به گزارش نقطه تسلیم، در سوگندنامه پزشکی قید نشده که اگر بیماری رشوه داد درمان شود و اگر نداد بمیرد، اما در راهروهای سرد و استریل بیمارستانهای قزوین خصوصا بیمارستانهای خصوصی؛ جایی که انتظار میرود اخلاق پزشکی بر هر چیزی مقدم باشد؛ این سوگند نامه یک طنز و شوخی مسخره است؛ جایی که خبری از اخلاق نیست و صدای خرد شدن استخوانهای اعتماد مردم به وضوح شنیده میشود.
ماجرای زیر میزی دیگر یک شایعه یا تخلف پنهانی نیست، یک عُرف اجباری است که در سایه سکوت مرگ بار نظارتها، به یک اپیدمی در مراکز درمانی خصوصی شهر بدل شده است.
تصور کنید بیماری در آستانه جراحی حساس، میان مرگ و زندگی معلق است؛ در این لحظات به شدت بحرانی و خطرناک به جای تمرکز بر روند درمان؛ همراهان بیمار باید در راهروهای پر پیچ و خم بیمارستان دغدغه حق السکوت و هزینههای غیر رسمی را داشته باشند.
در قزوین متاسفانه این پدیده به سطحی از وقاحت رسیده که پزشک یا عوامل او با صراحت بقای بیمار را به پرداخت رقمی کلان و خارج از فاکتورهای رسمی گره میزنند.
این نه یک کمک یا هدیه که یک معامله خونین است، یعنی پول را بده تا جان عزیزت حفظ شود یا تماشاچی پرواز مرگبار عزیرت باش! اینجاست که باید سوال کرد چرا این بحران در قزوین چنین ریشهدار شده است؟ پاسخ ساده است، ترس! خانوادهها در آن لحظات بحرانی؛ در هراس اینکه مبادا نه گفتن به زیاده خواهی پزشک به قیمت قصور در اتاق عمل تمام شود اجباراً تن به این باج خواهی میدهند.
آنها نه تنها قربانی بیماری که قربانی یک سیستم فاسد شدهاند که از استیصال عاطفی انسانها سودهای کلان به جیب میزند.
بیمارستانهای خصوصی که باید کانون ارائه خدمات باکیفیت و شفاف باشند، اکنون به بستری برای این روند مسموم تبدیل شدهاند، مدیریت این مراکز در قزوین تا کجا از این تبادلهای غیر قانونی خبر دارند؟ آیا این سکوت در صورت اطلاع دقیق از نحوه پرداختهای غیر متعارف نشان از بیتفاوتی است؟ وقتی هزینههای رسمی به قدری بالاست که کمر خانوادههای قزوینی را خم کرده، طلب زیر میزی فراتر از یک تخلف مالی که یک جنایت اخلاقی تمام عیار است.
از آن طرف مسئولان نظارتی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین از ریاست گرفته تا مدیران نظارتی باید وارد عمل شوند، اظهارات مردمی در این خصوص کم نیست، اما گویی راه به جایی نمیبرند.
تا زمانی که سیستم نظارتی، میدانی و سخت گیرانه وارد عمل نشود و برخورد با پزشکان قانون گریز بدون در نظر گرفتن جایگاه و سابقه آنها به اولویت تبدیل نگردد، این تجارت مرگ همچنان ادامه خواهد داشت.
ما در قزوین، نیاز به یک نهضت شفاف سازی ریشهای داریم، از همشهریانی که در این مسیر پر خطر قربانی زیر میزیهای پزشکان ناجوانمرد و بد عهد شدهاند میخواهیم که حتما این سکوت را بشکنند تا بقای این هیولای مخوف به خطر افتاده و این رفتار قبیح و زشت از میان برداشته شود.
برای نجات جان انسانها از دست طمع عدهای معدود باید این فضای مسموم را هر چه زودتر تغییر داد./
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





