• امروز : جمعه, ۳ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 25 September - 2026
♥2

قزوین، شهر پیرانِ تنها

  • کد خبر : 9951
  • ۰۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۲
قزوین، شهر پیرانِ تنها
اگر می‌خواهید وضعیت توسعه در قزوین را درک کنید، لازم نیست به گزارش‌های سالانه استانداری یا برخی ادارات کل مراجعه کنید؛ بلکه کافیست به پارک‌ها و معابر عمومی شهر سر بزنید و به تماشای حقیقت بنشینید؛ پارک‌هایی که به جای محلی برای تعامل نسل‌ها، به پناهگاه‌هایی برای پیرانِ بی‌‌هدف و جوان‌های سرگردان تبدیل شده است.

به گزارش نقطه تسلیم، اعداد و ارقامی که پیش از این از سوی مدیر کل بهزیستی استان قزوین منتشر شده بود، خبر از حقیقتی تلخ می‌داد که پشت دیوارهای بلند پروژه‌های عمرانی و ادعاهای توسعه‌ای، پنهان شده بود.

وقتی که می‌شنویم جمعیت سالمند قزوین از رتبه ۱۵ به رتبه ۱۳ رسیده‌، دیگر نباید بگوییم که فقط یک رشد آماری ساده بوده که اتفاق افتاده که این صعود تلخ، همان زنگ خطر بزرگ اجتماعی است که به صدا درآمده است.

این یعنی همه بدانند که قزوین در حال پیر شدن است، اما نه پیر شدنی که نشان از سلامت و رفاه باشد، بلکه پیر شدنی که بوی انزوا و فرسودگی دارد.

آمارها می‌گویند ۱۶۰ هزار سالمند در استان قزوین حضور دارند؛ اما بیایید از پشت این عدد بزرگ، به جزییات دردناک این رقم هم نگاهی بیندازیم؛ وقتی می‌شنویم ۶۰ درصد از سالمندان ایران و احتمالا بخش بزرگی از آن‌ها در قزوین تنها زندگی می‌کنند، یعنی بحران تنهایی ساختار یافته متولد شده است‌.

سالمند تنها، پدیده‌ای است که در آن پیوندهای خانوادگی زیر فشار اقتصاد و مهاجرت جوانان از هم گسیخته و سالمند در خانه‌ای که زمانی پر از صدای خنده و شادی بوده، حالا تنها با سایه‌ها هم‌ پیاله است.

مدیر کل بهزیستی استان قزوین می‌گوید که استان در میانه‌ی کشور قرار دارد، نه مثل گیلان پیر است و نه مثل سیستان جوان؛ اما حقیقت این است که این میانه بودن می‌تواند یک فرصت باشد یا یک فخر فروشی؟

اگر بدانیم چطور از این ظرفیت جمعیت استفاده کنیم و اگر بدانیم چطور از این جمعیت محافظت کنیم آن گاه این فرصت و یا افتخار خودش را بیشتر نشان می دهد‌.

اما واقعیت ملموس در خیابان‌‌های قزوین، شهرها و روستاهای تابعه چیز دیگری می‌گوید؛ اگر می‌خواهید وضعیت توسعه در قزوین را درک کنید، لازم نیست به گزارش‌های سالانه استانداری یا برخی ادارات کل مراجعه کنید؛ کافی است به پارک‌ها و معابر عمومی شهر سر بزنید و به تماشای حقیقت بنشینید؛ پارک‌های ما به جای آنکه محلی برای تعامل نسل‌ها باشد، به پناهگاه‌هایی برای پیران بی‌ هدف و جوان های سرگردان تبدیل شده است.

حضور در معابر عمومی که حتی برای یک جوان سالم هم دشوار است؛ چگونه قرار است راهگشای مسیر سالمندانی باشد که یا با حقوق ناچیز بازنشستگی در تنهایی می‌سوزند، یا در خانه‌های سالمندان یا در خانه‌های خود به دنبال یک پرستار یا یک دستی برای عبور از روزهای سخت هستند.

بحران سالمندی که فقط بحث حقوق بازنشستگی یا تعداد تخت‌های خانه سالمندان نیست؛ این یک آسیب اجتماعی بسیار عمیق است؛ وقتی ساختار اجتماعی و اقتصادی طوری پیش می‌رود که فرزند از خانه می‌رود و سالمند در خانه تنها می‌ماند و شهرها تک‌ نفره شدن را القا می‌کنند؛ فروپاشی کالبد جامعه به سهولت رخ داده است.

