به گزارش نقطه تسلیم، با وجود پیشینه درخشان فرهنگی، معنوی، هنری، علمی و فلسفی قزوین؛ به نظر در دهههای اخیر جایگاه فرهنگی این کهن شهر در سطح ملی و بینالمللی با چالشهای جدی مواجه شده است.
شاید تحولات اجتماعی- سیاسی، گسترش رسانههای نو، تمرکزگرایی فرهنگی بیش از حد در کلانشهرها و کمتوجهی به ظرفیتهای بومی، موجب شده باشند که تصویر فرهنگی قزوین در سطح کشور و جهان، کمتر بازنمایی گردد؛ به بیان واضحتر، با وجود ظرفیتهای بیبدیل فرهنگی، تاریخی و انسانی این سرزمین مینودری؛ جایگاه قزوین در نقشه فرهنگی کشور در سالهای اخیر، به شدت کمرنگ و شاید بیرنگ شده است.
همان طور که اشاره شد، شاید تمرکز و پیادهسازی سیاستهای فرهنگی در پایتخت و چند شهر بزرگ دیگر، فرصت دیدهشدن آثار، مفاخر و سرمایه های غنی فرهنگی قزوین را محدود کرده باشد، لیکن نبود “راهبرد جامع فرهنگی” و فقدان هماهنگی عینی میان دستگاههای محلی و عدم شکل گیری حکمرانی فرهنگی اثربخش و کارآمد، نیز موجب پراکندگی فعالیتها و فقدان تصویر واحدی از هویت فرهنگی قزوین در سطح ملی و بینالمللی شده است.
اما به نظر، در کنار این عوامل ساختاری، مسئله مهمتر، فقدان گفتمان فرهنگی منسجم و آیندهنگر در میان نخبگان و فعالان فرهنگی این کهن شهر است که قزوین را در مدار صفر درجه نگه داشته است؛ گفتمانی که بتواند «قزوین فرهنگی» را نه بهعنوان گذشتهای باشکوه، بلکه بهمثابه سرمایهای زنده و مولد برای آینده معرفی کند و مولفههای برجسته هویت فرهنگی معاصر قزوین شامل موارد زیر است:
●هویت معماری و میراث تاریخی: باغستان سنتی، دولتخانه صفوی، کاروانسراها، امامزادهها و اماکن متبرکه و مجموعه آثار تاریخی که تصویر امروزین شهر را میسازند.
●هویت مذهبی: وجود امام زادهها، حوزه علمیه، مسجد- مدرسهها، مسجد جامع، مسجدالنبی ، شان و جایگاه شخصیتهایی مانند علامه سید موسی زرآبادی، علامه سید ابوالحسن رفیعی و غیره در بازنمایی و تقویت سرمایه معنوی شهر.
●هویت علمی: حضور دانشگاهها، مراکز آموزشی-پژوهشی و چهرههای ممتاز و تأثیرگذار علمی در حوزه های علوم انسانی، پزشکی، فنی-مهندسی و هنر و ادبیات طی صد سال اخیر در علم گرایی این دیار علم پرور.
●هویت انقلابی: جایگاه شخصیتهایی چون شهید محمدعلی رجایی، شهید عباس بابایی، روانشاد سیدعلیاکبر ابوترابی، روانشاد آیت اله هادی باریکبین و سایر شهدای گرانسنگ در حوزههای مختلف در بازنمایی روحیه انقلابی شهر.
● هویت اجرایی: وجود شخصیتهایی چون شهید محمدعلی رجایی، سیداحمدصدر حاجسیدجوادی، سیدمحمدحسن ابوترابیفرد، زندهیاد جمال کریمیراد، علیاکبر صالحی، مجید قاسمی و غیره در گرایش و علاقه مردم قزوین در مدیریت اجرایی و اداری .
● هویت کشاورزی: وجود دشت قزوین که ۲۸ درصد از مساحت استان را تشکیل و حدود چهار تا پنج درصد از محصولات کشاورزی و غذایی کشور را نیز تامین میکند.
●هویت صنعتی و تولیدی: شکلگیری صنایع مادر و نقش قزوین در زنجیره تولید ملی در حوزه هایی چون خودرو و قطعهسازی، شیشه و بستهبندی، شویندهها و صنایع شیمیایی، صنایع غذایی و غیره.
