به گزارش نقطه تسلیم، در تمام دنیا و احتمالا ایران به تعبیر دقیق، سرمایهسازترین و در عین حال حساسترین رکن حکمرانی است، جایی که تربیت نسل آینده و مدیریت سرمایههای انسانی در آن رقم میخورد.
پس این تشکیلات طبیعتا باید در صدر لیست اولویتهای مدیریتی در نظامهای قدرتمند باشد، اما امروز در استان قزوین، شاهد وضعیتی هستیم که نه تنها با شان این دستگاه همخوانی ندارد؛ بلکه توهینی آشکار به جامعه فرهنگیان و دغدغهمندان حوزه تعلیم و تربیت است.
تداوم وضعیت بلاتکلیفی و اداره شدن این نهاد عظیم با سرپرست برای مدتی طولانی مدیران استان را عصبانی کرده و البته زنگ خطری است جدی که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت، وقتی امام جمعه قزوین در خطبههای نماز جمعه با صراحت از تداوم این وضعیت انتقاد میکند و از بیتوجهی به تذکرات پیشین سخن میگوید، یعنی کارد به استخوان رسیده است.
وقتی عالیترین مقام مذهبی و سیاسی استان قزوین از دخالتهای سلیقهای در انتصابات ابراز نگرانی میکند و از نمایندگان مجلس میخواهد که به اصل تفکیک قوا و عدم دخالت در انتصابات پایبند باشند، دیگر جایی برای تعارفات سیاسی و مماشات باقی نمیماند.
سؤال اساسی جامعه فرهنگیان قزوین از استانداری و وزارتخانه مربوطه این است که چرا آموزش و پرورش باید چوب سهمخواهیهای پشت پرده را بخورد؟ آیا این اداره کل؛ میدان بازیهای سیاسی است یا خانه امن تعلیم و تربیت؟ مگر نه این است که آموزش و پرورش باید مظهر نظم، توازن و قانونمداری باشد؟ پس چگونه است که خود؛ در بی نظمترین وضعیت ممکن در برابر این اهمال مدیریتی قرار گرفته است.
استان قزوین سرزمینی است با پیشینهای غنی، ظرفیتهای بیبدیل صنعتی و کشاورزی و نیروی انسانی نخبهای که در سطح ملی میدرخشد، اما دریغ و صد افسوس که سرعت توسعه این استان همواره در کوچههای باریک یک سنت نامبارک گیر کرده است، سنتی که نامش را دخالت در انتصابات گذاشتهاند.
کلام آیتالله مظفری خیلی بیربط نبوده وقتی در اکثر عزل و نصبها رد پای پنهانی نمایندگان به وضوح دیده می شود، جایگاه نمایندگی مجلس؛ نهادی است برای قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای قانون نه عرصهای برای چانهزنیهای پشت پرده بر سر کرسیهای مدیریتی.
وقتی مدیری بر اساس نسبت یا سهم به سمتی گمارده میشود، نخستین قربانی شایستگی است و بزرگترین بازنده، مردم شریف قزوین؛ البته که مشورت امری پسندیده و عقلانی است، اما مرز باریکی میان همفکری خیرخواهانه و تحمیل مدیریتی وجود دارد.
دخالت مستقیم در عزل و نصبها؛ نه تنها استقلال اجرایی استاندار را مخدوش میکند؛ بلکه مدیران را به جای پاسخگویی به مردم و برنامههای توسعهای به وامدار جریانهای سیاسی و اشخاص تبدیل میسازد و نتیجه این رویکرد غلط چیزی جز رکود، فساد اداری و ناامیدی نخبگانی نیست که به جای تکیه بر توانمندی، باید در انتظار تایید این و آن باشند.
از استاندار قزوین جناب دکتر نوذری انتظار میرود که در چارچوب اختیارات قانونی خود، با اتکا به شجاعت و تدبیر، از دایره نخبگان و شایستگان استان فارغ از گرایشهای جناحی و فشارهای بیرونی برای پیشبرد اهداف توسعهای استفاده کند.
مدیریت استان، سفره تقسیم غنایم نیست، بلکه بار سنگین امانتی است که باید به دست کاردانترینها سپرده شود، قطعا مردم و شخص امام جمعه و استاندار از نمایندگان و چهرههای پرنفوذ مردم قزوین میخواهند تا به حوزه اختیارات دولت احترام بگذارند و اجازه دهند استاندار، بر اساس شرح وظایف خود و بدون لکنت سکان اجرایی برخی از ادارات مهم استان را همچون اداره کل آموزش و پرورش به اهلش بسپارد.
بیگمان تاریخ این استان در حافظه خود قضاوت خواهد کرد که کدام جریان برای پیشرفت قزوین فداکاری کرد و کدام جریان برای سهمخواهی چوب لای چرخ مدیریت استان گذاشت./
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





