• امروز : یکشنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 26 July - 2026
4

توافق‌ آمریکا و ایران؛ شکست راهبردی واشنگتن!

  • کد خبر : 8231
  • ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
توافق‌ آمریکا و ایران؛ شکست راهبردی واشنگتن!
جوزف گرسون رییس کمپین صلح، خلع سلاح و امنیت مشترک در مقاله‌ای نوشت: این جنگ فقط زوال قدرت، نفوذ و امنیت اقتصادی آمریکا را شتاب بخشید و چهار ماه پس از آغاز جنگی که منتقدان آن را غیرضروری و امپریالیستی خواندند، توافق‌نامه میان آمریکا و ایران نه فقط پایان یک درگیری، که افشای عمق افول راهبردی واشنگتن در عرصه جهانی است.

به گزارش سرویس خارجی نقطه تسلیم، یادداشت توافقی که ظاهراً به جنگ چهارماهه آمریکا و ایران پایان داد، ابعاد شکست عمیق ایالات متحده را آشکار کرد.

افزون بر این، یک وبینار از سوی موسسه کوئینسی با موضوع درس‌های نظامی این جنگ، اندکی پیش از انتشار این یادداشت تفاهم، به شمار فراوانی از ناکامی‌های آمریکا در این جنگ نافرجام اشاره کرد که نشان می‌دهد چگونه سلطه نظامی ایالات متحده در بلندمدت به شدت تضعیف شده است.

در خصوص افول نسبی قدرت و نفوذ آمریکا، تاثیرات این جنگ بر منابع انرژی جهان، به‌ ویژه در آسیا و فشارهای سیاسی و اقتصادی برای روی آوردن به منابع جایگزین غیرفسیلی را تشدید خواهد کرد.

چین در فناوری‌های تولید انرژی پاک، سال‌ها از آمریکا جلوتر است، در حالی که دونالد ترامپ تنها به کوتاه‌ مدت می‌اندیشد و با حداکثرسازی تولید و صادرات نفت و گاز، هم‌زمان سعی در احیای معادن زغال‌سنگ آلاینده دارد.

شکست آمریکا در این جنگ کاملاً قابل‌ اجتناب امپریالیستی، سنگین بود؛ با این حال، کشورها و سرزمین‌هایی به کوچکی و ضعف کوبا و گرینلند همچنان به شدت آسیب‌پذیر باقی مانده‌اند.

تعهدات یادداشت تفاهم شامل موارد زیر است:

پایان فوری عملیات نظامی از جمله در لبنان.
آمریکا و ایران «از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری می‌کنند.»
احترام متقابل به حاکمیت آمریکا و ایران.
آمریکا و ایران متعهد می‌شوند ظرف ۶۰ روز به توافق نهایی دست یابند، اگرچه این بازه زمانی با توافق دو طرف قابل تمدید است.
آمریکا و شرکای منطقه‌ای، طرحی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران تدوین خواهند کرد، سازوکار اجرایی آن ظرف ۶۰ روز نهایی می‌شود.
آمریکا متعهد می‌شود «همه انواع تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی از جمله تحریم‌های سازمان ملل را لغو کند.»
آمریکا محاصره دریایی خود را ظرف ۳۰ روز به طور کامل برخواهد داشت و نیروهای خود را «ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی از نزدیکی جمهوری اسلامی خارج خواهد کرد.»
ایران با سلطان‌نشین عمان درباره «تعیین آینده مدیریت خدمات دریایی در تنگه هرمز، در گفت‌وگو با دیگر کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و مطابق با حقوق بین‌الملل قابل‌ اعمال و حقوق کشورهای ساحلی» گفت‌وگو خواهد کرد.
ایران «تأکید می‌کند که سلاح هسته‌ای تهیه یا توسعه نخواهد داد» همان‌گونه که پیش از جنگ نیز سیاست اعلامی آن بود. افزون بر این، تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ذخایر فعلی اورانیوم با غنای بالا رقیق‌سازی خواهد شد و غنی‌سازی برای «نیازهای هسته‌ای ایران» در توافق نهایی تعیین می‌شود. تا پیش از توافق نهایی، ایران وضعیت موجود برنامه هسته‌ای خود را حفظ خواهد کرد و آمریکا تحریم جدیدی اعمال نخواهد کرد و نیروهای بیشتری در منطقه مستقر نخواهد کرد.

