به گزارش نقطه تسلیم، وقتی یک زن با چهار گلوله در محل کارش (کلینیک دندانپزشکی قزوین) به قتل میرسد، بیگمان ما با یک قتل ساده و معمولی روبرو نیستیم، بلکه ما با نتیجه مستقیم ناتوانی نهادهای حمایتی؛ بیتحرکی خانوادهها و عادی سازی خشونت در اجتماع روبرو هستیم.
سمیرا پیش از آنکه با گلولههای وحشت در محل کار خود توسط همسرش کشته شود، بارها از خشونت شوهر خود حرف زده بود، همه میدانستند که در خانه او مدتها است، آرامش مرده و جای خود را به هیاهو و کشمکش داده است.
او صدای خود را به گوش خانواده و نهادهای مسئول در حوزه اجتماعی از قبل به دفعات مکرر رسانده بود، گفته بود چه خطری تهدیدش میکند، اما این فریاد برای کمک و دادخواهی در دیوارهای سکوت و بیتفاوتی ساختاری گم شد.
باید پرسید که چرا هشدارهای این چنینی هیچ گاه جدی گرفته نمیشود، چرا خشونت خانگی در ایران همچنان یک مسئله خصوصی است که ظاهرا به دخالت نهادها نیازی ندارد.
وقتی صدای یک زن در برابر خشونت خاموش میشود؛ یعنی ساختار قدرت در جامعه به جای حمایت از قربانی به ناخودآگاه از قاتل حمایت میکند.
مرگ سمیرا که تنها ۲۹ سال داشت؛ نتیجه مستقیم همان بیتوجهی است که پیش از تیراندازی اتفاق افتاد، اما فاجعه در مرحلهی دوم یعنی مرحلهی بازنمایی رسانهای ادامه مییابد.
انتشار تصویری از سوی رسانه صنفی دندانپزشکی که در آن عکس قاتل و مقتول بدون هیچ گونه ملاحظات اخلاقی و با نگاهی کاملا بی طرفانه و بی حس در کنار هم قرار گرفته نه تنها یک خطای حرفهای بلکه یک توهین به سوگ مقتول است.
این نوع بازنمایی؛ پیام بسیار خطرناکی به جامعه مخابره میکند که قتل زن یا زنان یک موضوع عادی و بی اهمیت است که نیازی به حساسیت ندارد.
تا زمانی که رسانهها و نهادها مسئولیت اخلاقی خود را در برابر قتل زنان درک نکنند؛ هر تیتر بی طرفانه گویی گلوله دیگری است که به سمت قربانیان بعدی شلیک میشود.
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





