• امروز : دوشنبه, ۹ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 31 August - 2026
0
بازاری که از نارضایتی زنان تغذیه می‌کند:

صنعتی که «زن زشت» می‌سازد و زیبایی می‌‌فروشد!

  • کد خبر : 9436
  • ۰۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۶:۳۰
صنعتی که «زن زشت» می‌سازد و زیبایی می‌‌فروشد!
صدها سالن زیبایی و صفحه اینستاگرامی، هر روز تصویری تازه از «زن زیبا» می‌سازند؛ اما پشت این بازار پررونق، مسئله‌ای نگران‌ کننده شکل گرفته که صنعت زیبایی از ترس «زشت بودن» زنان، یک بازار دائمی برای مصرف و درآمدهای کلان ساخته است.

به گزارش نقطه تسلیم، کشور ما ایران در حال تجربه گسترش فراگیر بازار خدمات زیبایی است، از سالن‌های زنانه و خدمات آرایشی گرفته تا صدها صفحه اینستاگرامی که هر روز تصویری تازه از «زن زیبا» تولید و عرضه می‌کنند.

اما پشت این ویترین پرزرق‌ و برق، یک پرسش جدی وجود دارد؛ آیا صنعت زیبایی فقط به زنان امکان انتخاب و آراستگی می‌دهد، یا هم‌زمان با ساختن استانداردهای در حال تغییر، احساس «کافی نبودن» را به یک بازار تبدیل کرده است؟

از نائومی وولف تا سوزان بوردو و ساندرا بارتکی و حتی گروهی از اندیشمندان فمینیست می‌گویند که وقتی ظاهر بدن به معیار ارزش اجتماعی بدل شود، «زیبایی» دیگر امر شخصی نیست، بلکه به سازوکاری برای فرم دادن به بدن و میل و مصرف تبدیل می‌شود.

مسئله اصلی این یادداشت آرایش کردن نیست، چون آرایش، پیرایش، مراقبت از پوست یا مراجعه به سالن زیبایی می‌تواند کاملا یک انتخاب شخصی و حتی بخشی از سبک زندگی باشد، اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که «زیبا بودن» از یک انتخاب به یک هنجار اجتماعی تبدیل شود؛ یعنی فرد احساس کند بدون رسیدن به یک الگوی خاص، از نظر اجتماعی کم‌ارزش‌تر، ناموفق‌تر یا حتی «زشت» است.

بازار زیبایی به چند آرایشگاه در محله‌ها محدود نمی‌شود و این صنعت در شبکه‌های اجتماعی نیز حضور گسترده‌ و بی‌ضابطه‌ای پیدا کرده و صفحات سالن‌ها، آرایشگران و ارائه‌ دهندگان خدمات زیبایی بخشی از اقتصاد رسانه‌ای شهر را شکل داده‌اند.

در چنین فضایی، خدمات زیبایی تصویر «نتیجه مطلوب» را دائما به مخاطبان مخابره می‌کنند؛ قبل و بعد! چهره نهایی آرایش‌ شده! مدل مو! ناخن! ابرو! پوست! عروس نهایی و ده‌ها شکل دیگر که حجم عظیمی از تولیدات رسانه‌ای را به خود معطوف ساخته است.

درست در میان این هیاهو، صنعت زیبایی با اقتصاد فضای مجازی به هم می‌رسند و هر تصویر بیشتر دیده شود، مشتری بالقوه بیشتری جذب می‌شود و هرچه استاندارد تصویر جذاب‌تر باشد، فاصله میان «من واقعی» و «من ایده‌ال» نیز بیشتر شود.

افسانه زیبایی؛ وقتی زن به اندازه کافی زیبا نیست!

یکی از نقاط مورد توجه این بحث در سال ۱۹۹۰ با انتشار کتاب The Beauty Myth یا «افسانه زیبایی» نوشته نائومی وولف رقم خورد؛ استدلال اصلی وولف این بود که با افزایش قدرت و حضور اجتماعی زنان، فشارهای مردسالارانه لزوما از بین نرفتند؛ بلکه بخشی از کنترل اجتماعی به قلمرو ظاهر، بدن و زیبایی منتقل شدند؛ به بیان دیگر او زیبایی را در فضای اجتماعی به عاملی تعبیر می‌کند که می‌تواند زنان را وادار کند دائما خود را با یک استاندارد بیرونی و تلقین شده مقایسه کنند.