جالب و البته تکان‌ دهنده اینجاست که این فرسودگی فقط مختص سالمندان نیست؛ ما با نسلی روبرو هستیم که جوان هستند؛ اما روحشان پیر و فرتوت شده است؛ جوانانی که از شدت فشار اقتصادی، بی‌خبری از آینده و بی‌ هدفی، حس و حال هیچ کاری را ندارند.

علاف بودن در پارک‌ها دیگر تفریح نیست، بلکه نشانه‌ یک بی‌ سوئی و بی‌هدفی جمعی است که هم در سالمندان و هم در جوانان ما رخنه کرده است.

ما جامعه‌ای ساخته‌ایم که در آن پیران در تنهایی مطلق و جوانان در بی‌حسی موضعی در پارک‌ها وقت می‌گذرانند؛ ادعای توسعه بدون توجه به انسان مطلقا توسعه نیست، بلکه صرفا جابه‌جایی سنگ و سیمان است.

اگر سند ملی سالمندان تنها روی کاغذ بماند و شورای سالمندان، شهرداری‌ها و نهادهای غیر دولتی، از حالت توصیه‌ای به حالت اجرایی و الزام‌ آور تغییر نکنند، قزوین به سمت یک جامعه‌ی فرسوده حرکت خواهد کرد؛ جامعه‌ای که در آن سرمایه‌ی انسانی، در راه رسیدن به اعداد رشد اما به شکل سقوط، قربانی شده است.

با این همه اما چگونه می شود از معضل سالمندی در قزوین عبور کنیم و به جوان‌ سازی قزوینی‌ها برسیم؟ به گمانم ابتدا باید نگاهی سیستمی داشته باشیم؛ سالمندی و جوانی دو روی یک سکه هستند؛ اگر به سالمندی نرسیدیم از آن طرف یعنی در جوانی شکست خورده‌ایم:

۱. بازگشت به شهرسازی همدم !

یعنی شهرداری‌ها نباید فقط آسفالت کنند، باید دسترسی‌ پذیری ایجاد کنند؛ طراحی معابر، پارک‌ها و حمل‌ و نقل عمومی به گونه‌ای که سالمند بتواند بدون نیاز به خودرو یا کمک دیگران، به راحتی در شهر تردد کند، باعث کاهش انزوای اجتماعی او می‌شود؛ چون وقتی سالمند در اجتماع حضور داشته باشد و از تنهایی بگریزد، از نظر روانی سلامت‌تر است.

۲. پیوند نسل‌ها !

به جای جدا سازی پیرها در خانه‌های سالمندان، باید مدل‌های خانه سالمندان باز یا مراکز فرهنگی مشترک ایجاد کرد؛ ایجاد فضاهایی که در آن جوانان مثلا دانشجویان یا کارآموزان در ازای خدمات یا تخفیف‌های آموزشی، با سالمندان وقت بگذرانند یا به آن‌ها کمک کنند؛ این مساله هم تنهایی سالمند را می‌گیرد و هم به جوانان، حس مسئولیت‌ پذیری و ریشه‌‌داری می‌دهد.

۳. اقتصاد مراقبتی به عنوان فرصت شغلی !

به جای اینکه پرستاری و مراقبت از سالمند را یک بار اجتماعی بدانیم و از آن فرار کنیم، باید آن را به یک صنعت و فرصت شغلی‌ برای جوانان تبدیل کنیم؛ آموزش حرفه‌ای جوانان در زمینه‌های مدیریت سلامت، پرستاری مدرن و همراهی اجتماعی می‌تواند هم نیاز سالمندان را برطرف کند و هم نرخ بیکاری جوانان را کاهش دهد.

۴. حمایت از خانواده‌ محوری در برابر تک‌ نفره شدن !

دولت‌ها باید با ارائه مشوق‌‌های مالی و مالیاتی به خانواده‌هایی که از سالمندان خود در خانه مراقبت می‌کنند، از فروپاشی ساختار خانواده جلوگیری کنند؛ انتقال از مدل تکیه بر نهادهای دولتی به مدل حمایت از نهاد خانواده کلید اصلی حل بحران است.

۵. باز تعریف مفهوم توسعه !

توسعه نباید فقط با تولید ناخالص داخلی سنجیده شود، بلکه باید با شاخص‌های خوشبختی اجتماعی و میزان تنهایی در جامعه سنجیده شود؛ اگر توسعه باعث پیرتر شدن و تنها شدن مردم شود بلاشک این توسعه، شکست خورده است./

4/5 - (1 نفر)
جعفر بخشی بی‌نیاز

دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامه‌نگار در حوزه‌های اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات

لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=9951

نظر شما

نام خود را بنویسید
آدرس پست الکترونیک
0 نظرات
Newest
Oldest بیشترین رای
0
دیدگاه شما برای ما سازنده است، لطفا نظر دهیدx