• امروز : دوشنبه, ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 10 August - 2026
10
درباره دو اندیشمند ایرانی:

مقایسه بینش و روش دکتر علی‌ شریعتی و دکتر مصطفی‌ چمران

  • کد خبر : 8258
  • ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۴
مقایسه بینش و روش دکتر علی‌ شریعتی و دکتر مصطفی‌ چمران
پایان خردادماه هر سال مقارن است با سالگرد رحلت و شهادت دو تن از افراد تأثیرگذار بر تاریخ معاصر ایران؛ دکتر شریعتی و دکتر چمران که این دفعه از منظر جامعه شناسی بینش و روش این دو نخبه مورد ارزیابی و بررسی قرار می‌گیرد.

به گزارش نقطه تسلیم، در این نوشتار، شریعتی بعنوان «معمار یک گفتمان فکری» و چمران در مقام «مرد میدان عمل» در ترازوی قیاس واقع می‌شوند تا شناخت نسبتا مختصری حاصل آید.

۱. پایگاه اجتماعی و اقتصادی خانواده

هر دو از یک طبقه متوسط پایین و مذهبی بودند. اما شریعتی از کودکی در محیطی آمیخته با مباحث دینی، فرهنگی و اجتماعی رشد یافت؛ در واقع سرمایه اصلی خانواده او نه ثروت اقتصادی بلکه سرمایه فرهنگی و فکری بود ولی بزرگترین میراث چمران، تجربه زیسته او از فقر و محرومیت و مردم داری خانواده بود.

۲. تحصیلات و شکل‌گیری شخصیت علمی

شریعتی در رشته ادبیات و علوم انسانی تحصیل کرد و سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت؛ او در فضای فکری فرانسه با جریان‌های اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم، پدیدارشناسی دین، و تاریخ تطبیقی ادیان آشنا شد و از اندیشه‌های متفکرانی چون ژان پل سارتر، فرانتس فانون، لویی ماسینیون، ژرژ گورویچ تأثیر پذیرفت، اما چمران در زمان خودش از نخبه‌ ترین دانشجویان فنی ایران بود.

تحصیلات خود را در رشته مهندسی برق در دانشگاه تهران به پایان رساند و سپس در یکی از دانشگاه‌های آمریکا دکترای فیزیک پلاسما گرفت؛ چمران برخلاف شریعتی که بیشتر در علوم انسانی رشد کرد، در علوم مهندسی و تجربی بالنده و بارور شد و در واقع می‌توان گفت که شریعتی «روشنفکر علوم انسانی» و چمران «دانشمند علوم فنی» بود.

۳. حلقه دوستان و افراد تأثیرگذار

شریعتی عمدتا از پدر و از آثار و افکار مهندس بازرگان، محمد اقبال لاهوری، جمال‌الدین اسدآبادی، فرانتس فانون، ژان پل سارتر و هانری کربن تأثیر گرفته بود، اما چمران بیش از همه تحت تأثیر مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی (ره)، امام خمینی (ره) و امام موسی صدر قرار داشت، تا جایی که ارتباط نزدیک و عمیق او با امام موسی صدر، نقطه عطفی در تحول فکری و عملی‌اش محسوب می‌شود. به بیانی، شریعتی بیشتر تحت تأثیر روشنفکران و نظریه‌پردازان هم عصرش بود، اما چمران تحت تأثیر رهبران دینی و فعالان اجتماعی قرار داشت.

۴. بینش دینی

شریعتی به دنبال بازسازی و نوسازی فهم از دین بود تا آموزه‌های دینی را وارد عرصه‌های جامعه به ویژه سیاست نماید، او دین را مذهب و ایدئولوژی رهایی‌ بخش می‌دانست و تشیع را مکتب عدالت و اعتراض معرفی می‌کرد و مسئولیت اجتماعی فرد متدین را برجسته می‌ساخت.

مفاهیمی مانند شهادت، خودسازی انقلابی، مسئولیت پذیری دینداران، تعهد روشنفکران، تشیع علوی، بازگشت به خویشتن و امت و امامت در کانون اندیشه او قرار داشت، اما چمران دین را بیش از آنکه موضوع نظریه‌پردازی قرار دهد، به مثابه تجربه‌ای عرفانی و عملی نگاه می‌کرد و با آن می‌زیست و خود را بالنده می‌ساخت.

