به گزارش نقطه تسلیم، او از سلاله پاک خاندان علم و تقوا برخاست، در مکتب امام خمینی (ره) بالید، دست تقدیر بارها او را در بوته آزمایش نهاد و در نهایت، آن مجاهد خستگی ناپذیر پس از ۸۶ سال زندگی سراسر مبارزه، تدبیر و مقاومت، به دست شقیترین دشمنان امت اسلامی، در اوج عزت به شهادت رسید.
تولد در مشهد؛ زیارتگاه امام هشتم (ع)
در فروردین ماه سال ۱۳۱۸ هجری شمسی، همزمان با طنین بانگ روح بخش اذان در افق شهر مشهد، در محلهای فقیرنشین و در خانهای ساده از پدری عالم و مادری پرهیزگار، فرزندی پا به عرصه هستی نهاد که تقدیرش پیوند خوردن با بزرگترین تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر بود.
سید علی حسینی خامنهای در خانوادهای متدین و اهل علم چشم به جهان گشود، خانوادهای که اصالتش به سادات افطسی و از نسل امام سجاد (ع) میرسید و نفسهایش با عطر جهاد و اجتهاد عجین شده بود.
پدرش، آیتالله سید جواد خامنهای، از مجتهدان پرهیزگار و مدرسان حوزه علمیه مشهد بود که زندگی را با قناعت و پارسایی میگذراند و مادرش، بانو میردامادی، زنی روشن ضمیر، آشنا با قرآن و اهل ادب بود که نخستین جرعههای معرفت را در کام فرزندش ریخت.
از همان کودکی، سید علی در مکتب خانه و سپس حوزه علمیه مشهد، فراگیری قرآن را آغاز کرد و در دامان پدر و مادر، با مفاهیم بلند دینی و حماسی آشنا شد.
مشهدالرضا (ع) که خود همواره پذیرای عاشقان ولایت بود، نخستین معبد این طلبه جوان شد تا روزی منشأ خدمات بزرگ برای جهان اسلام گردد.
دوران مبارزه سیاسی؛ از درس امام تا زندانهای ساواک
اگرچه سالهای نوجوانی و جوانی سید علی خامنهای در تحصیل علوم دینی در مشهد و سپس قم و نجف گذشت، اما روحیه عدالت خواهی و ظلمستیزی او را به سرعت به صف مبارزان علیه استبداد پهلوی کشاند.
او که از محضر اساتید بزرگی همچون آیات عظام بروجردی، طباطبایی و به ویژه امام خمینی (ره) بهره برده بود، با شروع نهضت امام در دهه ۱۳۴۰، پا به عرصه مبارزه سیاسی نهاد.
نخستین جرقههای ارتباط او با امام (ره) به سال ۱۳۴۱ و ماموریت انتقال پیام از سوی ایشان به آیت الله میلانی در مشهد بازمیگردد، از آن پس، نام سید علی خامنهای در فهرست مبارزان برجسته نهضت ثبت شد.
او در سال ۱۳۴۲ و در جریان قیام خونین ۱۵ خرداد، برای نخستین بار توسط رژیم پهلوی دستگیر شد، دستگیری که مقدمهای بر ۶ بار بازداشت و سالها زندان و تبعید بود.
روحانی جوان و انقلابی با سخنرانیهای پرشور خود در مساجد و محافل مذهبی مشهد و تهران، کاخ ظلم را به لرزه درمیآورد و مزدوران ساواک نیز بارها او را به زندانهای مخوف و سپس به شهرهای محرومی چون ایرانشهر و جیرفت تبعید کردند که این سالها، مدرسه سخت مقاومت بود که شخصیت انقلابی او را برای مسئولیتهای عظیم آینده شکل داد.
پس از انقلاب؛ در سنگرهای متعدد انقلاب
با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، دوران جدیدی از حیات سیاسی آیتالله خامنهای آغاز شد، وی که به پیشنهاد شهید بهشتی و آیتالله هاشمی رفسنجانی به عضویت شورای انقلاب درآمده بود، مسئولیتهای خطیری را یکی پس از دیگری پذیرفت؛ از معاونت وزارت دفاع و سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهایی که این نهاد نوپا نیازمند هدایت بود، تا نمایندگی مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی که مدل فعالیت او را دگرگون کرد.