اهمیت این دیدگاه در این است که نمی‌گوید آرایش ذاتا بد است، بلکه می‌پرسد چه اتفاقی می‌افتد وقتی جامعه، زن را وادار می‌کند احساس کند برای پذیرفته‌ شدن باید جوان‌تر، صاف‌تر، لاغرتر، بی‌نقص‌تر و مطابق با یک الگوی خاص به نظر برسد.

در این صورت، «زیبایی» از یک صفت انسانی به یک پروژه صنعتی تبدیل می‌شود، پروژه‌ای که باید برای آن زمان، پول، توجه و انرژی صرف کرد.

پدیده «بردگی زیبایی»

وضعیتی امروز شاهد آن هستیم، در آن فرد احساس می‌کند هرگز به اندازه کافی زیبا نیست و بنابراین باید دائما چیزی در بدن و چهره خود را اصلاح کند.

در این خوانش، بردگی نه به معنای بردگی حقوقی یا تاریخی، بلکه به معنای وابستگی مستمر به یک هنجار بیرونی و بازار تامین‌ کننده است، چون صنعت زیبایی هم می‌تواند برای زنان فرصت شغلی، استقلال اقتصادی، خلاقیت و انتخاب فردی ایجاد کند و هم در شرایطی خاص، فشارهای فرهنگی و مصرفی را تقویت کند.

اما نتیجه هزینه‌های سنگین برای زیبایی و وابستگی شدید به خرید لوازم آرایشی که این روزها در میان دختران و زنان دیده می‌شود، به نوعی آن‌ها به یوغ بسته است! یوغی که مطابق تفکر سرمایه‌داری آن را به بردگی می‌کشاند، در نتیجه زنان برای زیباتر شدن باید پول داشته باشند و هزینه کنند، این پول را باید از راه‌های مختلف کسب کنند و این چرخه آن‌ها را به دایره‌ای نامحدود می‌کشاند که تمام قدرت اندیشیدن و تامل بر سایر جنبه‌های زندگی را از آن‌ها را می‌گیرد.

بنابراین آنچه امروز باید به چالش کشیده شود، جلوگیری از اجبار نامرئی به زیبا بودن است؛ همان لحظه‌ای شرکت، سالن زیبایی و یا تولیدکنندگان محتوا با انگیزه اقتصادی و صنعتی شدن حوزه زیبایی فرآیندی را انجام می‌دهند که مخاطب زن خود را درون یک اضطراب اجتماعی می‌بیند و احساس می‌کند که برای پذیرفته‌ شدن باید بی‌وقفه روی ظاهر خود اصلاحاتی انجام دهد.

در این میان، آموزش سواد رسانه‌ای، آگاهی درباره تصاویر دستکاری‌ شده، شناخت سازوکار تبلیغات و الگوریتم‌ها، ترویج تنوع در الگوهای زیبایی و مهم‌تر از همه بازگرداندن حق تعریف زیبایی زن بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند.

همه زنان باید قبل از هر تصمیمی با خود بیاندیشند که آیا بازار زیبایی به زنان خدمت می‌کند، یا ابتدا احساس «زشت بودن» را تولید می‌کند و سپس برای درمان آن پول می‌گیرد؟ همین پرسش برای آنکه «زیبایی» از یک مفهوم فرهنگی به یک ماشین اقتصادی تولید نارضایتی از بدن تبدیل نشود، ارزش طرح کردن دارد./

از یک تا پنج امتیاز دهید
لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=9436

نظر شما

نام خود را بنویسید
آدرس پست الکترونیک
0 نظرات
Newest
Oldest بیشترین رای
0
دیدگاه شما برای ما سازنده است، لطفا نظر دهیدx