به گزارش نقطه تسلیم، غالب مردم، سیاسیون، رسانهها، تحلیلگران در بیان و تصویرسازی از آینده، ضعف و شکست ترامپ را تحلیل کرده و سخن از یک بن بست راهبردی میکنند.
مصادیق این مطالب:
۱- درخواست کمک از همپیمانان غربی و شرقی و عربی؛ درخواست برای پیوستن به جنگ و در شرایط کنونی درخواست برای بازگشایی تنگه هرمز
۲- نشر اشتباه محاسباتی در مدت زمان جنگ و نداشتن برنامه راهبردی
۳- نقد سخنان ترامپ در رسانهها توسط تحلیلگران مختلف مبتنی بر عدم تطبیق با واقعیت
تا جایی که در اذهان مخاطبان، مولفه کلیدی تکنیک فریب ترامپ آشکار شده است که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱) ایران را نابود و له کردیم
۲) ایران محو شد
۳) نیروی موشکی را نابود کردیم
۴) در حال مذاکره موفق از طریق پاکستان هستیم
۵) تمام موشکهایشان نابود شد
۶) جمهوری اسلامی در حال فرار است
۷) در آخرین صحبتها بحث تجاری تصاحب نفت ایران را دلیل جنگ بیان کرد
این روش تصویرسازی توسط رسانهها و مردم پذیرفته نشده است، به عبارتی دیگر نقطه قوت رسانهای ترامپ تبدیل به نقطه ضعف او شده است.
تکنیک تصویرپردازی ترامپ که مبتنی بر فریب است بر گرفته از تجارت است و نه از سیاست
تحلیل این تکنیک ترامپ، گفتارها و رفتارهای امروز او چه در مذاکره و چه در حالت جنگ را توضیح میدهد، مخصوصاً در این دوره حساس که سیاست خارجی آمریکا از حالت اصولی به حالت شخصی و فردی محور و در حول شخصیت و افکار و رفتار ترامپ تغییر ثقل داده است.
تصویر سازی از آینده، مبتنی بر درک مردم از واقعیت، تکنیک ترامپ:
شکست در صحنه نبرد و عدم تحقق اهداف جنگ علیه ایران و انتقادات داخلی و جهانی تا جایی که نه تنها در تحقق اهداف جنگی بلکه در بازگشایی تنگه هرمز هم فعلا دستاوردی نداشته است.
ترامپ در این تکنیک میگوید: مهم نیست واقعیت چیست! مهم این است که مردم چه می بینند؟ و چه درکی از واقعیت دارند، از نگاه او نمایش ظاهری موفقیت، خودِ موفقیت است حتی اگر در شرایط بن بست و شکست باشی.
ترامپ در بحران مالی دهه ۹۰ همیشه با بهترین کت و شلوار و گرانترین ماشین ظاهر می شد و با جیب خالی با اطمینان از پروژه های عظیم آینده حرف می زد تا اعتماد بانکداران و سرمایه گذاران را جلب کند؛ هدفش این بود که تصویر یک مرد شکست ناپذیر و با برنامه را نشان بدهد که در حال پیشروی و پیروزی است و همه چیز را در کنترل دارد.
قانون طلایی ترامپ: هرگز تصویر شکست خورده و بحرانی از خودت صادر نکن.
چشم و گوش مردم را با سخنان فریب، در جهت ایجاد درک پیروزی پر کن و بگذار مردم حدس بزنند.
تکنیک فریب ترامپ منبع خوبی است برای درک ذهنیت؛ فهم؛ رفتار و گفتار رییس جمهوری آمریکا، شخصی که بیشترین شخصیسازی قدرت و سیاست را در دموکراسی آمریکایی تزریق کرده است.
نکته مهم و قابل توجه این است که تجارت با سیاست تفاوت های اساسی دارد، در سیاست مولفه همگرایی ذینفعان ارجحیت پیدا می کند.
پیچیدگی فزاینده سیاست بینالملل و هوشمندی راهبردی ایران میتواند مصداقی از محدودیتهای این تکنیک و از بین رفتن اعتبار جهانی این تکنیک گردد، به ویژه که جهان بعد از هر سخن ترامپ؛ منتظر پاسخ سیاسی یا نظامی ایران است و پاسخهای ایران را معتبر میدانند، لذا یکی از دستاوردهای ایران، تکنیک خلق ارزشهای جدید برای تصویرپردازی از آینده است که توانسته در مقابل تصویر پردازی مبتنی بر فریب ترامپ غلبه کند./