●هویت هنری و طنزپردازانه: شهرت شخصیتهایی چون عبید زاکانی و عارف قزوینی و استمرار سنت نقد اجتماعی در هنر و ادبیات.
لذا در چنین شرایطی، بازتعریف جایگاه فرهنگی قزوین نه تنها ضرورتی بومی، بلکه راهبردی ملی است؛ زیرا این شهر میتواند الگویی برای پیوند میان «هویت تاریخی» و «نوگرایی فرهنگی» ( “قزوین فرهنگی- تاریخی” + “قزوین آینده نگر- خرد بنیان”) باشد تا صدای قزوین دوباره در عرصه ملی و جهانی شنیده شود.
هرچند ممکن است گفته شود که با ثبت جهانی باغستان سنتی و قلعههای الموت، قزوین نه تنها در سطح ملی، بل که در سطح بینالمللی نیز شناخته شده و نه تنها ایرانیان، بلکه خارجیها نیز دیگر قزوین را می شناسند؛ بله ثبت آثار باستانی و تاریخی در معرفی یک واحد جغرافیایی- اجتماعی بسیار حائز اهمیت است و فی نفسه کار ارزشمند و ستودنی است، اما پایان کار نیست، بلکه آغاز کار است.
آیا با یک، یا دو و یا چند ثبت جهانی، زیستبوم فرهنگی آن واحد جغرافیایی-اجتماعی شکل میگیرد و تبار و ریشه فرهنگیاش در سطح ملی و بینالمللی شناخته می شود؟ اگر فقط به ثبت جهانی چند اثر در مقام شناخت واقعی و درست آن واحد اکتفا شود، در آن صورت باید مدعی شد نه تنها بومیان بلکه افراد خیلی از کشورهای جهان که به دلیل ثبت جهانی آثارش، نام آن واحد را شنیدهاند، باید بتوانند جایگاه فرهنگی و نقش و کارکرد آن را تعریف و تبیین کنند! آیا به واقع چنین است؟
شخصیتهای خارجی و غیر قزوینیها جای خود، آیا الان کسانی که در جاهای حساس و کلیدی تصمیم گیری نشستهاند، می توانند جایگاه فرهنگی و تاریخی قزوین را تعریف و تبیین نمایند و با یک برنامه کاربردی آن را به اقتصاد فرهنگ پیوند بزنند و اسباب زنده ماندن آثار ثبت شده و پویایی قزوین را فراهم کنند؟
جهت گیری پیشنهاد نویسنده بیش از سطح ثبت جهانی چند اثر باستانی است، گرا و مقصود نویسنده این است که یک زیست بوم فرهنگی فعال و خلاق ایجاد شود که بتوان گذشته را به آینده برای شکوفایی بیشتر قزوین پیوند زد.
برای این منظور لازم است پرسشهایی که در ادامه میآید پیوسته پرسیده شوند:قزوین چی بود؟ قزوین چی شد؟ قزوین در حال حاضر چه وضعی دارد و با چه مسائلی مواجه است؟ و چه موانعی برای خیزش و جهش و بالندگی دوباره اش در سطح مطلوب و مطبوعی، وجود دارد؟ قزوین چه انتخابهایی برای حل مسائل موجود و رفع موانع حاضر دارد؟ و در نهایت قزوین در سال های ۱۴۱۵-۱۴۲۰ چگونه شهری خواهد بود؟
از این رو پیشنهاد می شود ، فعالان فرهنگی و دغدغهمندان این کهن شهر فرهنگی، دو موضوع زیر را در دستور کار روزانه خود قرار دهند تا شاید قزوین فرهنگی، پررنگ تر از هر روز و زمانی، ظاهر شود:
۱.بازخوانی دقیق میراث معنوی و هنری قزوین در گفتمان توسعه فرهنگی استان و کشور.
۲.توسعه و ترویج دیپلماسی فرهنگی در اندامواره قزوین با جهت گیری بین المللی.
به امید قزوین زنده، بالنده و پاینده/
کارشناس ارشد مدیریت توسعه از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران





