به گزارش نقطه تسلیم، این مراسم عصر روز پنجشنبه در کافه سپینود قزوین واقع در محله ملاصدرا برگزار شد و بخش قابل توجهی از آن به بازخوانی خاطرات نزدیکان و دوستان حسین منزوی اختصاص داشت.
شاعری که بیش از همه با غزل شناخته میشود و منتقدان از نوآوری او در زبان و ساختار غزل معاصر سخن گفتهاند؛ منزوی اول مهر ۱۳۲۵ در زنجان متولد شد و ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ در تهران درگذشت.
در این نشست، اکبر آزاد، شاعر، ترانهسرا و آهنگساز، از نخستین دیدار خود با حسین منزوی در سالهای پایانی دهه ۴۰ روایت کرد؛ دیداری که به گفته او در یک جلسه خصوصی با حضور نادر نادرپور و با موضوع وضعیت ترانه شکل گرفت.
آزاد گفت که در آن زمان، حسین منزوی جوان برای نخستین بار به آن جلسه آمد و شعری را برای بررسی و تایید ارائه کرد؛ او یادآور شد که منزوی را پیش از آن فقط به نام و از طریق شعر میشناخت و همان دیدار، سرآغاز آشنایی مستقیم او با شاعری شد که بعدها دوستی و ارتباطشان سالها ادامه پیدا کرد.
این ترانهسرا با اشاره به ویژگیهای شخصیتی منزوی، از سالهای دوستی و رفتوآمدهایش با او در تهران سخن گفت و خاطراتی از حضور او در محافل ادبی و هنری و دورههای مختلف زندگیاش نقل کرد.
بخش دیگری از این نشست به سخنان بهمن زدوار، شاعر و از دوستان نزدیک حسین منزوی، اختصاص داشت؛ سخنانی که بیش از هر چیز بر نسبت میان زندگی شخصی منزوی و شعرهای او متمرکز بود.
زدوار با اشاره به شناخت نزدیک خود از منزوی گفت، شعر و زندگی این شاعر از یکدیگر جدا نبودند و بسیاری از شعرهای او ریشه در تجربهها، رنجها، عشقها و زیست واقعیاش داشتند.
وی پیشتر نیز در روایتی مکتوب از دوستی با منزوی، از نخستین دیدارشان در قهوهخانهای مقابل دانشگاه تهران و سپس رفتوآمدهای منزوی به دفتر انتشارات و خانه خود سخن گفته است.
منزوی، شاعری که گذشته را به زبان امروز بازخوانی کرد
زدوار در بخش دیگری از سخنان خود، یکی از مهمترین ویژگیهای شعر حسین منزوی را استفاده خلاقانه و امروزی از تلمیحات، اسطورهها و شخصیتهای ادبی و تاریخی دانست.
او با اشاره به حضور شخصیتها و روایتهایی چون لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، یوسف و زلیخا و دیگر چهرهها و داستانهای ادبی و اسطورهای در شعر منزوی، گفت اهمیت کار او صرفا در استفاده از این عناصر نبود، بلکه در نوع بازخوانی و تغییر معنای آنها متناسب با انسان و مسائل امروز بود.
از نگاه زدوار، منزوی با شناخت عمیق ادبیات کلاسیک و شاعران بزرگی همچون حافظ، توانست عناصر به جامانده از گذشته را از شکل صرفا تکراری خارج کرده و در خدمت بیان تجربههای تازه قرار دهد؛ ویژگی که به گفته او، یکی از وجوه تمایز منزوی در غزل معاصر است.
او همچنین به جایگاه عشق در شعر منزوی پرداخت و تاکید کرد که عشق در آثار این شاعر صرفا یک موضوع ادبی یا خیالپردازی شاعرانه نبود، بلکه با زیست شخصی و تجربههای واقعی او پیوند داشت.
«غرور پلنگانه» حتی در روزهای سخت
زدوار در ادامه با اشاره به فراز و نشیبهای زندگی حسین منزوی، از روحیه خاص او سخن گفت و تعبیر «غرور پلنگانه» را برای توصیف شخصیتی به کار برد که به اعتقاد او حتی در شرایط دشوار زندگی نیز حاضر نبود استقلال و عزت نفس خود را کنار بگذارد.
روایتهای زدوار از سالهای همنشینی با منزوی، تصویری از شاعری ارائه میدهد که در کنار دشواریهای زندگی، همچنان با شعر، موسیقی، محافل ادبی و دوستیهای شاعرانه زیست میکرد؛ در روایات مکتوب او نیز آمده است که شعرهای منزوی بازتاب مستقیمی از دردها، آوارگیها و تجربههای شخصی او بودهاند.
