به گزارش نقطه تسلیم، دیروز صبح حدود ساعت ۶ رفت بالای چهارپایه، دیروزی که در سال ۸۹ ثبت شده بود.
توی زندان چوبیندر قزوین و حالا پانزده سال از آن دیروزِ تلخ گذشته، از او خیلی چیزها بر جای مانده، هم اولادش که زمانی با ترس می آمدند توی شهر چون می دانستند مادرشان چه کرده و هم دو دفترچه خاطرات که در آن از آغازینِ رویداد و قتل ها به دقت قصه نوشته شده تا شبِ صبحِ اعدام.
این که چطور زنی ۳۳ ساله توانست عنوان تنها قاتل سریالی زنان را نه تنها در ایران که در جهان به نام خود ثبت کرده و پرده از روایتی هولناک و مخوف در قزوین بردارد.
داستانی که هنوز یک معمای حل نشده تاریخی است، قصهای بسیار پیچیده و مرموز که ابتدا با قتل یک مرد میان سال کلید خورد و کمی بعدتر پنج پیرزن را به کام مرگ کشاند، سناریویی که قاتل میگفت از فقر و نداری آغاز شده.
مستند مهین و بعد فیلم سینمایی طلا خون به جزئیات این قتلها در شهر قزوین می پردازد و این که چطور زنی تنها توانست با یک خودروی رنو مسافرانش را ابتدا با آب میوه مسموم و بعد طناب و کیسههای پلاستیکی خفه کرده و به قتل برساند و با جسد یکی از آنها برای صرف شام راهی خانه مادر شوهر شود. قاتلی که با همه فرق داشت، هم روشی منحصر به فرد از خود ساخت که نه پیش از او و نه بعد از او نتوانست به کار کسی بیاید.
قاتلی با یک فلسفه منطقی از فقر که نتوانست زندگیاش را با پولِ طلاهای پیرزنانِ کشته شده مدیریت کند و از پسِ هزینههای نگهداری یکی از بچههایش که معلول بود بر آید.
در کشتن به شدت حواس جمع بود و هر بار راه عوض می کرد تا ماموران را گمراه کند، اگر نبود مراجعه یکی از طعمهها که از دستش گریخته بود و جریمه ماشینش در کنار خیابان در مجاورت همان امام زاده معروف؛ ممکن بود به این زودیها دستگیر نشود و همچنان در شهر، جولانِ مرگ راه بیاندازد.
وقتی اولین کشته در بیابان کشف شد با آن که او یک بار برای قتل مردی میان سال؛ دوازده ماه حبس کشیده بود؛ اما هیچ کس گمان نمیبرد این جسد پیش درآمد یک روایت قتلهای سریالی باشد، از زنی به نام مهین قدیری، سی و سه ساله، ساکن شهرک مینودرِ قزوین.
دومی و سومین جنازه که روی دست پلیس گذاشت تازه کاشف به عمل آمد که قتلها سریالی ست و باید رد پای قاتل یا قاتلین را پیدا کرد.
چهارمی و در آخر پنجمین قتل دست او را رو کرد و با همان نشانههایی که یکی از زنان از او به پلیس داده بود و همان برگه جریمه.
در نهایت مهین قاتل سریالی زنان قزوینی شبانه در خانه اش به دام افتاد.
هر بار که مهین به دادگاه می رفت حاشیه میساخت و با گریه و التماس در انتظار بخشش بود.
بخششی که هرگز رخ نداد و این استعداد برجسته و باهوش را بالای دار برد.
قصهای که تاریخِ پروندههای جنایی در ایران را لرزاند و در قواره یک قاتل فوق استثناء در یادها باقی ماند، استعدادی که به گمانِ خیلیها و به روایتِ سنگ قبرش حیف شد!
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





