• امروز : شنبه, ۱۶ آبان , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 7 November - 2026
♥1

اقتصاد دانش‌بنیان یا اقتصاد خردبنیان؟

  • کد خبر : 10519
  • ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۸:۳۴
اقتصاد دانش‌بنیان یا اقتصاد خردبنیان؟
آیا مشکل اقتصاد ایران کمبود دانش است یا ضعف خرد در تصمیم‌گیری؟ این یادداشت با تأکید بر نقش خرد در توسعه اقتصادی و کشاورزی، ضرورت گذار از «اقتصاد دانش‌بنیان» به «اقتصاد خردبنیان» را بررسی می‌کند.

به گزارش نقطه تسلیم، مدتی است اصطلاحاتی نظیر «اقتصاد دانش‌بنیان» و «کشاورزی دانش‌بنیان» به یکی از کلیدواژه‌های پرتکرار محافل علمی، سیاست‌گذاری و دستگاه‌های اجرایی کشور تبدیل شده‌اند. گویی ریشه بخش مهمی از ناکامی برنامه‌های توسعه، کم‌اثری طرح‌های اقتصادی و پایین بودن بهره‌وری عوامل تولید را باید در فقدان دانش جست‌وجو کرد؛ بنابراین، اگر برنامه‌ها و فعالیت‌های اقتصادی را دانش‌بنیان کنیم، راه برون‌رفت از بسیاری از مشکلات هموار خواهد شد.

اما آیا واقعاً مسئله اقتصاد ایران، فقدان دانش است؟ آیا آنچه در نظام اقتصادی و مدیریتی کشور کم داریم، دانش است یا خرد؟ به نظر می‌رسد در این میان، یک جابه‌جایی مفهومی اتفاق افتاده است؛ جابه‌جایی‌ای که ممکن است ما را از تشخیص درست مسئله و در نتیجه، انتخاب راه‌حل مناسب دور کند.

اقتصاد، خود یک دانش شناخته‌شده و دارای پشتوانه نظری و علمی است؛ کشاورزی نیز صرفاً یک فعالیت تجربی نیست، بلکه حرفه‌ای تخصصی و تلفیقی از دانش، تجربه، مهارت و فناوری است؛ بنابراین، مسئله اصلی این نیست که این حوزه‌ها را به دانش مجهز کنیم؛ بلکه باید دید چرا دانش موجود، با وجود گستردگی نهادهای علمی و پژوهشی، نتوانسته است متناسب با ظرفیت خود به تصمیم‌های درست، سیاست‌های اثربخش و نتایج اقتصادی مطلوب تبدیل شود؛ به بیان دیگر، دانش را معمولاً بر ستون دیگری بنا می‌کنند؛ آن ستون، خرد است.

دانش داریم؛ اما با آن چه می‌کنیم؟

برای درک بهتر موضوع، کافی است به گستره زیرساخت‌های علمی و پژوهشی کشور نگاهی بیندازیم؛ انبوه دانشگاه‌ها، دانشکده‌ها، مؤسسات پژوهشی، مراکز آموزشی، اعضای هیئت علمی و متخصصان، نشان می‌دهد که کشور از ظرفیت قابل‌توجهی در تولید و انباشت دانش برخوردار است؛ برای نمونه، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) وزارت جهاد کشاورزی، بنا بر آمار ارائه‌شده، از ۱۹ مؤسسه تحقیقاتی، ۳۴ مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی در استان‌ها، ۳۶۰ ایستگاه تحقیقاتی، بیش از ۵۰۰ آزمایشگاه، ۲۳ مرکز جوجه‌کشی تحقیقاتی، ۱۴۲ بنگاه دانش‌بنیان و حدود ۲۵۰۰ عضو هیئت علمی برخوردار است.

با چنین ظرفیت گسترده‌ای، پرسش اساسی این است: چرا دستاوردهای علمی و پژوهشی هنوز به اندازه انتظار، در افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌های تولید، مدیریت منابع آب و خاک، ارتقای درآمد کشاورزان و بهبود وضعیت اقتصادی بهره‌برداران انعکاس پیدا نکرده‌اند؟ آیا مسئله صرفاً تولید دانش بیشتر است یا باید در کیفیت تشخیص، انتخاب، تصمیم‌گیری و نحوه به‌کارگیری دانش نیز تأمل کرد؟

واقعیت این است که تولید دانش، به‌خودی‌خود تضمین‌کننده توسعه نیست؛ دانش می‌تواند امکانات و گزینه‌های متعددی پیش روی ما قرار دهد، اما این خرد است که از میان آنها، متناسب با شرایط محیطی، محدودیت منابع، مقتضیات اجتماعی و پیامدهای انسانی، گزینه مناسب را انتخاب می‌کند.