زدوار همچنین از سالهای پایانی زندگی منزوی و روزهای نزدیک به مرگ او یاد کرد و در بخشی احساسی از سخنانش، از دریافت خبر درگذشت شاعر و همراهی با پیکر او از تهران تا زنجان گفت.
«کلمه» برای شاعری که با زبان مادری دیگری متولد شده بود
اما بخش مهم و متفاوت این نشست، سخنان رضا ترنیان بود که بحث خود را از مفهوم مرگ و زندگی منزوی آغاز کرد.
ترنیان با اشاره به اینکه آشنایی خودش با بهمن زدوار نیز از مراسمهای ادبی و درگذشت شاعران آغاز شده است، گفت در مورد حسین منزوی، زندگی و مرگ چنان به یکدیگر پیوند خوردهاند که برای شناخت شعر او باید هر دو را همزمان دید.
او سپس بحث را به انقلاب نیما در شعر فارسی کشاند و گفت نیما با شکستن سلطنت قالب و بیت، شعر فارسی را به سمت اهمیت یافتن «کلمه» سوق داد.
به گفته ترنیان، نیما قافیه را «زنگ کلام» میدانست؛ یعنی قافیه نباید به صورت مکانیکی و در جای ثابت به صدا درآید، بلکه باید در خدمت موسیقی و معنای شعر باشد؛ از نگاه ترنیان، پروژه اصلی نیما این بود که شعر را از سلطه ساختارهای قالبی مانند قصیده، غزل و مثنوی به سمت کلمه و ظرفیتهای معنایی آن حرکت دهد.
ترنیان سپس ادعا کرد رگههایی از این اتفاق را میتوان در شعر حسین منزوی مشاهده کرد؛ به این معنا که منزوی، در عین ماندن در قالب غزل، توانست در بسیاری از موارد، «بیت» را از مرکز توجه مخاطب کنار بزند و «کلمه» را برجسته کند.
او گفت همین ویژگی یکی از دلایلی است که شعر منزوی را در کنار شاعرانی مانند هوشنگ ابتهاج و سیمین بهبهانی قابل بررسی میکند.
او با اشاره به اینکه حسین منزوی در محیطی با زبان ترکی بزرگ شده بود، گفت شاعرانی که در یک زبان مادری دیگر متولد شده و سپس به زبان فارسی شعر گفتهاند، ممکن است رابطهای ویژه با خود کلمه پیدا کنند.
او در توضیح این دیدگاه گفت انسان در زبان مادری «زاییده» میشود، اما هنگامی که وارد زبان دیگری میشود و در آن شعر میگوید یا داستان و روایت خلق میکند، به تعبیر او «زایندگی» پیدا میکند؛ بنابراین کلمه برای چنین شاعری میتواند به عنصری بسیار جدی و درخشان تبدیل شود.
ترنیان تاکید کرد که رسیدن به کلمه، تنها یک بازی زبانی نیست؛ بلکه از نظر او زمانی که شاعر بتواند ظرفیت کامل کلمات را فعال کند، امکان گسترش مفاهیم فلسفی، اجتماعی و انسانی نیز افزایش مییابد.
«مایهای از درد دیگران»؛ شاعری فراتر از تجربه شخصی
یکی از کلیدیترین بخشهای سخنان ترنیان، اشاره او به دیدگاه نیما درباره مسئولیت و تجربه شاعر بود؛ او با نقل این مضمون از نیما که برای شعر و شاعری، علاوه بر کار و تکنیک، «مایهای از درد دیگران» لازم است، گفت نمیتوان شعر را صرفا حاصل تکنیک دانست. این تعبیر از نیما در منابع منتشرشده نیز ثبت شده است.
ترنیان در ادامه گفت به باور او، حسین منزوی هر دو وجه را در خود داشت: تکنیک و درد؛ از نظر وی، منزوی تنها شاعری نبود که در خلوت عاشقانه خود شعر میسرود؛ بلکه بسیاری از شعرهایش حاصل مواجهه مستقیم با رنج، مرگ، انسان و اتفاقات زمانه بود.
پیراهن سبز و شعری که از یک واقعه تلخ متولد شد
ترنیان برای اثبات این دیدگاه، به داستان حسن منزوی، برادر حسین اشاره کرد و یکی از شعرهای منزوی درباره او را نمونهای مهم دانست.
بر اساس روایت منتشرشده از خانواده منزوی، حسن منزوی در دوران خدمت نظامی و در سالهای پس از انقلاب، در جریان یک واقعه سیاسی کشته شد و پیراهن سبزی که بر تن داشت، با آثار گلوله به خانواده تحویل داده شد. حسین منزوی بعدها غزلی با مطلع «ای غرقه به خون، پیرهن سبز تن دوست» درباره این اتفاق سرود؛ روایت خانواده درباره پیراهن سبز و ارتباط آن با شعر منزوی نیز منتشر شده است.