برجسته‌ترین ویژگی‌های دین‌ورزی او عبارت بودند از عرفان فردی عمیق، اخلاص عملی، جهاد اجتماعی، و خدمت به محرومان، از نظرگاه بنده، شریعتی «مصلح فکری دین» و چمران «سالک عملی دین» بود.

۵. تفکر سیاسی

از منظر سیاسی شریعتی بر این باور بود که استعمار و استبداد دو مانع اصلی توسعه جوامع اسلامی‌ هستند، لذا معتقد بود اسلام و به ویژه تشیع ناب علوی می‌بایست نیروی محرک تحول اجتماعی جهت مقابله با استبداد و استکبار واقع شوند، او می‌گفت، روشنفکر متعهد، مسئول بیداری جامعه است اما چمران سیاست را در میدان مبارزه جستجو و تجربه می‌کرد.

وی با نظام شاهنشاهی پهلوی مبارزه کرد و در لبنان در سازماندهی مقاومت مشارکت داشت و پس از وقوع انقلاب اسلامی در دفاع از کشور مسئولیت نظامی و اجرایی بعهده گرفت و نقش آفرینی کرد.

برای او سیاست عمدتاً عرصه مسئولیت و عمل بود، لذا می‌توان گفت شریعتی سیاست را از آینه نظریه اجتماعی می‌دید و چمران آن را در مسئولیت میدانی تجربه می‌کرد.

۶. کنش اجتماعی و اقدام عملیاتی

بزرگ‌ترین میدان عمل شریعتی عرصه فرهنگ بود، فعالیت‌های او عمدتا شامل موارد زیر بود: سخنرانی‌های گسترده تربیت نسل جوان تولید آثار فکری نقد سنت و مدرنیته نفوذ او مشخصا در سطح ذهن‌ها و گفتمان‌ها احساس می‌شد، اما چمران نمونه کامل «اندیشه در میدان عمل» بود.

او در آموزش نیروهای مقاومت لبنان فعال و موثر بود و در شکل‌گیری ساختارهای دفاعی پس از انقلاب نقش داشت و در جنگ ایران و عراق فرماندهی میدانی برعهده گرفت.

او را بیشتر در مقام فرمانده، مدیر سازمانده، مبارز و مجاهد می‌توان دید؛ بنابراین می‌توان اظهار داشت که شریعتی «سازنده فکر و گفتمان» و چمران «طراح نهاد و میدان» بود.

نتیجه‌گیری نهایی:

شریعتی برای تحقق و استقرار مختصات جامعه توحیدی توسعه یافته، تلاش کرد ذهنیت جامعه را تغییر دهد، اما چمران کوشید با واقعیت‌های اجتماعی در جهان عین و میدان عمل مواجه شود.

از منظر تاریخ اندیشه معاصر ایران، شریعتی را می‌توان «معمار فکری انقلاب» و چمران را «نماد پیوند عرفان، علم و جهاد عملی» دانست؛ این دو، اگرچه در روش و زبان متفاوت بودند، اما هر دو در پی احیای انسان مسلمان مسئول، آگاه و عدالت‌خواه بودند.

در مجموع می‌توان گفت دکتر علی شریعتی و دکتر مصطفی چمران دو مسیر متفاوت اما مکمل را نمایندگی می‌کردند و چنانچه هنوز هم بدان‌ها رجوع شود، شاید همچنان آثار و میراث آنان در فضای فکری و سیاسی ایران بتواند موضوع بحث و پژوهش قرار گیرد و گره گشایی‌هایی در سپهر اندیشه و بستر عمل در این مقطع حساس از حیات ایران زمین، رخ دهد./

4.5/5 - (2 نفر)
سعید اسدی کارشناسی ارشد مدیریت توسعه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

کارشناس ارشد مدیریت توسعه از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

لینک کوتاه : https://noghtetaslim.ir/?p=8258
  • نویسنده : سعید اسدی، کارشناس ارشد مدیریت توسعه
  • 100 بازدید
  • بدون دیدگاه

نظر شما

نام خود را بنویسید
آدرس پست الکترونیک
0 نظرات
Newest
Oldest بیشترین رای
0
دیدگاه شما برای ما سازنده است، لطفا نظر دهیدx