به گزارش خبرنگار نقطه تسلیم، یک عبارت معروفی هست که همیشه موجب ایجاد انگیزش در افراد میشود و بارها و بارها آن را دیده و شنیدهایم، “معلولیت محدودیت نیست”، اما این جمله اشاره به بعد درونی دارد به طوری که افراد معلول از درون خودشان را تقویت کنند؛ چه بسا افرادی در همین شهر و استان قزوین هستند که با وجود معلولیت و با تلاش و همت خود توانستهاند به اهداف بزرگی دست یابند که نمونه آن در گفتوگویی با عنوان روایت یک کسب و کار از دل معلولیت در این رسانه منتشر شده است.
اما اگر از بعد بیرونی به این موضوع بنگریم، این وظیفه دستگاهها و نهادهای دولتی است که این محدودیتها را کمتر کنند؛ به عبارتی دیگر بر اساس قانون، برخی از دستگاهها موظف هستند خدماتی را به افراد دارای معلولیت و یا اشخصاص دارای شرایط ویژه ارائه دهند تا آنها احساس کنند که مورد حمایت هستند و مسیر رشد و تعالی خود را با سرعت بیشتری طی کنند.
حتی با وجود قانون در خصوص حمایت از توانیابان، برخی از دستگاهها حتی حق قانونی افراد دارای معلولیت را رعایت نمیکنند که این خود مصداق بارز ترک فعل است و ضرورت دارد نهادهای نظارتی آن را در دستور کار قرار دهند.
برای کنکاش وضعیت معلولان در استان قزوین، به سراغ یکی از فعالان اجتماعی به نام عباس اسماعیلی رفتیم، کسی که با وجود تلاش بسیار برای پیگیری حقوق معلولین هنوز خسته نشده و همچنان علیرغم اینکه از ویلچر استفاده میکند، در این مسیر ثابت قدم ایستاده است. در ادامه متن این گفتوگو را میخوانیم:
نقطه تسلیم. خودتان را معرفی بفرمایید و یک مختصری از پیشینه خود بگویید
عباس اسماعیلی، ۳۷ ساله و ساکن الموت هستم، من مبتلا به بیماری دیستروفی هستم که نوعی بیماری عصبی و عضلانی است، اکنون از نظر حرکتی معلویت شدید دارم، تا سن ۱۵ سالگی توانایی حرکت داشتم، اما الان با ویلچر حرکت میکنم و به دلیل اینکه راه مدرسه صعبورالعبور بود، در سال سوم راهنمایی درس را کنار گذاشتم.
سالها بعد در مدرسه شبانه ثبت نام کرده و دیپلم کامپیوتر گرفتم، تاکنون در جاهای مختلفی مانند پست بانک، استخر پرورش ماهی پدرم، یک کلوپ در شهر، یک مغازه در روستا کار کردم و اکنون نیز مشغول خرید و فروش محصولات باغی مانند فندق و ذغالاخته با درآمد ناچیزی هستم.
نقطه تسلیم. در مورد فعالیتهایی که در حوزه افراد دارای معلولیت انجام دادهاید بفرمایید
من برای کمک به بچههای بهزیستی فعالیتهای زیادی داشتم و به ارگانهای مختلف طرحهای زیادی ارائه دادم که متاسفانه همه آنها بینتیجه ماند، اکنون هم پیگیر هستیم که یک قطع زمین بگیریم تا مناسب سازی بشود و یک سری امکانات رایگان به بچههای بهزیستی ارائه دهیم.
نقطه تسلیم. حمایتهای دولت از معلولین چگونه است
ابتدا باید بگویم که مقوله زمان برای افراد دارای معلولیت در مقایسه با یک فرد عادی متفاوت است، مثلاً زمان برای انجام یک کار معمولی مانند واریز پول برای یک فرد عادی نهایتاً ۱۵ دقیقه است، اما همین کار برای افراد معلول، بالای چند ساعت است و این نشان دهنده این است که زمان برای معلولین بسیار مهم است.
به نظر من افراد معلول باید از تمام برنامههای اداری دور بمانند، مثلاً برای یک وام، مراحل دریافت آن بسیار بسیار خسته کننده است و این متناسب با یک فرد معمولی است و تناسبی با یک فرد معلول ندارد و باعث میشود که یک فرد دارای معلولیت آسیب خیلی جدی دیده و برخی اوقات در میانه راه کار را رها کند، چراکه به واقع دوندگیهای اداری بین سازمانی زیاد است.
اداره بهزیستی یک کارت به ما داده که من در این ۲۵ سال تا حالا ندیدم جایی به درد من بخورد یا از آن استفاده کنم، من عضو بهزیستی هستم و میدانم که برخی موارد یا موضوعات شامل من میشود، اما متاسفانه وقتی کارت را نشان میدهیم، میگویند باید نامه بیاورید که این کار، فرایند رفت و آمد و پیگیری خاصی را میطلبد که با زمان بندی فرد معلول جور نیست؛ جایی نبوده و نیست که من برای ارائه خدمات کارت ارائه کردم اما همچنان نیاز به معرفی نامه است.