شاید همانند فاصله قابل‌قبول که دولت نیکسون برای به حداقل رساندن هزینه‌های سیاسی داخلی شکست آمریکا در ویتنام به کار بست، با کش دادن مذاکرات و توافق بر سر چارچوبی به طرز قابل‌توجهی مبهم، رئیس‌جمهور ترامپ امیدوار است تأثیرات جنگ بازنده خود را بر انتخابات میاندوره‌ای نوامبر به حداقل برساند.

ایران برای آینده قابل‌پیش‌بینی، بر تنگه هرمز مسلط خواهد شد و نحوه اعمال این قدرت، با پیامدهای اقتصادی جهانی آن، ویژگی جدیدی از بی‌نظمی نوظهور جهان چندقطبی خواهد بود. بند گریز که امکان تمدید مذاکرات را فراتر از بازه ۶۰ روزه فراهم می‌کند، باید ما را برای فرآیندی طولانی، دشوار و کش‌دار آماده کند و به سبک خاص ترامپی، با وجود تعهد به «خودداری از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر»، تنها ساعاتی پس از انتشار یادداشت تفاهم، رییس‌ جمهور آمریکا تهدید کرد که اگر از نتیجه مذاکرات راضی نباشد، بمباران را از سر خواهد گرفت. (این تهدید احتمالاً بیشتر برای مصرف سیاسی داخلی بوده تا تهدیدی که ایران جدی بگیرد.)

با کشته‌شدن هزار فلسطینی از زمان اعلام آتش‌ بس، و با توجه به اینکه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بیش از هر چیز نگران پیروزی در انتخابات اکتبر کشورش و دور ماندن از زندان است، توانایی آمریکا برای الزام به پایان عملیات نظامی اسرائیل در لبنان یا اشغال همسایه شمالی خود، جای تردید دارد.

تأیید ایران مبنی بر اینکه سلاح هسته‌ای تهیه یا توسعه نخواهد داد، موضوع جدیدی نیست، این موضوع پیش از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای برجام که توسط باراک اوباما مذاکره شده بود نیز وجود داشت و بارها توسط رهبران ایران پیش از تلاش ترامپ و نتانیاهو برای تغییر رژیم تکرار شده بود. مانند ژاپن، کره جنوبی، سوئد و لهستان، ایران یک کشور آستانه‌ای هسته‌ای باقی خواهد ماند و یادداشت تفاهم اجازه غنی‌سازی برای مصارف پزشکی و تولید برق را می‌دهد، همان‌طور که ایران سال‌ها بر آن اصرار داشته است.

اما شکست ترامپ در جهان طنین‌انداز خواهد شد؛ نخبگان در بسیاری از کشورها از این و جنگ اوکراین، درس کره‌ شمالی را خواهند گرفت: اگر سلاح هسته‌ای داشته باشید، کشورهای دارای سلاح هسته‌ای به شما حمله نمی‌کنند.

از منظر دیپلماتیک، میان این جنگ فاجعه‌بار جهانی، بی‌توجهی کامل ترامپ به متحدان در آغاز و اداره جنگ، توقف کمک‌های نظامی آمریکا به اوکراین و ناتوانی آن در تسهیل آتش‌بس یا مذاکرات صلح در آن جنگ، ائتلاف فراآتلانتیک در وضعیت مرگ‌ مغزی قرار گرفته و همبستگی میان مردم آمریکا و اروپا تنها به خاطره‌ای تبدیل شده است.