در این دوره، او به عنوان یکی از چهرههای مؤثر و پرنفوذ خط امام در مجلس، نقش کلیدی در خنثیسازی توطئههای گروهکها و لیبرالها ایفا کرد. سخنرانی تاریخی او در ۲۹ خرداد ۱۳۶۰ در موافقت با طرح عدم کفایت سیاسی ابوالحسن بنیصدر، نقطه عطفی در مقابله با جریان نفوذ و انحراف بود.
آیتالله خامنهای در این دوران، چهرهای انقلابی، شجاع و بصیر از خود به نمایش گذاشت که مورد وثوق امام و امت بود.
حزب جمهوری اسلامی؛ سنگر وحدت و شهادت
تشکیل حزب جمهوری اسلامی به عنوان نمادی از وحدت نیروهای مومن و انقلابی، یکی از مهمترین ابتکارات در سالهای نخست انقلاب بود.
آیتالله خامنهای نیز به همراه دیگر یاران امام چون شهید بهشتی، شهید باهنر و آیتالله هاشمی رفسنجانی، از پایهگذاران و ارکان اصلی این حزب به شمار میرفت.
او در این حزب که به مثابه قرارگاه مبارزه با گروهکها و تثبیت انقلاب عمل میکرد، نقشی بیبدیل داشت.
فاجعه هفتم تیر ۱۳۶۰ و شهادت مظلومانه شهید بهشتی و ۷۲ تن از یارانش توسط منافقین کوردل، ضربهای سنگین بر پیکره حزب و انقلاب بود.
اما این حادثه، آیتالله خامنهای را که یک روز قبل از آن در بیمارستان بستری بود، مصممتر کرد، وی پس از شهادت آیتالله باهنر، دبیرکلی حزب را بر عهده گرفت و پرچم وحدت و مقاومت را بر زمین نگذاشت تا اینکه حزب جمهوری اسلامی به عنوان یک سنگر مهم، به حیات پربرکت خود ادامه داد.
بمبگذاری ۶ تیر ۱۳۶۰؛ معجزهای در مسجد ابوذر
فقط یک روز پیش از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، یعنی در ششم تیرماه ۱۳۶۰، دست تقدیر بار دیگر حجت خود را بر جهانیان تمام کرد.
در حالی که آیتالله خامنهای در مسجد ابوذر تهران مشغول ایراد سخنرانی بود، بمبی که منافقین کوردل در داخل یک ضبط صوت جاسازی کرده بودند، در کنار تریبون منفجر شد.
شدت انفجار به حدی بود که استخوان ترقوه و دست راست ایشان در هم شکست و چندین رگ و عصب اصلی قطع شد و دست راستشان برای همیشه از کار افتاد.
به گفته شاهدان، جابجا شدن ضبط صوت توسط محافظ لحظاتی پیش از انفجار، جان ایشان را نجات داد و ایشان را از شهادت در آن روز بازداشت تا ماموریت بزرگ دیگری در انتظارشان باشد.
این ترور نافرجام، نه تنها اراده ایشان را سست نکرد، بلکه عزمشان را برای ادامه راه انقلاب و اسلام جزمتر ساخت.
دوره ریاست جمهوری؛ رییس جمهور جبهه و جنگ
پس از شهادت محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر در هشتم شهریور ۱۳۶۰، حزب جمهوری اسلامی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با وجود مخالفت اولیه امام خمینی با روحانی بودن رییس جمهور، آیتالله خامنهای را به عنوان نامزد احراز این مقام معرفی کردند و امام نیز با این امر موافقت فرمودند.
مردم ایران نیز در دهم مهر ۱۳۶۰ با رای قاطع خود، ایشان را به عنوان سومین رییس جمهور اسلامی ایران برگزیدند.
دوره هشت ساله ریاست جمهوری آیت الله خامنهای، مقارن با سختترین سالهای دفاع مقدس بود؛ وی در حالی سکان قوه مجریه را به دست گرفت که کشور درگیر جنگی نابرابر تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق بود.
در این دوران، ایشان با سفرهای مکرر به جبهههای نبرد و دیدار با رزمندگان اسلام، روحیه حماسی ملت را زنده نگه میداشت و از سوی دیگر، مدیریت روابط خارجی و سفرهای موثر به کشورهای مختلف برای تبیین مواضع انقلاب اسلامی و شکستن انزوای ایران در سطح بینالملل، از جمله سفر به سازمان ملل و سخنرانی در مجمع عمومی در سال ۱۳۶۶، از جمله دستاوردهای مهم دوران ریاست جمهوری ایشان بود.
