به گزارش نقطه تسلیم، فتّاح از اسماء خداوند متعال است، یعنی فتح در اراده و خواست خداوند است، خداوند فتح انجام میدهد؛ مفهوم فتح در زندگی و در دنیا وجود دارد تا آخرت، یعنی متوقف در حیات دنیا نیست و تا آخرت جریان دارد.
به عبارت دیگر در زمان به سمت آینده نیز این مفهوم به تصویر پردازی از آینده کمک میکند، سیر رشد معنوی با مفهوم فتح مطرح است، توسعه علم و فناوری، یکی از اصلی ترین موضوع “فتوحات” است.
لغت شناسی مفهوم “فتح”
در ادبیات صرفی “فتح”، وقتی خدای متعال فاتح است، یعنی فعل فتح وجود دارد، یعنی وسیلهای ابزاری برای فتح وجود دارد که میگوییم مفتاح که جمع آن میشود “مفاتیح” یعنی پدیدهای وجود دارد که فتح میشود، در قرآن عمدتاً به عنوان “باب” مطرح است، باب چیزی، مثلاً باب سماء، باب جنت.
فعل فاتح خداوند بسیار گسترده است، دامنه فعل فتح به گستردگی همه مقولات و موضوعات است، هر نوع شی و مقولهای برای ارتباط با آن شی و برای منتفع شدن از آن شی نیازمند فتح است؛ لذا در سوره انعام آیه ۴۴ داریم که “فتحنا ابواب کل شی” یعنی حتی برای افرادی که بیاعتنای به ذکر خداوند دارند، بازهم خدای متعال برای آنها “فتح” انجام میدهد.
بنابراین بهره بردن از اشیاء مختلف در نظام خداوندی بابی دارد که آن باید فتح بشود، در محدودهای از رابطه با اشیاء خدای متعال این فتح باب را انجام داده است و عام هست.
در لایههایی دیگر هم، این موضوع اختصاصی خدای متعال است، آنجا که میفرماید: “عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو”، بنابراین عمده انسانها به صرف اندک علمی که نسبت به اشیاء مختلف دارند بهره از فتح دارند.
در آیه ۴۴ این سوره افرادی که ذکر خدای متعال را فراموش میکنند، خدای متعال ابواب کل شی را برای آنها فتح می کند؛ این کل شی در محدوده دنیا است که آنها به واسطه آن شاد میشوند.
آنچه در آسمان و زمین است برای آنها فتح نمیشود، بلکه خداوند متعال در سوره اعراف آیه ۴۰ میفرماید: ما در مورد کسانی که استکبار دارند، ابواب آسمان را برای آنها باز نمیکنیم و آنها داخل بهشت نمیشوند.
هر شیء و هر موضوعی “بابی” دارد، پس لاجرم برای ورود به آن شیء و بهره از آن شیء باید آن باب “فتح” شود، مثل بیوت که باب دارند و می فرماید به بیوت وارد شوید از درب آن، اما اگر بسته بود چطور؟ باید باب آن باز باشد چون هر بابی مفتَّح نیست.
برخی از افراد به خاطر بهره از متاع دنیا خدا را تکذیب میکنند و اهل استکبار میشوند، افرادی که اهل استکبار هستند خدای متعال ابواب آسمان را برایشان باز نمیکند؛ پس نمیتوانند در آسمان عروج کنند.
در آیه ۱۴ سوره حجر آمده است: “وَ لَوْ فَتَحْنَا عَلَيهْم بَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعْرُجُونَ”، آنها نه در دوره حیات دنیا و نه در قیامت نمیتوانند عروج کنند چون برای آنها باب آسمان فتح نشده است، برای عروج به آسمان در یومالعروج دو وسیله لازم است یک مفتاح باب آسمان و دوم وسیلهای که با آن بتوان عروج کرد.
یکی از عواملی که باعث میشود ابواب آسمان برای انسان فتح نشود، تکذیب آیات و استکبار است؛ در آیه ۱۴ سوره اعراف است: “إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِايَاتِنَا وَ اسْتَكْبرواْ عَنهْا لَا تُفَتَّحُ لهمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ لَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتىَ يَلِجَ الجْمَلُ فىِ سَمّ الخْيَاطِ وَ كَذَالِكَ نجَزِى الْمُجْرِمِينَ”، خداوند می فرماید: باید نفست آنقدر کوچک شود تا تکبر از بین رود، زیرا باب آسمان به روی مستکبر باز نیست، علاوه بر اینکه بسیار بزرگ است اما به روی مستکبران باز نیست، راهش این است که استکبار را کنار بگذارید، تا باب آسمان برایت باز شود تا بتوانید عروج کنید.
با تأمل در مفهوم “فتح”، میتوان تحلیل دقیقتری از آینده جنگ رمضان ارائه داد و ریشه محاسبات نادرست دشمن را در این نبرد شناسایی کرد.
در رفتار متجاوز نیز، مؤلفه استکبار بهروشنی قابل مشاهده است.؛این ارزش، در زمان حاضر، توانسته آیندهای خاص را شکل دهد؛ آیندهای که هماکنون نشانههای آن در حال تحقق است.
تأثیر این حقیقت، محدود به مکان و زمان کنونی نیست، بلکه ماهیتی فراتاریخی و فرامکانی دارد و میتواند چشماندازی از آینده مطلوب را پیشروی ما قرار دهد./





