری مبتنی بر نوستالژی و جذابیت بصری بسازد؟

سهراب با اسلحه در سریال یل نماد فیلم‌های وسترن

سهراب؛ قهرمان ایرانی یا بازآفرینی مرد هفت‌تیرکش سینمای هالیوود؟

یکی از ویژگی‌های برجسته قسمت نخست، مسابقه تیراندازی و معرفی سهراب به‌ عنوان مردی تنومند، خوش‌اندام و صاحب مهارت در استفاده از اسلحه است؛ در کنار او نیز دوستی صمیمی با بازی بابک حمیدیان حضور دارد که با اسلحه پیوند خورده است.

این عناصر، در کنار فضای روستایی، روابط شخصی و نقش قدرت فردی در حل بحران‌ها، امکان مقایسه «یل» با برخی الگوهای سینمای وسترن و درام‌های جنایی هالیوود را فراهم می‌کنند.

در بسیاری از وسترن‌های کلاسیک، قهرمانی مسلح در محیطی ظاهر می‌شود که نظم رسمی در آن ضعیف است یا قادر به حل همه مشکلات نیست؛ در نتیجه قهرمان با قدرت فردی، مهارت در تیراندازی، اعتبار اجتماعی و توانایی مقابله با تهدیدها، در مرکز روایت قرار می‌گیرد.

در چنین الگویی، عدالت گاهی بیش از آنکه از مسیر نهادهای قانونی و جمعی تحقق یابد، به توانایی فردی قهرمان وابسته می‌شود که نمونه بارز آن را باید در سینمای وسترن کلینت ایستوود و حتی سینمای ژاپن و آثار کوروساوا جستجو کرد.

از سوی دیگر، شخصیت سهراب با ویژگی‌هایی چون قدرت فیزیکی، مهارت در تیراندازی و خلا عاطفی توصیف می‌شود (شخصی که عشقش ازدواج کرده و الان مجرد است و در روستا به خانواده کمک می‌کند) این ترکیب در سینمای تجاری نمونه‌های زیادی دارد؛ این فرمول وقتی در اثری با ادعای بازنمایی تاریخ ایران به کار می‌رود، باید پرسید که آیا کارگردان و تهیه کننده به دنبال شناخت تاریخی و اجتماعی محیط داستان بوده یا بیش از هر چیز از الگوهای شناخته‌ شده سینمای جهانی پیروی کرده است؟

حضور دختران پیش چشم مردان در گذشته ایران چگونه تصویر شده است؟

در یکی از صحنه‌های قسمت نخست، دختران در حضور جمعی از مردم می‌رقصند و دیگران به تماشای آن‌ها مشغول‌اند؛ این صحنه پرسشی درباره شیوه بازنمایی روابط خانوادگی و هنجارهای اجتماعی در روستای داستان ایجاد می‌کند.

اگرچه جامعه ایران در دهه ۱۳۵۰ یکدست نبود و هنجارهای رفتاری در مناطق مختلف، میان طبقات اجتماعی و در خانواده‌های متفاوت، تفاوت داشت؛ اما نمی‌توان ادعا کرد که همه خانواده‌های ایرانی در آن دوره چنین رفتاری را می‌پذیرفتند.

با این‌ حال، اگر قرار است داستان در روستایی با ساختارهای سنتی، اقتدار خانوادگی و حساسیت‌های اجتماعی مشخص رخ دهد، انتظار می‌رود این تفاوت‌ها در روایت جدی گرفته شوند.

محیط روستای سریال یل

روستای دهه ۱۳۵۰؛ بازسازی تاریخی تا چه اندازه باورپذیر است؟

واقع‌نمایی تاریخی صرفا به لباس، معماری و وسایل صحنه محدود نمی‌شود؛ برق‌رسانی، دسترسی به راه‌ها، وضعیت اقتصادی خانوارها، امکانات تفریحی، وسایل ارتباطی و شکل روابط اجتماعی نیز در باورپذیری یک اثر تاریخی نقش دارند.

در بررسی سه قسمت ابتدایی «یل»، توجه به امکانات و شیوه زندگی شخصیت‌ها ضروری است؛ آیا محیط معرفی‌ شده واقعا با ویژگی‌های یک روستای ایرانی در دهه ۱۳۵۰ همخوانی دارد؟ آیا میزان دسترسی به امکانات و سبک زندگی شخصیت‌ها با موقعیت جغرافیایی و اقتصادی آن‌ها تناسب دارد؟

روستاهای بزرگ و نزدیک شهرها ممکن بود امکانات متفاوتی نسبت به مناطق دورافتاده داشته باشند، اما روستای «پشته» با مجموعه‌ای از امکانات و رفتارهای مدرن بدون زمینه‌سازی تاریخی در یک روستای دورافتاده، فرسنگ‌ها از حقیقت به دور است.

نکته دیگر آن است که آیا دست اندرکاران این سریال به دنبال تصویر سازی مثبت از عملکرد رژیم شاهشنشاهی در توسعه و پیشرفت روستاها بوده‌اند، در صورتی که مرور تاریخ نشان می‌دهد که نه تنها روستاها بلکه بسیاری از شهرهای دور از پایتخت از هم چنین پیشرفت و آبادانی که به تصویر کشیده شده برخوردار نبوده است.

هشدار درباره ربایش و تعرض به کودک؛ جدی‌ترین وجه اجتماعی داستان

در میان عناصر مورد بررسی، روایت ربوده‌ شدن و تعرض به دختر کوچک محسن به نام غزل، جدی‌ترین ظرفیت را برای طرح یک مسئله اجتماعی واقعی دارد.

چنین روایتی می‌تواند توجه مخاطب را به خطرهای احتمالی، ضرورت حمایت از کودکان و مسئولیت خانواده‌ها، نهادها و محیط اجتماعی در حفاظت از آنان جلب کند؛ در این زمینه، هشدار درباره رهاکردن کودکان در مسیرهای طولانی یا موقعیت‌های ناامن می‌تواند بخشی از پیام مثبت داستان باشد.

اما سریال در اوایل خط داستانی خود مقصر و متجاوز را فردی به هویت «کمیل» نشان می‌دهد که البته ممکن است این خط داستانی تا پایان تغییر کند و هنوز قضاوت در مورد آن عجولانه است.

رده‌بندی سنی بالای ۱۵ سال؛ هشدار به مخاطب کافی است؟

در ابتدای قسمت دوم، هشدار منع تماشای مجموعه برای افراد زیر ۱۵ سال درج شده است؛ این اقدام دست‌کم به این معناست که مخاطب درباره محدودیت سنی اثر آگاه می‌شود.

از همین رو، خانواده‌هایی که به دنبال محتوای مناسب برای تماشای جمعی با حضور کودکان یا نوجوانان کم‌سن هستند، باید علاوه بر رده سنی، به نوع و شدت صحنه‌های سریال نیز توجه کنند.

به عقیده نگارنده، سریال یل بیشتر از آن که به دنبال نکات جدید و خط داستانی جذابی باشد، با درهم آمیزی عناصری مثل مصرف الکل، رقص و نوستالژی دوران پهلوی می‌خواهد مخاطب را همانند دیگر آثار سینمایی مثل فسیل پای مجموعه نگهدارد./

۵/۵ - (۱ نفر)
لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=10292

نظر شما

نام خود را بنویسید
آدرس پست الکترونیک
0 نظرات
Newest
Oldest بیشترین رای
0
دیدگاه شما برای ما سازنده است، لطفا نظر دهیدx