به گزارش نقطه تسلیم، مدیرکل ثبت احوال استان قزوین خانم ستاره علیخانی آماری اعلام کرده مبنی بر نرخ ۲.۳ درصدی طلاق در این استان که اندکی بالاتر از میانگین ۲.۱ درصدی کشوری است، که این یک زنگ هشدار جدی برای جامعه و مسئولین است تا بگوید این آمار نه تنها نشان دهنده افزایش چالشها در روابط زناشویی و نهاد خانواده در استان قزوین است، بلکه همزمان با روند کاهشی تمایل جوانان به ازدواج تصویری نگران کننده از آینده جمعیتی و اجتماعی کشور را هم ترسیم میکند.
حالا پرسش این جاست که چه عواملی باعث شدهاند تا در استانی مانند قزوین؛ بنیان خانواده بیش از متوسط کشور با تزلزل روبرو شود و چرا نسل جوان پیوند مقدس ازدواج را کمتر انتخاب می کنند؛ پاسخ این سوال بسیار ساده است: تورم لجام گسیخته؛ افزایش هزینههای مسکن؛ اشتغالزایی ناکافی و درآمدهای پایین فشار مضاعفی بر خانوادهها وارد کرده است.
فشارهایی که توانسته منجر به تنشهای مداوم؛ کاهش رضایت از زندگی مشترک و در نهایت افزایش احتمال جدایی را ثبت و ضبط کند.
در استانی با پتانسیلهای صنعتی و کشاورزی مانند قزوین عدم توزیع عادلانه ثروت و مشکلات ساختاری اشتغال میتواند تشدید کننده این معضل باشد.
با گسترش رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی سبک زندگی و انتظارات افراد به خصوص جوانان از زندگی مشترک تغییر کرده است.
افزایش آگاهی از حقوق فردی؛ تأکید بر استقلال و خودشکوفایی و همچنین مشاهده الگوهای موفق روابط در فضای مجازی منجر به افزایش سختگیری در انتخاب همسر و کاهش تحمل در برابر مشکلات زندگی مشترک شده است.
بسیاری از زوجین به ویژه در سنین پایینتر مهارتهای لازم برای مدیریت تعارضات؛ برقراری ارتباط مؤثر و حل مشکلات را ندارند، این ضعف میتواند منجر به سوء تفاهم های کوچک و بزرگ؛ انباشت نارضایتیها و در نهایت ختم شدن رابطه به جدایی شود، نبود آموزشهای کافی و مؤثر در این زمینه چه قبل و چه حین ازدواج معضل را تشدید میکند.
هر استان ممکن است ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی منحصر به فرد خود را داشته باشد که بر پویایی خانوادهها تأثیر میگذارد، عواملی مانند ساختار خانواده گسترده؛ روابط خویشاوندی؛ میزان پایبندی به سنتها و همچنین نرخ مهاجرت میتوانند در نرخ طلاق نقش داشته باشند.
در سالهای اخیر شاهد کاهش تابآوری خانوادهها در برابر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بودهایم، فشارهای بیرونی و درونی؛ بدون وجود شبکههای حمایتی قوی میتواند بنیان خانواده را سست کند.
شاید بتوان گفت مهمترین دلیل عدم تمایل جوانان به ازدواج؛ مشکلات اقتصادی است، تأمین هزینههای کمرشکن ازدواج؛ خرید حلقه آن هم با نوسات شدید طلا؛ برگزاری مراسم سنگین و پر خرج عروسی؛ جهیزیه و مهمتر از همه تهیه مسکن و ایجاد درآمد پایدار جوانان را از ورود به این مرحله منع کرده است.
در شرایطی که بسیاری از جوانان خود با بیکاری یا درآمد ناکافی دست و پنجه نرم میکنند؛ مسوولیت تامین زندگی یک خانواده دیگر تصوری دور از دسترس به نظر میرسد.
از آن طرف مشاهده آمار بالای طلاق در جامعه؛ شنیدن تجربیات ناموفق دوستان و آشنایان و یا حتی تجربه طلاق در خانواده پدری یا مادری میتواند ترس و واهمهای جدی در دل جوانان برای ورود به دنیای متأهلین ایجاد کند، این ترس آنها را به سمت احتیاط بیشتر و در نهایت انصراف از ازدواج سوق میدهد.
افزایش نرخ طلاق در قزوین و کاهش تمایل به ازدواج در میان جوانان پدیدههایی به هم پیوسته هستند که ریشه در مشکلات اقتصادی؛ اجتماعی و فرهنگی عمیق دارند، لازم است تا مسئولین استانی با انجام تحقیقات میدانی عمیقتر؛ دلایل دقیقتر افزایش طلاق و کاهش ازدواج را در بافت فرهنگی و اقتصادی قزوین شناسایی کرده و بر اساس آن اگر فرصت و حوصله و وجدانی بیدار دارند برنامههای عملیاتی تدوین کنند؛ ورنه این ره همچنان به ترکستان است نه تالارهای عروسی!
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





