به گزارش نقطه تسلیم، با فروکش کردن غبار جنگ و پایان یافتن درگیریهای نظامی، اگرچه نفسهای آرامش در جامعه دمیده میشود، اما بسیاری از خانوادهها و بازماندگان، سختترین مرحله مواجهه با فقدان را آغاز کردهاند.
در پس این آرامش ظاهری، امواج خاموش اما سنگین «سوگ» خودنمایی میکند؛ پدیدهای که به همان اندازه که طبیعی است، میتواند تهدیدی جدی برای سلامت روان جامعه باشد.
سوگ چیست و چه تاثیری بر ما دارد؟
سوگ، واکنش طبیعی انسان به فقدان است و دربرگیرنده طیفی از پاسخهای احساسی، شناختی، جسمانی و رفتاری است که پس از از دست دادن یک عزیز، بروز میکند.
این واکنشها محدود به غم و اندوه صِرف نیست و میتواند به شکل خشم، احساس گناه، بیخوابی، خستگی مفرط، کاهش تمرکز، کنارهگیری اجتماعی و حتی پرسشهای بنیادین درباره ی معنای زندگی بروز پیدا کند.
کارشناسان تأکید دارند که تجربه سوگ یک فرآیند خطی نیست و افراد ممکن است روزهای خوب و بد را به صورت دورانی تجربه کنند و این تغییرات بخشی از روند طبیعی بهبودی است.
مراقبت از سلامت روان در دوران سوگ
متخصصان روانشناسی معتقدند که مهمترین گام در این دوران، پذیرش احساسات و فراهم کردن فضایی برای بروز آنهاست.
سرکوب عواطف یا اجتناب از فکر کردن به فقدان، می تواند روند سوگ را پیچیده و طولانی تر کند. توصیه می شود افراد در این دوران، ضمن حفظ روال عادی زندگی تا حد امکان، از حمایت های اجتماعی و خانوادگی بهره مند شوند و با خود شفقتی داشته باشند.
اگرچه بسیاری از افراد با گذشت زمان و با تکیه بر این حمایتها، میتوانند خود را با فقدان وفق دهند، اما در مواردی که شدت علائم کاهش نیابد، مداخله ی تخصصی ضروری است.
چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟
در حالی که غم و اندوه پس از مرگ عزیزان طبیعی است، اما اگر این احساسات شدید باقی بماند و در انجام فعالیتهای روزمره اختلال ایجاد کند، احتمالاً فرد به «اختلال سوگ طولانی» (Prolonged Grief Disorder) دچار شده است.
این اختلال که در راهنماهای تشخیصی معتبر به رسمیت شناخته شده، با نشانههایی نظیر دلتنگی و درگیری ذهنی مداوم با متوفی، انکار شدید مرگ، اختلال در هویت و از دست دادن هدف در زندگی مشخص میشود.
روانشناسان با بهرهگیری از رویکردهای درمانی متنوع، از جمله درمان شناختی-رفتاری (CBT) یا درمان متمرکز بر هیجان (EFT)، میتوانند به فرد در پردازش احساساتی مانند خشم، گناه و غم کمک کنند و مانع از تداوم آسیبهای روانی شوند.
شناخت علائم سوگ در گروههای سنی مختلفپ
شیوه بروز سوگ در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان متفاوت است که آگاهی از آن برای ارائه حمایت مناسب حیاتی است:
کودکان (زیر ۹ سال)
درک آنها از مرگ و مفهوم قطعی بودن آن محدود است و ممکن است رفتارهایی مانند بازگشت به دوره های پیشین رشد (مثل شب ادراری یا مکیدن انگشت)، بی قراری، کابوس، مشکل در مدرسه یا بروز پرخاشگری نشان دهند.
گاهی ممکن است اصرار کنند که عزیز ازدست رفته هنوز زنده است یا با بازی کردن، فقدان را ابراز کنند.
نوجوانان (۱۲ تا ۲۴ سال)
نوجوانان به دلیل دغدغه های هویتی و فشار گروه همسالان، ممکن است احساسات خود را پنهان کنند یا با سرگرمی و فعالیت زیاد سعی در فرار از غم داشته باشند.
همچنین ممکن است دست به رفتارهای پرخطر بزنند تا مرزهای مرگ را بیازمایند .
بزرگسالان
علائم در بزرگسالان اغلب به صورت اختلالات خواب، تغییرات اشتها، دشواری در تصمیم گیری، احساس گناه و بازخواست از خود، یا بروز افکار خودتخریب گر بروز میکند که اگر این تغییرات خلقی در انجام وظایف روزانه اختلال ایجاد کند، زنگ خطر جدی به شمار میرود.
در انتها باید اشاره کنم که پایان جنگ، پایان رنج نیست، بلکه آغازی بر یکی از پیچیده ترین دوران های عاطفی برای بازماندگان است.
جامعه و نظام سلامت روان باید با آگاهی بخشی دربارهی ماهیت سوگ و از بین بردن ننگ مراجعه به روانشناس، بستری فراهم کنند تا افراد داغدار بتوانند بدون احساس شرم یا ضعف، برای حفظ سلامت روان خود اقدام کنند.
حمایت به موقع و حرفهای، می تواند مسیر دشوار سوگ را به سفری برای ترمیم و بازگشت به زندگی تبدیل کند./
• دانشجوی دکتری روانشناسی
• دارای پروانه نظام سازمان روان شناسی و مشاوره ایران
• عضو انجمن روانشناسی آمریکا (APA)
• کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی
• کارشناس سلامت روان علوم پزشکی قزوین
• کارشناس سابق صدای مشاور بهزیستی استان قزوین




