به گزارش نقطه تسلیم، اعتراف عباس بیگدلی؛ نماینده مردم تاکستان و عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی بیش از آنکه یک افشاگری باشد؛ مهر تاییدی است بر زخمی که مدتهاست بر تن اقتصاد خانوار نشسته است.
او از وعدههایی سخن میگوید که قرار بود در زمان حذف ارز ترجیحی؛ معجزه کنند، وعده کالابرگهایی که قرار بود نه تنها تورم را مهار کند؛ بلکه ۵۰۰ هزار تومان هم در جیب مردم باقی بگذارد، اما حالا در پس این ادعاهای رنگین و البته تو خالی آنچه باقی مانده؛ نه پول در جیب مردم که تورمی وحشتناک در اقلام اساسی و سکوت معنی دار دولت است.
مشکل اصلی اینجاست که برنامهریزان اقتصادی دولت؛ گویا اقتصاد را تنها در صفحات اکسل و نمودارهای تئوریک میبینند، برای آنها حذف ارز ترجیحی یک عمل جراحی لازم بود که با یک مسکن به نام کالا برگ کنترل میشد، اما آنها فراموش کردند که تورم در ایران یک هیولای چند سر است که با حذف ارز؛ تمام دندانهایش تیزتر هم میشود.
این اشتباه محاسباتی که نماینده مجلس به آن اشاره کرده یک خطای ساده ریاضی نیست، این یک خطای استراتژیک در درک واقعیتهای زیستی جامعه است.
وقتی نرخ کالاهای اساسی جهشهای نجومی پیدا می کند، ۵۰۰ هزار تومان ادعایی، پیش از آنکه به خانه برسد در دکانهای نانوایی و لبنیاتی ذوب میشود، عجیبتر از وعدههای محقق نشده دولت؛ اصرار بر انکار وضعیت موجود است.
تورم نقطه به نقطه کالاهای اساسی؛ حقیقتی نیست که بتوان آن را با تریبونها و گزارشهای تقلیل گرایانه پنهان کرد، این زیر بار نرفتن دولت بیش از آنکه نماد اقتدار باشد؛ نماد بیگانگی با نبض جامعه است.
وقتی مردم با گوشت؛ مرغ و لبنیات روزانه خود گرانی را لمس میکنند، اصرار بر اینکه وضعیت تحت کنترل است یا مبلغ کالا برگ برای مردم کافی است؛ تنها نمک پاشیدن بر زخم کسانی است که معیشت آنها به تار مویی بند است.
سوالی که اینجا پیش میآید و بیگدلی نیز تلویحاً به آن اشاره کرده جایگاه نظارتی مجلس است، اگر ادعاها و قولهای دولت در زمان حذف ارز ترجیحی اشتباه محاسباتی بوده؛ چرا همان زمان با قدرت نظارتی جلوی این فاجعه گرفته نشده.
امروز صرف ابراز تاسف یا گلایه کردن کافی نیست، اگر دولت زیر بار نمیرود تا مبلغ کالا برگ را با واقعیت تورم تطبیق دهد، این وظیفه قاطعانه مجلس است که با اهرمهای قانونی؛ دولت را وادار به اصلاح این رویه کند.
حقیقت تلخ این است که با شعار نمیتوان شکم مردم را سیر کرد، اقتصاد؛ علم احتمالات نیست، علم انتخابهای سخت است؛ تا زمانی که دولت نپذیرد که آن محاسبات اولیه غلط بوده و تا زمانی که برای جبران این خطا از پروژههای لوکس و هزینههای غیر ضروری صرف نظر نکند و تورم کالاهای اساسی را به رسمیت نشناسد؛ این چرخه معیوب همچنان ادامه خواهد داشت.
مردم ایران بیش از آنکه محتاج وعدههای بی پشتوانه باشند؛ تشنه صداقت هستند، اعتراف به اشتباه؛ نه نشانه ضعف که نخستین گام برای جبران است.
اما سوال نهایی این است که آیا در بین مدیران بالایی گوشی برای شنیدن این صدای حقیقت وجود دارد ؟
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