با نگاهی به بحران‌های احتمالی آینده، اروپایی‌ها قدرت نظامی روسیه را بیش از حد برآورد می‌کنند و برای ایجاد یک ابرقدرت اتحادیه اروپا چه در درون ناتو و چه مستقل از آن مسابقه می‌دهند؛ سپس، درس جنگ ایران برای رقابت آمریکا و چین بر سر هژمونی منطقه‌ای آسیا-اقیانوسیه مطرح می‌شود.

همان‌طور که در وبینار مؤسسه کوئینسی با حضور کارشناسان نظامی براندون کار، جنیفر کاوانا و کلی گریکو تشریح شد، این جنگ نشان می‌دهد که آمریکا در موقعیتی نیست که بتواند از تایوان دفاع کند و همچنین قادر نخواهد بود به طور قابل‌قبولی چین را در یک جنگ غیرهسته‌ای شکست دهد.(هیچ‌کس در جنگ هسته‌ای پیروز نمی‌شود!)

تخریب زیرساخت‌ها، جنگنده‌ها، موشک‌ها و غیره در پایگاه‌های آمریکا در خلیج‌فارس، آسیب‌پذیری صدها پایگاه آمریکا در کمربند جزایر اول (ژاپن، فیلیپین، تایوان) در امتداد سواحل شرقی چین را نشان داد و این احتمالاً تا گوام نیز قابل‌ تسری است.

فرانسه، اسپانیا و ایتالیا استفاده از پایگاه‌ها و حریم هوایی خود را برای حمله به ایران به آمریکا ندادند، این نشان می‌دهد که آمریکا نمی‌تواند روی استفاده از صدها پایگاه و دارایی نظامی خود در شرق آسیا در جنگ آینده با چین حساب کند؛ همچنین ژاپن، که از ۱۹۴۵ جنگ‌ طلب‌ترین دولت خود را دارد، احتمالاً رضایت خواهد داد، اما نمی‌توان روی استفاده از پایگاه‌های کره جنوبی و فیلیپین حساب کرد.

پهپادها و موشک‌های ایران، انکار منطقه‌ای (area denial) را ایجاد کردند، هرچند در ارتفاعات پایین‌تر؛ چین، با تعداد بسیار بیشتری موشک و ظرفیت صنعتی بسیار بیشتر از آمریکا، قادر خواهد بود نیروهای آمریکا را در کمربند جزایر اول به طور مشابه تحت سلطه خود درآورد.

کاهش شدید موشک‌های دفاع موشکی آمریکا برای دفاع از اسرائیل و پایگاه‌های خلیج‌فارس، چشم‌گیر بود؛ با توجه به ظرفیت ضعیف صنعتی ایالات متحده، سال‌ها طول می‌کشد تا زرادخانه به سطح پیش از جنگ بازگردد، در حالی که چین به ساخت موشک و پهپاد در سطوحی بی‌نظیر در آمریکا ادامه می‌دهد.

سخن پایانی: اگر این جنگ به کاری آمد، فقط زوال قدرت، نفوذ و امنیت اقتصادی آمریکا را شتاب بخشید. به جای هدر دادن میلیاردها دلار و تلاش‌های بیهوده برای بازیابی برتری نظامی، یارانه‌ دهی به مجتمع نظامی-صنعتی-کنگره، و برگرداندن ساعت به عقب به آمریکای دوران جیم کرو، بهتر است از برنامه «نیو دیل» فرانکلین روزولت الگوبرداری کنیم و امنیت اقتصادی و انسانی را برای مردم آمریکا بازسازی کنیم. (1)

5/5 - (1 نفر)
پانویس:
  1. commondreams[]
لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=8231

نظر شما

نام خود را بنویسید
آدرس پست الکترونیک
0 نظرات
Newest
Oldest بیشترین رای
0
دیدگاه شما برای ما سازنده است، لطفا نظر دهیدx