به گزارش نقطه تسلیم، اگر این روزها شبکههای اجتماعی را بیشتر دنبال کنیم و کمی دقیقتر به فضای جامعه نگاه کنیم، متوجه میشویم که خیلی از موضوعات نسبت به گذشته تغییر کردهاند، یکی از این تغییرات، پررنگتر شدن اهمیت زیبایی و ظاهر در زندگی روزمره ماست؛ به طوری که امروزه تزریقهای زیبایی، عملهای جراحی، کاشت ناخن، تتو و مواردی از این دست، بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند.
در این میان، چیزی که متخصصان حوزه سلامت روان را بیشتر به فکر وامیدارد، نه اصل توجه به زیبایی، بلکه زیادهروی و افراط در تغییر ظاهر است.
زیبایی به خودی خود نه تنها مسئلهای منفی نیست، بلکه توجه به ظاهر و رسیدگی به خود میتواند بخشی طبیعی از زندگی هر فرد باشد.
بنابراین، انجام یک عمل زیبایی، تتو یا هر اقدام دیگری به تنهایی نمیتواند نشانه وجود یک اختلال روانی باشد، اما زمانی که این رفتار از یک انتخاب معمولی فراتر میرود و فرد بهطور مکرر و بدون رضایت پایدار، به دنبال تغییر بخشهای مختلف ظاهر خود است، بهتر است کمی عمیقتر به موضوع نگاه کنیم.
در چنین شرایطی این سؤال مطرح میشود که چه چیزی در پشت این میل مداوم به تغییر ظاهر قرار دارد و آیا این رفتار میتواند با برخی تعارضها، باورهای فرد درباره خودش یا مشکلات روانشناختی او ارتباط داشته باشد؟
یکی از موضوعاتی که در این زمینه اهمیت پیدا میکند، اختلال بدشکلی بدن (Body Dysmorphic Disorder) است که در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا (DSM-5-TR) نیز به آن پرداخته شده است.
در این اختلال، فرد نسبت به یک یا چند نقص یا ایراد در ظاهر خود، که ممکن است از نظر دیگران بسیار جزئی یا حتی نامشهود باشد، اشتغال ذهنی شدید پیدا میکند و این اشتغال ذهنی میتواند با اضطراب، اجتناب از موقعیتهای اجتماعی و اختلال در عملکرد روزمره همراه شود.
در واقع، ممکن است فرد مدام به این فکر کند که «این قسمت از صورتم مناسب نیست»، «باید این بخش از بدنم را تغییر بدهم» یا «اگر این نقص را برطرف کنم، بالاخره احساس بهتری خواهم داشت»؛ اما گاهی بعد از یک تغییر، رضایت پایدار ایجاد نمیشود و توجه فرد به بخش دیگری از ظاهرش معطوف میشود.
در اینجا دیگر فقط با مسئله زیبایی مواجه نیستیم؛ بلکه لازم است ببینیم فرد چه تصویری از خودش دارد و چه میزان از ارزشمندی خود را به ظاهرش وابسته کرده است.
از طرف دیگر، این موضوع میتواند با اضطراب اجتماعی نیز ارتباط پیدا کند؛ فردی که بهشدت نگران قضاوت دیگران درباره ظاهر خود است، ممکن است از حضور در جمع، برقراری ارتباط یا فعالیتهای اجتماعی اجتناب کند.
به مرور زمان، همین نگرانی درباره ظاهر میتواند دایره حضور اجتماعی فرد را محدود کند و کیفیت زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد و به همین دلیل، شاید قبل از اینکه تصمیم بگیریم تغییری در ظاهرمان ایجاد کنیم، بد نباشد یک سؤال ساده از خودمان بپرسیم: «چه چیزی باعث شده من بخواهم این تغییر را انجام بدهم؟»
پاسخ به همین سؤال میتواند ما را به لایههای عمیقتری از افکار و باورهای ما درباره خودمان برساند، ممکن است پاسخ این باشد که «من زیبا نیستم»، «من کامل نیستم»، «یک نقص جدی دارم» یا حتی «تا زمانی که این قسمت از ظاهرم را تغییر ندهم، دیگران من را نمیپذیرند.» اگر چنین افکاری به شکل مداوم و آزاردهنده وجود داشته باشند، شاید بهتر باشد قبل از اقدام، با یک متخصص حوزه سلامت روان صحبت کنیم.
گاهی مسئله اصلی، انجام یک عمل زیبایی یا تغییر یک بخش از ظاهر نیست؛ ممکن است پشت این میل، مسئله عمیقتری درباره عزتنفس، تصویر بدنی، اضطراب یا باورهای فرد درباره ارزشمندی خودش وجود داشته باشد؛ در چنین شرایطی، پیدا کردن و حل کردن ریشه مسئله میتواند کمک کند فرد نه فقط به ظاهر مطلوبتری، بلکه به رابطه سالمتری با خودش و بدنش برسد؛ جایی که سلامت روان و زیبایی ظاهری در مقابل یکدیگر قرار نگیرند، بلکه در کنار هم معنا پیدا کنند./
• دانشجوی دکتری روانشناسی
• دارای پروانه نظام سازمان روان شناسی و مشاوره ایران
• عضو انجمن روانشناسی آمریکا (APA)
• کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی
• کارشناس سلامت روان علوم پزشکی قزوین
• کارشناس سابق صدای مشاور بهزیستی استان قزوین




