به گزارش نقطه تسلیم، در پایگاه خبری تحلیلی نقطه تسلیم در خصوص وضعیت ورزشگاه تختی در قلب مرکز شهر قزوین تحریر شد؛ انتظار این بود حسن توجه اگر به مطلب نیست ظن توجه هم حاصل نشود و مسوولین در این آشفتگی و بینظمی طرحها و پروژههای عمرانی که بر زمین مانده؛ التفاتی کنند و امیدواری دهند که به زودی این وضعیت از میان خواهد رفت و در مرکز ثقل رفت و آمدهای خصوصا توریستها، این مستطیل سریعتر سامان پیدا کرده از یک منطقه ویرانه به مکانی آباد و کاربردی تبدیل شود.
اما عزیزان در پاسخ به روایت ویرانه بودن ورزشگاه تختی پاسخی اقناع کننده ارائه ندادند؛ پاسخشان کوتاه است؛ این که این ورزشگاه سالهاست واگذار شده و در ید اختیار ما نیست؛ حرف اینجاست که این واگذاری که سند افتخار نیست؛ اگر به قول مسوولان سالهاست این ملک را از اختیار خارج شده؛ چرا و کجا این موضوع را به اطلاع مردم و رسانهها رسانده شده است؟ آیا این حجم از بیخبری عمومی نتیجه شفافیت است؟
فرض را بر این میگیریم که در اتاقهای دربسته تفاهم نامهای با میراث فرهنگی برای تهاتر هم امضاء و طرح دولتخانه صفوی را مطرح کردهاید؛ اما آیا یک نامه اداری؛ مجوز رها کردن این اراضی در قلب بافت زنده شهری است؟ خب سوال اصلی اینجاست، کی و چه زمانی قرار است این مکان از یلهگی رهایی یابد و به سامان برسد؟ فکر کردهاید ارتباط وضعیت فعلی ورزشگاه به آینده نامعلوم پروژه دولتخانه نمیتواند افکار عمومی را خاموش نگهدارد و این پاسخها تنها پاک کردن صورت مسئله است.
برگردیم به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان قزوین! اگر قرار است مدرسه پاسداران تخریب شود و این پهنه تغییر کاربری یابد، چرا در این فاصله سالها که ملک و زمین را تحویل گرفتهاید؛ هیچ اقدام عاجلی برای جلوگیری از تبدیل شدن این فضا به مأمنی برای جلوگیری از آسیبهای اجتماعی صورت ندادهاید؟ آیا مدیریت یک مجموعه تنها به واگذاری آن خلاصه میشود و دیگر هیچ مسئولیتی در قبال خروجی واگذاری یا تحویل آن ندارید؟
هیچ کس منکر زحمات و اقدامات صورت گرفته نیست، اما رؤسای میراث فرهنگی و ورزش و جوانان میتوانند، یک بار در قالب یک شهروند شال و کلاه کنند و قدمزنان به اتفاق به از همه ابعاد به این اراضی نگاه کنند.
شاید وقتی با چشمان خود این مکان را ببینند، درنگ و تاملی عمیق صورت بگیرد و به جای ارجاع به آینده دور فکری به حال امنیت و سیمای امروز این نقطه از شهر کنند.
مردم قزوین نه به تفاهمنامهها نیاز دارند؛ نه به جوابیههای اداری؛ از این دست نامههای بر زمین مانده در استان بسیار است؛ مردم منتظر پایان عصر بیتوجهی و بازگشت زندگی به این عرصه هستند.
پاسخگویی تنها به معنای سلب مسئولیت نیست، بلکه فقط در عمل مشاهده میشود؛ یعنی تعیین ضربالاجل برای ساماندهی و یعنی پایان دادن به این وضعیت بلاتکلیف که پیش از آنکه مسئله اداری باشد، آبروی شهر است/
دانش آموخته روابط عمومی و مدیریت بازرگانی، نویسنده و روزنامهنگار در حوزههای اجتماعی، حوادث، گزارشات و تحلیل؛ مدیر اسبق روابط عمومی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، مالک و صاحب کانال تلگرامی هیچ، مجری صدا و سیما و مشاور ارشد تبلیغات





