به گزارش نقطه تسلیم، این روزها خبر فروش قیمه نثار قزوین به قیمت یک میلیون تومان در برخی از رستورانها بیش از آن که یک خبر عادی درباره قیمت یک غذای محلی باشد، نشانهای روشن از فاصله گرفتن بازار از توان واقعی مردم است.
قیمه نثار که باید یکی از نمادهای فرهنگی و غذایی قزوین باشد؛ حالا در برخی نقاط به کالایی لوکس تبدیل شده، کالایی که تنها برای عدهای محدود قابل خریدن است نه برای خانوادهای که هر روز کمرشان زیر بار تورم، اجاره، دارو، آموزش و هزینههای ضروری خم شده است.
در شرایطی که فشار اقتصادی بر مردم هر روز بیشتر میشود، بالا رفتن قیمت یک غذای سنتی تا مرز یک میلیون تومان فقط یک گرانی ساده نیست که نشانهای از بیضابطگی در قیمت گذاری و ضعف نظارت بر بازار است.
مردم قزوین و بسیاری از شهرهای دیگر با رقمهایی مواجهاند که هیچ تناسبی با قدرت خریدشان ندارد، امروز اگر یک پرس غذای محلی به چنین قیمتی عرضه میشود، فردا نوبت به کالاها و خدمات دیگری خواهد رسید که آرام آرام از دسترس عموم خارج میشوند.
سوال اصلی این است که پس نظارت کجاست؟ اگر قرار است هر واحد صنفی بر اساس سلیقه خود قیمت گذاری کند پس نقش دستگاههای نظارتی چیست؟
آیا وظیفه نهادهای مسئول فقط مشاهده گرانیها است یا باید برای جلوگیری از سوء استفاده سوداگری و قیمت سازیهای نامتعارف هم وارد عمل شوند؟
در شهری مثل قزوین که قیمه نثار بخشی از هویت غذایی آن است؟ انتظار میرود این غذا در دسترس مردم بماند نه اینکه به نشانهای از شکاف طبقاتی تبدیل شود.
بیتردید همه رستورانها و کسب و کارها با هزینههای بالای مواد اولیه، اجاره و دستمزد روبهرو هستند، اما هیچ هزینهای توجیه کننده قیمتهای غیر منطقی و خارج از توان مردم نیست.
وقتی تورم افسار گسیخته نفس خانوادهها را گرفته هر نوع قیمت گذاری غیر واقعی عملاً به طرد بخش بزرگی از جامعه از سادهترین لذتهای زندگی منجر میشود.
غذایی که باید مایه افتخار یک شهر باشد که نباید به نماد نابرابری و بی عدالتی بدل شود، اگر نظارت بر قیمتها جدی نباشد، بازار به تدریج به سمت هرجومرج میرود.
جایی که نه مصرف کننده حقی دارد و نه تولید کننده یا فروشندهای خود را ملزم به رعایت انصاف میبیند، مردم حق دارند بپرسند چرا باید برای یک غذای محلی چنین هزینهای بپردازند.
چرا نهادهای مسئول دیر یا کم اثر واکنش نشان میدهند و چرا سفره مردم هر روز دارد کوچکتر میشود اما قیمتها هر روز جسورتر؟
فروش قیمه نثار یک میلیونی فقط یک عدد نیست، آینهای است از وضعیت نگران کننده اقتصاد؛ نظارت و عدالت در بازار، اگر قرار باشد حتی غذای سنتی هم از سفره مردم حذف شود، آنگاه باید پذیرفت که بحران فقط در قیمتها نیست، بلکه در سیاست گذاری، نظارت و بی توجهی به معیشت مردم است./
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