نحوه انتخاب به رهبری؛ انتخاب مجلس خبرگان برای هدایت امت
۱۴ خرداد ۱۳۶۸، خورشید حیات امام خمینی (ره) غروب کرد و امت اسلامی در غم فقدان رهبر فرزانهاش به سوگ نشست؛ در حالی که دشمنان انقلاب اسلامی، پایان کار نظام نوپای جمهوری اسلامی را نشانه گرفته بودند، مجلس خبرگان رهبری در جلسهای تاریخی و سرنوشتساز، کمتر از ۲۴ ساعت پس از ارتحال امام، گرد هم آمد.
در این جلسه که با مدیریت آیت الله هاشمی رفسنجانی برگزار شد، پس از بحثهای فشرده و رد رهبری شورایی، نام مبارک آیتالله العظمی سید علی خامنهای به عنوان گزینه نهایی مطرح گردید.
اگر چه در قانون اساسی وقت، شرط مرجعیت برای رهبری ذکر شده بود، ولی نمایندگان خبرگان با درک عمیق از شرایط حساس کشور و با استناد به نظر امام (ره) مبنی بر ضرورت بازنگری در این شرط و با عنایت به جامعیت و برجستگیهای علمی، عملی و جهادی آیتالله خامنهای، ایشان را با اکثریت آراء به عنوان رهبر انقلاب اسلامی برگزیدند.
بدین سان، شاگرد مکتب امام، بار امانتی را بر دوش کشید که در آن لحظه خطیر، جز او کسی یارای حمل آن نداشت و ایشان در آن روز فرمودند: «باید خون گریست بر جامعه اسلامی که حتی احتمال رهبری کسی مثل بنده در آن مطرح شود»
دوره مدیریت ایشان به عنوان ولی فقیه؛ تداوم راه امام در مسیر تمدنسازی
آغاز رهبری آیت الله العظمی خامنهای، مصادف با دورهای سرشار از فتنهها و پیچیدگیهای داخلی و خارجی بود، ایشان با بهرهگیری از منویات امام راحل و با درک عمیق از تحولات جهانی، توانستند کشتی انقلاب را از میان طوفانهای سهمگین عبور دهند.
دوران ۳۷ ساله رهبری ایشان، سرشار از دستاوردهای عظیم علمی، فناوری، دفاعی و سیاسی بود؛ تثبیت نظام جمهوری اسلامی در بحرانیترین برههها، مدیریت جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمن، تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، تربیت نسلهای جدیدی از دانشمندان و مدیران جوان و از همه مهمتر، تبدیل ایران به قدرتی تاثیرگذار در معادلات منطقهای و جهانی، بخشی از کارنامه درخشان ایشان است.
ایمان راسخ به مردم، اعتماد به جوانان، هوشمندی در تشخیص توطئههای دشمن و تاکید بر مقاومت در برابر زورگوییهای استکبار جهانی، از شاخصهای اصلی این دوره طولانی از رهبری ایشان بود.
ایشان در طول این سالها، همچون پدری مهربان و فرماندهی دلسوز، امت اسلامی را در مسیر استقلال و عزت رهنمون شدند و همواره بر آرمان فلسطین و لزوم مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی پای فشردند.
شهادت به دست رژیم صهیونیستی؛ پایان یک عمر مجاهدت در راه قدس
و سرانجام، آن مجاهد خستگی ناپذیر که عمری را در راه آرمان قدس شریف و مبارزه با اشغالگری صهیونیستی سپری کرده بود، در نهم اسفندماه ۱۴۰۴ در سن ۸۶ سالگی، در جریان حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران در محل دفتر بیت رهبری به آرزوی دیرینهاش رسید و به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
خبر شهادت ایشان، مشام جان جهانیان را از عطر یاس و مقاومت آکند و همانگونه که در طول تاریخ، خون پاک شهیدان بر تارک عزت و سربلندی ملتها درخشیده است، شهادت این سید مجاهد نیز چراغ راه آزادگان جهان و مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی گردید.
وی که روزگاری از تیر منافقان در مسجد ابوذر جان سالم به در برده بود، سرانجام در سنگر ولایت و در راه آرمانی که تمام عمر برای آن جهاد کرد، به دست شقیترین دشمنان اسلام به شهادت رسید تا برگ دیگری بر افتخارات نامیرای انقلاب اسلامی افزوده شود.
روحش شاد، راهش پررهرو باد
دانش آموخته علوم سیاسی، خبرنگار حوزه اجتماعی و فرهنگی