ترنیان با استناد به همین شعر گفت نمیتوان حسین منزوی را شاعری دانست که صرفا از عشق شخصی یا حالات درونی خود سخن گفته است؛ چرا که در آثار او میتوان واکنش به مرگ، فقدان، رنج انسان و وقایع اجتماعی را نیز مشاهده کرد.
به باور او، منزوی در چنین لحظاتی، تجربه شخصی را به یک تجربه انسانی و شعری تبدیل میکند؛ یعنی واقعهای خصوصی، در زبان شاعر به مفهومی عمومیتر تبدیل میشود.
او سپس روی واژه «ارتجالی» در این غزل مکث کرد و توضیح داد که چگونه یک واژه میتواند همزمان حامل چند لایه معنایی باشد و حتی مفهوم «یکباره، آنی و بیواسطه» را در ساختمان شعر فعال کند.
در ادامه نیز با خواندن ابیاتی از همین غزل، نشان داد که منزوی چگونه از زبان برای ساختن یک جهان عاشقانه استفاده میکند؛ کاری که از نگاه ترنیان، نمونهای روشن از همان شخصیتدادن به کلمه و عبور از سلطه صرف بیت است. متن این غزل نیز در منابع منتشرشده با همین ساختار ثبت شده است.
ترنیان در عین حال تاکید کرد که از نظر او، حسین منزوی نتوانست تمام پروژه شعری نیما درباره رسیدن شعر به استقلال کامل «کلمه» را به سرانجام برساند، اما رگههایی جدی از این تحول در غزل او شکل گرفته است.
مهدی وزیری: منزوی فقط شاعر عشق نبود؛ نگاه اجتماعی و انتقادی او را باید جدی گرفت
مهدی وزیری نیز در این مراسم با تاکید بر اینکه حسین منزوی را نمیتوان صرفا شاعری عاشقانهسرا دانست، گفت شعر او در کنار پرداختن به عشق و عواطف انسانی، از نگاهی اجتماعی و انتقادی نیز برخوردار است.
او با اشاره به یکی از اشعار آیینی منزوی درباره عاشورا، این شعر را نمونهای روشن از نگاه انتقادی شاعر دانست و گفت منزوی حتی در شعری که در زمره آثار آیینی قرار میگیرد، صرفا به مرثیهسرایی نپرداخته و با زبانی صریح، نسبت به نوع مواجهه با عاشورا و تقلیل شان آن اعتراض کرده است.
وزیری برای توضیح این دیدگاه به این بیت از منزوی اشاره کرد: «حد تو رثا نیست، عزای تو حماسه است/ای کاسته شان تو از این معرکهگیران» و این شعر را نشانهای از آن دانست که درک منزوی از مفاهیم آیینی و مذهبی، صرفا احساسی و سنتی نبوده و در شعر او میتوان وجهی نقادانه و اندیشمندانه نیز مشاهده کرد.
وزیری در ادامه با اشاره به ویژگیهای شعر منزوی گفت حتی پرداخت او به عشق و سوگ و فقدان نیز با شاعران پیش از خودش تفاوت دارد و از همین رو نمیتوان شعر او را در چارچوب تعاریف ساده و کلیشهای از غزل عاشقانه خلاصه کرد.
او سپس به خاطرات شخصی خود از حسین منزوی پرداخت و گفت از قدیمیترین دوستان منزوی بوده است. وزیری روایت آشنایی خود با این شاعر را به سال ۱۳۴۴ بازگرداند؛ زمانی که پس از پایان دوران دبیرستان وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد.
به گفته وزیری، حضور در دانشکده ادبیات برای او با دو اتفاق مهم همراه بود؛ نخست آشنایی با استادان برجسته ادبیات و زبان فارسی و دوم آشنایی و شکلگیری دوستی با شماری از اهالی قلم که باب آشنایی شد.
نخستین دیدار؛ از یک بحث زبانشناختی تا آشنایی با شاعر جوان زنجانی
وزیری در روایت نخستین دیدار خود با منزوی گفت این اتفاق پس از یکی از کلاسهای دانشکده رخ داد؛ کلاسی که در آن درباره واژههایی مانند «خواب»، «خواهر»، «خواهش» و «خواستن» و تلفظ نشدن «واو» در این واژهها بحث شده بود.
او گفت در آن جلسه، هنگامی که استاد درباره اصطلاح «واو معدوله» توضیح میداد، وزیری به لهجه قزوینی اشاره کرد و گفت هنوز در گویش قزوینی نیز شکل تلفظی متفاوتی از واژه «خواهر» وجود دارد. به گفته او، همین نکته مورد توجه استاد قرار گرفت و استاد از این اطلاعات بومی استقبال کرد.
وزیری ادامه داد: پس از پایان کلاس، جوانی لاغراندام به سراغش آمد و خود را حسین منزوی، جوانی از زنجان معرفی کرد.
به روایت وزیری، منزوی به او گفت که پیشتر چند روزی در قزوین اقامت داشته، آثار تاریخی شهر را دیده و به قزوین آمده است.
وزیری گفت منزوی در همان دیدار از وضعیت غذا و پذیرایی در دوران اقامتش در قزوین نیز گلایه میکرد و همین گفتوگوی ساده، سرآغاز آشنایی و دوستی میان آن دو شد.
عاشقی: منزوی مرز میان غزل کلاسیک و موسیقی امروز را شکست
سعید عاشقی نیز در ادامه این مراسم، با اشاره به قابلیتهای شعری حسین منزوی در مواجهه با زبان و رویکرد نیمایی، گفت: این ویژگیها در ترکیبسازیها و شیوهای که منزوی به غزل بخشیده، خود را بهخوبی نشان داده است؛ بهگونهای که غزلی که در ظاهر کلاسیک است، از نگاه برخی منتقدان در زمره شعر نئوکلاسیک نیز قرار میگیرد.
وی افزود: این قابلیت در ترانهها و آثاری که از منزوی ارائه شده، حتی بهتر خودش را نشان داده است. معمولا شاعرانی داریم که اشعارشان بیشتر در موسیقی سنتی استفاده میشود و ترانهسرایانی هم هستند که بیشتر در حوزه موسیقی پاپ فعالیت دارند، اما منزوی را در طیف گستردهای از موسیقیها میبینیم.
عاشقی با اشاره به حضور شعر منزوی در موسیقی راک گفت: در حوزه راک نیز منزوی آثاری دارد؛ از جمله همکاریهایی که کوروش یغمایی با اشعار او داشته و از جمله در قطعاتی مانند «سیب نقرهای» و «خیال خام پلنگ» از شعرهای منزوی استفاده شده است.
وی ادامه داد: در موسیقی سنتی نیز محمدرضا شجریان از اشعار منزوی خوانده و در موسیقی محاورهای و پاپ نیز خوانندگانی مانند محمد نوری از آثار او استفاده کردهاند؛ همچنین محمد معتمدی که در حوزه موسیقی سنتی فعالیت دارد، از شعر منزوی خوانده است.
عاشقی با اشاره به تجربه خود در یکی از این آثار گفت: در آلبومی که محمد معتمدی اجرا کرده و آهنگسازی آن نیز بر عهده یکی از همشهریان ما، آقای تیموری، بوده است، من به عنوان مشاور حضور داشتم و از نزدیک در جریان این کار بودم.
وی سپس به گستره حضور اشعار منزوی در موسیقی تلفیقی اشاره کرد و گفت: شاید یکی از مهمترین نمونهها در این حوزه، آثاری باشد که همایون شجریان از شعرهای منزوی اجرا کرده است؛ بنابراین وقتی کارنامه او را نگاه میکنیم، میبینیم که شعر منزوی از موسیقی سنتی تا پاپ، راک و موسیقی تلفیقی راه پیدا کرده است.
عاشقی همچنین به تاثیرپذیری منزوی از شاملو در برخی آثار محاورهای و فولکلوریک اشاره کرد و گفت: منزوی به شاملو ارادت زیادی داشت و در برخی سرودههای محاورهای او میتوان تاثیرپذیری از شعر شاملو را دید. او در حوزه شعر فولکلور و ادبیات توده نیز توانایی قابل توجهی داشت و نمونههای مختلفی از این جنس در کارنامهاش دیده میشود.
وی با اشاره به یکی از ترانههای معروف اجراشده از اشعار منزوی گفت که حتی در آثار خوانندگانی همچون مرجان نیز میتوان نمونههایی از استفاده موفق از شعر او را دید.
عاشقی در جمعبندی این بخش از سخنان خود اظهار کرد: کمتر شاعر یا ترانهسرایی را میتوان پیدا کرد که آثارش تا این اندازه در گونههای مختلف موسیقی مورد استقبال قرار گرفته باشد.
در پایان این بخش از برنامه نیز عاشقی از حاضران دعوت کرد تا برای اجرای موسیقی و شعرخوانی از آتوسا کلیایی استقبال کنند و این هنرمندان برای اجرای برنامه در جایگاه حاضر شدند./
دانش آموخته علوم سیاسی، خبرنگار حوزه اجتماعی و فرهنگی