همچنین در استان قزوین در ۲ سال گذشته در آزمونهای استخدامی عمومی که هزینه زیادی دارد و نیازمند مدارک تحصیلی بالاست، تنها ۱۱۱ نفر از جامعه معلولین استان جذب شدهاند که این در مقایسه با تعداد معلولان متقاضی اشتغال در استان ناچیز است و باید افزایش پیدا کند.
نقطه تسلیم. شما به عنوان یک معلول چه مشکلاتی دارید؟
الان به ما سماکارت دادند که ارزشی ندارد، سالانه ۲ میلیون در آن واریز میشود، من کارت را دارم اما نمیدانم کجاست، چون واقعا به درد من نمیخورد، من به بهزیستی پیشنهاد کردم به جای این سماکارت یک مجموعه حمل و نقل درست کنند.
من برای گرفتن یک وام بیش از پنج مرتبه ماشین گرفتم، رفتم که فقط یک ثبت نام ساده انجام بدهم که سرانجام هم موفق نشدم؛ بعدها بعد از پیگیریهای زیاد و تماسهای تلفنی متوجه شدم که در کل استان قزوین تنها یک دفتر توانایی انجام این را دارد و اگر من از روز اول مطلع بودم و به من توضیح داده بودند نیاز نبود پنج مرتبه بروم و هزینه کنم و مشکلات دیگری هم برایم پیش نمیآمد.
افراد معلول برای جابجایی و حمل و نقل نیاز به افراد متخصص دارند و هر کسی نمیتواند این کار را انجام بدهد چون این افراد حرکات زیادی ندارند و بدن این افراد بسیار ضعیف و آسیبپذیر است، ضمن اینکه آنها استخوانبندی نهیف و پوشش بدنی ضعیفی دارند و حتی در زمان حرکت باید یکسری شرایط امنیتی خاص در وسیله نقلیه در نظر گرفته شود که متاسفانه چنین چیزی وجود ندارد.
ماشینها باید ابزارهای لازم برای انتقال افراد معلول را داشته باشد تا بتوانیم این بخش از جامعه را کمک کنیم؛ اما این پیشنهاد من مورد توجه قرار نگرفت.
نقطه تسلیم. آیا مدیریت شهری موضوع حمایت از حقوق معلولین را رعایت کرده است؟
در زمینه خدمات شهری، چیزی به نام جای پارک معلولین نداریم، جای پارک ماشین برای معلولین در سطح شهر فقط یک چیز نمایشی است، من بارها به دلیل پارک در مناطق ممنوعه جریمه شدم، چارهای هم ندارم چون باید در نزدیکترین نقطه از ساختمان مورد نظر پارک کنم و امکان پیادهروی برای من وجود ندارد.
هیچ خدماتی در مورد گردشگری برای معلولین هم وجود ندارد، در مورد تعاونی نیز با ما همکاری نمیشود، تعاونی فقط برای افراد ذینفوذ انجام میشود و حق ما خورده میشود و کسی هم نیست حق ما را بگیرد، سازمانهای محله محور هم مجوز فعالیت خیلی از موارد درخواستی ما را ندارند.
به عنوان مثال همین شهرداری قزوین در حمل و نقل و اشتغال میتواند در زمینه حمایت از معلولین فعال باشد، اگر همین تاکسیرانی و اتوبوسرانی را ملزم کنند با ما همکاری کنند، کارهای بسیار بزرگی را میشود انجام داد یا برای اشتغال؛ اگر شهردای بخشی از سعدالسلطنه را در اختیار بچههای بهزیستی و من قرار دهد، من میتوانم فرصتهای شغلی زیادی را ایجاد کنم، مراکز تفریحی زیادی برای معلولین راه اندازی نمایم.
با توجه به اینکه حقوق معلولین در شهر رعایت نمیشود، ما معلولین در حال برنامهریزی برای حمایت از یک معلول برای راهیابی به شورای شهر هستیم تا ما را مورد حمایت قرار دهد.
چراکه نبود نمایندهای از این جامعه در شورای شهر باعث شده بسیاری از مشکلات شهری، از مناسبسازی معابر تا حملونقل و اشتغال، همچنان بدون پیگیری موثر باقی بماند.
نقطه تسلیم. در مورد حقوق دریافتی معلولین از بهزیستی و وضعیت معیشتی بفرمایید
در مورد حقوق باید بگویم که قانون پرداخت حقوق بر اساس اداره کار سالها در صحن علنی مجلس مورد بررسی قرار گرفته و بارها رای تایید گرفته ولی در زمان اجرا به بهانه تامین بودجه عقیم مانده و به اجرا نرسید که این موضوع قابلیت پیگیری از سازمانهای مربوطه را دارد.