فردوسی؛ تبیین نسبت دانش و خرد در یک بیت

اینجاست که یک بیت ژرف و تأمل‌برانگیز از حکیم ابوالقاسم فردوسی، افق تازه‌ای برای فهم نسبت این دو مفهوم می‌گشاید: خرد همچو آبست و دانش زمین؛ بدان کاین جدا و آن جدا نیست زین، این بیت، فراتر از یک تشبیه شاعرانه، واجد دلالت‌های عمیق معرفت‌شناختی است.

فردوسی با انتخاب دو عنصر بنیادین طبیعت، یعنی آب و زمین، رابطه دانش و خرد را به تصویر می‌کشد؛ رابطه‌ای که در عین تمایز، بر پیوند و وابستگی متقابل استوار است؛ در این تصویر، دانش به زمین تشبیه شده است؛ زمینی که بستر، ظرفیت، ماده و امکان را فراهم می‌کند؛ اما زمین، هر اندازه هم حاصل‌خیز و گسترده باشد، بدون آب از باروری و زایندگی بازمی‌ماند؛ آب است که در زمین نفوذ می‌کند، آن را زنده نگه می‌دارد و ظرفیت‌های نهفته‌اش را به فعلیت می‌رساند.

از سوی دیگر، آب نیز بدون زمین، بستر و مجرای مشخصی برای استقرار و اثرگذاری ندارد؛ بنابراین، همان‌گونه که آب و زمین دو عنصر متمایزند، اما حیات و باروری در پیوند میان آنها شکل می‌گیرد، دانش و خرد نیز دو مقوله مستقل‌اند که کمال کارکردی هر یک به حضور دیگری وابسته است.
دانش، قلمرو دانستن است؛ خرد، هنر درست به‌کار بستن دانسته‌ها.
دانش به ما می‌گوید چه امکاناتی وجود دارد، چه پدیده‌هایی رخ می‌دهند، چه روابطی میان متغیرها برقرار است و چه راه‌حل‌هایی از نظر علمی امکان‌پذیرند. اما خرد، پرسش‌های دیگری را مطرح می‌کند: کدام راه‌حل در این شرایط مناسب‌تر است؟ چه چیزی در اولویت قرار دارد؟ چه هزینه‌ها و پیامدهایی در پی خواهد داشت؟ چه انتخابی با منافع بلندمدت جامعه و مصالح انسانی سازگارتر است؟

از این منظر، خرد صرفاً انباشتی از اطلاعات یا حتی توانایی تحلیل علمی نیست؛ بلکه قدرت تشخیص، داوری، اولویت‌گذاری و انتخاب درست در شرایط واقعی و گاه پیچیده و متعارض است.
نکته ظریف بیت فردوسی نیز دقیقاً همین‌جاست: او نه دانش را نفی می‌کند و نه خرد را جایگزین دانش می‌سازد؛ بلکه از پیوندی سخن می‌گوید که بدون آن، هیچ‌یک به ظرفیت کامل خود دست نمی‌یابد. زمین بدون آب، استعداد باروری خود را از دست می‌دهد و آب بدون زمین، امکان زایش و رویش را به دشواری فراهم می‌کند, در زبان توسعه، می‌توان گفت دانش، ظرفیت تولید امکان است و خرد، ظرفیت تبدیل امکان به انتخاب و نتیجه مطلوب.

اقتصاد خردبنیان؛ حلقه مفقوده توسعه

اگر این تمایز را به عرصه اقتصاد تعمیم دهیم، به پرسشی اساسی می‌رسیم: آیا افزایش تعداد دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی، شرکت‌های دانش‌بنیان و طرح‌های پژوهشی، لزوماً به معنای افزایش بهره‌وری و توسعه اقتصادی است؟ پاسخ منفی است؛ زیرا میان تولید دانش، انتقال دانش، به‌کارگیری دانش و خلق ارزش اقتصادی از دانش، فاصله‌ای وجود دارد که پر کردن آن صرفاً با افزایش ظرفیت‌های علمی امکان‌پذیر نیست.

