به گزارش نقطه تسلیم، ترامپ بارها بازی را به هم زده، نه با امضا، نه با سند؛ نه با توافق که فقط با یک ادعا، او از صلح با ایران حرف میزند و به یک باره بازارها تکان میخورد، نفت پایین میآید و سهام بالا میرود.
جهان به همین یک جمله واکنش نشان میدهد و آشفتگی در خاورمیانه مهار میشود، جملهای که هیچ پشتوانهای ندارد؛ چرا که مقامات ایرانی به کل این ادعا را رد میکنند و این تصویر عریان عصر یک سیاست نمایشی است، عصری که در آن ادعا از واقعیت جلوتر میدود و سرمایه داری جهانی با همه ادعای عقلانیتش؛ پشت سر یک توییت؛ یک مصاحبه؛ یا یک ژست سیاسی صف میکشد.
میلیاردها دلار در چند ساعت جابهجا می شود، نه بر پایه توافق بلکه بر اساس توهم توافق، این یعنی بازارها دیگر فقط به دادهها واکنش نمیدهند؛ آنها به نمایش ترامپ واکنش نشان میدهند.
ترامپ این بازی را خوب بلد است، او بلد است چگونه با یک موج خبری خود را به مرکز ثقل جهان برساند؛ حتی اگر در عمل هیچ چیزی تغییر نکرده باشد.
او از خلأ؛ قدرت میسازد، از ابهام؛ امتیاز میگیرد، از سکوت؛ پیروزی میفروشد و بدتر از همه این که این نمایش بارها و بارها جواب داده است.
بازارها؛ رسانهها و حتی برخی دولتها به دفعات مکرر در برابر همین الگو تسلیم شدهاند: اول ادعا؛ بعد بحران، بعد تکذیب و در نهایت سود برای کسی که صحنه را خودش از قبل طراحی کرده است.
اما این بار مسئله فقط ترامپ نیست، مسئله آسیب پذیری جهان در برابر دروغهای پر سرعت است، وقتی یک خبر ناتمام میتواند قیمت نفت را جابهجا کند و میلیاردها دلار سرمایه را این سو و آن سو ببرد؛ یعنی اقتصاد جهانی بیش از آن که بر عقل استوار باشد بر توهم بنا شده است، یعنی بازارها نه بر حقیقت که بر نقشه خوانی قدرت حرکت میکنند و این دقیقاً همان نقطهای است که سیاست به سوداگری و دیپلماسی به قمار تبدیل میشود.
ایران در این میان؛ قربانی جنگ روایتها شده، جنگی که در آن دشمن لازم نیست حقیقت را ثابت کند؛ فقط کافی است روایت خودش را زودتر و بلندتر پخش کند.
یک مقام ایرانی میگوید هیچ توافقی نشده، اما تا این لحظه بازار کار خودش را کرده، خبر اثر خودش را گذاشته و سود در جیب کسانی نشسته که از بی ثباتی تغذیه میکنند و به راستی اگر بازارها با یک ادعای بی پشتوانه چنین میلرزند؛ پس چه چیزی از سیاست باقی مانده است.
اگر توافقی که هنوز وجود ندارد میتواند میلیاردها دلار را جابهجا کند؛ پس حقیقت کجاست و اگر صلح فقط یک ابزار برای بازی با قیمت هاست؛ پس نام این جهان را چه باید گذاشت.
این دیگر دیپلماسی نیست، این اقتصاد توهم است و توهم وقتی به قدرت برسد؛ از هر جنگی خطرناکتر میشود./
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات






سلام استاد بخشی عزیز، به موضوع بسیار ظریفی با ظرافتی زیبا که از ویژگی قلم شما ست اشاده فرمودید، اما اشاره دو نکته شاید در تسهیل فهم مطلب بی اثر نباشد؛ یک_ شاید بحای تاثیر ژست قدرت به شود به اثر قدرت اثبات شده در سطوح مختلف باشد که چنین میدان مانور وسیع را مهیا، تا بازیکری چون ترامپ به زیبایی در آن ایفای نقش نماید.
دو_ سرعت تاثیر گذاری را هم بجای اتکای صرف به تغییرات احتمالی در.ماهیت سیاست، باید به عصر دیجیتال و سرعت انفجار اطلاعات و نقش بی بدیل تکنولوژی ارتناطات اشاره داشت.