نکته مهمتر آنکه افزایش ۵۰ درصدی مستمری سال ۱۴۰۵ به بخش محدود و کوچکی از جامعه معلولین استان تعلق گرفت که تنها شامل افراد داری معلولیت خیلی شدید بود و با توجه به تورم ۳۰۰ درصدی اقتصادی، نه تنها افزایش سطح رفاه را در پی نداشته بلکه به نوعی کاهش پرداخت نیز به حساب میآید.
گروهبندی افراد معلول به سه دسته و محرومیت دو دسته دیگر بسیار غیر اصولی و غیراخلاقی است، همان یک دسته هم شامل خدماتی محدود و ناچیز بوده و شامل افراد بسیار کمی است و به همان نسبت خدمات به بخش بزرگی از جامعه معلولین استان تعلق نخواهد گرفت.
از طرفی افزایش مستمری از یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۴ به ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۵ بسیار ناچیز است در صورتی که قیمت یک کیلوگرم ماست چندین برابر شده است! اما این افزایش حقوق منطقی نیست و دردی از ما دوا نمیکند.
موضوع دیگر پرداخت وام ۳۵۰ میلیون تومانی است که تنها برای هزینه اجاره بهای یک ساله یک مغازه و یا مکان کفایت نخواهد کرد و بعد از مدتی ناگریز و با توجه به این گرانی اقساط آن عقب میافتد، باید وامها را منطقیتر یعنی به مبلغ بیشتر و بازپرداخت طولانی مدت پرداخت کنند.
در سایر قوانین حمایتی هم همینطور است، مثلا در بخش حمایتی خدمات انرژی که شامل هزینه خرید کنتور آب، برق و گاز است، تخفیفهای پرداخت رضایت بخش نیست، تنها از هزینه ۲۴ میلیون تومانی کنتور آب برای ما در سال جاری، ۱۸۰ هزار تومان تخفیف لحاظ شده و این موضوع شامل بخش بزرگی از معلولین که اجاره نشین هستند هم نیست!
نقطه تسلیم. وضعیت ادارات دولتی استان قزوین برای خدمات به معلولین چگونه است؟
ادارت استان جز تعداد معدودی از آنها، امکانات مناسبی برای تردد افراد معلول ندارد و برخی از رمپها آنقدر شیبدار است که امکان تردد از آن به تنهایی وجود ندارد، با بررسی کامل ساختمانهای فرمانداری و حتی اتاق کار خود فرماندار متوجه خواهید شد که اصلا چیدمان میزها و ساختمانها به طور کامل برای افرادی که از ویلچر استفاده میکنند، قابل بهرهبرداری نیست.
تقاضای من از مسوولین استان این است که اگر کارگروه مناسبسازی منازل افراد دارای معلولیت وجود دارد، لطفا مکان آن سازمان و یا شماره تماس آن سازمان را اعلام کنند و پیشنهاد من ایجاد تعاونیهای با نظارت مستقیم خود افراد دارای معلولیت و سهام دارکردن آنها است که با تجمیع مبالغ حمایتی و با حمایت مستقیم سازمان بهزیستی و مساعدتهای بنیاد مسکن در حوزه زمین شهری، امکان ایجاد اشتغال را برای معلولین فراهم نمایند.
نقطه تسلیم. در پایان اگر موردی هست بفرمایید
جامعه بزرگ معلولین استان قزوین درون خود دارای افرادی تحصیل کرده در رشتههای مختلفی است که با نظارت و بکارگیری این پتانسیل نه تنها میتوانند در حل مشکلات پای کار بیایند، بلکه حتی توانایی این را دارند که زیرساختهای مناسب شغلی برای استان ایجاد کرده و افراد زیادی را به کار گرفته و برای جامعه نیز مفیدتر واقع شوند.
افراد معلول تحصیل کرده در زمینه حقوق، روانشناسی، حسابداری، مدیریت، فناوری اطلاعات و بسیاری از رشتههای دیگر دارای نیروی کار هستند که با یک فراخوان و با کمترین نظارت میتوانند خودشان در حل مشکلات موجود توانمند و اثرگذار باشند.
نبود مراکز تفریحی در شهر، نبود مراکز خرید مستقل مخصوص افراد داری معلولیت، اختصاص ندادن هیچ زیرساخت خدمات شهری به سازمان از جمله اتوبوسرانی، گردشگری، خدمات درمانی یا مکانهای دولتی در زمینه رفاه و اشتغال به این افراد، نشانگر بیتوجهی به این بخش از جامعه به حساب آمده و نیازمند پیگیری است.
تنها هدف ما خدمت به افراد معلول برای بهتر زندگی کردن و پایین آوردن هزینههای زندگی این افراد است و همین که بتوانیم افراد معلول را از دوندگیهای اداری دور کنیم، ماهانه کمک زیادی به این افراد کردهایم، چه بسا که خود بنده به دلیل دوندگیهای اداری خیلی از کارها را نیمهکاره رها کرده و تا آخر نرفتم./
پژوهشگر حوزه مدیریت و کارآفرینی، خبرنگار