ممکن است یک دستگاه اجرایی از دانش فنی کافی برخوردار باشد، اما در تشخیص اولویت‌ها دچار خطا شود؛ ممکن است یک برنامه از پشتوانه مطالعاتی برخوردار باشد، اما با واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی محیط اجرا تناسب نداشته باشد؛ یا ممکن است منابع مالی و انسانی قابل‌توجهی صرف یک طرح شود، بی‌آنکه مسئله واقعی جامعه را حل کند.

اینها بیش از آنکه نشانه فقدان دانش باشند، می‌توانند نشانه ضعف در خرد تصمیم‌گیری و حکمرانی باشند؛ برای مثال، در کشاورزی، صرف برخورداری از دانش فنی تولید محصولات با عملکرد بالا کافی نیست. باید دانست کدام محصول، در کدام پهنه جغرافیایی، با چه میزان آب، چه الگوی کشت، چه ساختار بازار و چه سطحی از ریسک اقتصادی باید تولید شود تا هم بهره‌وری منابع افزایش یابد و هم منافع تولیدکننده و امنیت غذایی جامعه تأمین گردد؛ این همان نقطه‌ای است که دانش کشاورزی باید با خرد اقتصادی، خرد مدیریتی، خرد اجتماعی و ملاحظات زیست‌محیطی پیوند بخورد.

بنابراین، اقتصاد خردبنیان اقتصادی نیست که از دانش فاصله گرفته باشد؛ برعکس، اقتصادی است که دانش را به رسمیت می‌شناسد، اما آن را در چارچوب تشخیص درست، انتخاب سنجیده، تصمیم مسئولانه و اقدام اثربخش به کار می‌گیرد؛ در چنین اقتصادی، نه تعداد پژوهش‌ها به‌تنهایی معیار موفقیت است، نه شمار شرکت‌های دانش‌بنیان و نه حجم اعتبارات پژوهشی؛ بلکه معیار نهایی، میزان تبدیل ظرفیت‌های دانشی به ارزش افزوده، بهره‌وری، رفاه عمومی و بهبود کیفیت زندگی است.

سخن آخر اینکه، اقتصاد ایران بیش از آنکه صرفاً به دانش بیشتر نیاز داشته باشد، به خرد بیشتر در فهم مسائل، تخصیص منابع، انتخاب اولویت‌ها و اداره امور نیازمند است؛ دانش می‌تواند راه‌های بسیاری را پیش روی ما بگشاید، اما این خرد است که مسیر درست را از میان آنها تشخیص می‌دهد.

از همین رو، شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار گفتمان اقتصاد دانش‌بنیان، از ضرورت شکل‌گیری و استقرار «اقتصاد خردبنیان» نیز سخن بگوییم؛ اقتصادی که در آن، دانش تولید می‌شود، اما خرد جهت آن را تعیین می‌کند؛ منابع تخصیص می‌یابند، اما خرد بر اولویت آنها حاکم است؛ و برنامه‌ها تدوین می‌شوند، اما خرد، نسبت آنها را با واقعیت‌های زندگی مردم و اهداف توسعه می‌سنجد.

دانش، زمین توسعه است و خرد، آب حیات آن؛ و توسعه پایدار، در پیوند این دو ریشه می‌دواند./

از یک تا پنج امتیاز دهید
لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=10519

نظر شما

نام خود را بنویسید
آدرس پست الکترونیک
3 نظرات
Newest
Oldest بیشترین رای

سلام. خدا قوت آقای اسدی بزرگوار. مقاله شما را خواندم بسیار خوب نوشته اید. حرف دل خیلی ها را زدید. در واقع هدف از بوجود آمدن پارک های فناوری برای خردمندانه کردن محصولات بود. اما چه کنیم که خردمندان در تصمیم گیریها کمتر هستند..

با سلام و احترام بسیار عالی تجزیه و تحلیل کردین امیدوارم این مقاله مورد توجه مسئولین قرار گیرد

سلام و احترام
بسیار موضوعات مهم و اساسی را مطرح می فرمایید

3
0
دیدگاه شما برای ما سازنده است، لطفا نظر دهیدx