به گزارش نقطه تسلیم، شهر قزوین در ظاهر، تاریخی، فرهنگی و هنری است، اما این روزها زخمی چرکین بر تن خود حمل میکند که نه تنها زیباییهایش را خدشهدار کرده بلکه وجدان هر شهروند دغدغه مندی را هم به درد آورده است.
رودخانه بازار که روزگاری شاید صدای زندگی و طراوت را در خود داشت اکنون به پاتوقی برای تباهی و زوال بدل شده است.
در روشنای روز یا سیاهی شب در نگاه حیرت زده مردمی که از کنارشان میگذرند دهها تن از همنوعان ما؛ معتادان و کارتن خوابها؛ در کمال وقاحت و بیتفاوتی مشغول استعمال مواد مخدرند.
صحنهای که نه تنها تصویری زشت و تهوعآور از چهره شهر ارائه میدهد، بلکه فریادی خاموش از عمق یک بحران اجتماعی را بازسازی میکند که گویی هیچ گوشی برای شنیدنش و هیچ دستی برای برطرف کردنش وجود ندارد.
دیوار به دیوار این رودخانه که اکنون نه آبی در آن جاری است و نه طراوت؛ بستری برای خواب و آرامش معتادان شده است.
شبها این منطقه به پناهگاهی برای آوارگان اعتیاد تبدیل شده و روزها منظرهای از فلاکت و کثافت که بوی تعفن آن مشام هر رهگذری را آزار میدهد.
لجن و کثافت، نه تنها محیط فیزیکی را فرا گرفته بلکه نمادی از وضعیت روحی و اجتماعی جامعهای را ترسیم کرده که در برابر این حجم از تباهی سکوت اختیار کرده و این وضعیت دیگر قابل کتمان نیست.
رودخانه بازار آینهای تمام نما از بیکفایتی و بیمسئولیتی کسانی است که باید پاسدار سلامت؛ امنیت و زیبایی شهرشان باشند؛ آیا واقعاً هیچ مقام مسئولی از این وضعیت اطلاع ندارد؟ آیا چشمانشان به روی این فاجعه بسته شده است؟
یا شاید در هیاهوی مسئولیتهای دیگر این زخم چرکین قزوین آنقدر کوچک و بیاهمیت جلوه کرده که حتی شایسته توجه هم نیست.
رودخانه بازار نباید نماد سقوط قزوین باشد بلکه باید دوباره به جریان زندگی و امید بازگردد.
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات






تو بلوار ولیعصر به سمت ترمینال هم پر از معتاده