به گزارش نقطه تسلیم، در تقابل میان عدالت و تظاهر به عدالت مرز بسیار باریکی وجود دارد، مرزی که گاه با خون یک مفسد اما بدون بازگشت حق مالکیتی که با خون عرق مردم آمیخته شده کمرنگ میشود.
خبر انتشار گزارش دادگستری استان قزوین در خصوص پرونده کثیرالشاکی رضایت خودرو طراوات نوین نه تنها ابعاد هولناک فساد غفاری را بازتاب میدهد؛ بلکه سوالی بزرگ و تکان دهنده را پیش روی افکار عمومی می گذارد؛ آیا اعدام؛ خود عدالت است یا تنها پایان بازی یک مهره؟ غفاری مردی که با شعار تحویل خودرو به مردم و وعدههای فریبنده سرمایههای مردم را در چنگال طمع خود گرفت؛ دست آخر سر از چوبیندر قزوین درآورد و در نهایت راه به سوی تاریکی برد.
اعدام غفاری بوی یک پیروزی ناقص را میدهد، وقتی صحبت از توقیف هفت هزار میلیارد تومان دارایی میشود؛ وقتی صحبت از لایههای پیچیده کلاهبرداری در ابعاد میلیاردی است، اعدام تنها یک فرد بیشتر شبیه به یک تسکین موقت است تا یک بازگشت واقعی برای حقوق مالکان و اقدامات قضایی برای بازپس گرفتن حقوق ملت باید با اهتمام دنبال شود.
در اینجا اما با یک پارادوکس تلخ روبرو هستیم؛ اگر غفاری به جای ستیز با دستگاه قضا و لج بازی مسیر سماجت برای بازپسگیری حق را عاقلانه انتخاب میکرد؛ شاید امروز زنده بود، اما او همان گونه که مفسدان کلاسیک عمل میکنند بر خساست و پنهان کاری خود اصرار ورزید.
با این حال اعدام او لزوما به معنای پایان این پرونده پر هیاهو نیست، وقتی بخش بزرگی از طلبکاران هنوز چیزی از عرق کارشان در دست ندارند و پرونده همچنان به عنوان یک کلاهبرداری کثیرالشاکی مفتوح باقی مانده اعدام پایان کار نیست و حقوق از دست رفته مردم باید به آنها بازگردد.
پرسش اصلی اینجاست؛ آیا دستگاههای نظارتی و قضایی تنها به دنبال حذف عامل هستند یا به دنبال ردیابی مسیر؟ هفت هزار میلیارد تومان دارایی توقیف شده از اموال غفاری نشان دهنده تلاشی است که باید فراتر از یک اعدام دنبال شود؛ پروندهای که در آن میلیونها تومان از جیب مردم در گوشه و کنار این کشور و یا خارج پنهان شده است.
این اموال و حق طلبکاران نباید با یک حکم اعدام در زندان چوبیندر به بایگانی سپرده شود؛ عدالت زمانی محقق میشود که خروجی پرونده نه فقط مرگ مفسد بلکه حیات حق مردم باشد.
تا زمانی که پرونده طراوات نوین با تمام ابعاد مالیاش نتواند حتی ذرهای از حقوق طلبکاران را به آنها بازگرداند، اعدام غفاری تنها یک فصل از یک تراژدی ناتمام خواهد بود و فصلی که در آن مفسد رفت و به پایان رسید، اما درد مردم همچنان بیسنگ و بینام در میان حافظه تلخ جامعه باقی ماند./
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





